خانه / الفیا / نقد شعرِ با گزاره‌های عاطفی و رؤیایی

نقد شعرِ با گزاره‌های عاطفی و رؤیایی

اگر دانشمند زیست‌شناس بگوید «کلاغ پرنده نیست؛ زیرا من کلاغ را دوست ندارم و قناری را دوست دارم»، هیچ‌کس حرف او را به عنوان حرف علمی نمی‌پذیرد. زیرا عواطف و پسند شخصی خود را در بیان علمی وارد کرده است.

حالا اگر همان دانشمند بگوید «پرنده باید زیبا و خوش‌رنگ و خوش‌آواز باشد و چون کلاغ این مشخصات را ندارد، پس پرنده نیست»، با این‌که معیارهایی برای نظر خودش مطرح کرده است، باز هم حرفش علمی نیست. چون نظر شخصی خودش را تعمیم داده است و به عنوان گزاره‌ی علمی مطرح کرده است.

در دنیای شعر، منتقدانی داریم که فرق میانِ اظهارنظر علمی با بیان عاطفی و اظهارنظر شخصی را نمی‌دانند. مثلاً می‌نویسند: «کلمات مخفف مانند «،کز وز، ز، زانکه، کنون» در شعر امروز جایی ندارند.»

این جمله‌ی خبری در اصل بیانگر نظر شخصی آن منتقد است. پس او باید بنویسد: «به نظر من بهتر است در شعر امروز از کلمات مخفف استفاده نشود.»

زیرا وقتی این جمله را به صورت یک گزاره‌ی علمی می‌نویسد، معنایش این است که: «من با مطالعه‌ی آثار بزرگان شعر امروز، به این نتیجه رسیده‌ام که اغلب شاعران در آثارشان از کلمات مخفف استفاده نمی‌کنند.»

اما وقتی آثار برجسته‌ی شعر امروز را بررسی می‌کنیم و می‌بینیم که بسیاری از شاعران بزرگ در شعرشان کلمات مخفف دارند، نمی‌توانیم پسند و ترجیح و تجویز شخصی خودمان را جایگزین شناخت علمی کنیم.

 احکام کلی تجویزی_عاطفیِ منتقدان ناشی، حرف‌هایی‌ست از این دست:

_غزل دیگر در شعر امروز جایی ندارد.

_شعر سپید با شاملو آغاز شد و پایان یافت. هر که پس از شاملو شعر سپید می‌گوید، نثر شاعرانه می‌نویسد، اما شعر نمی‌نویسد.

_شعر باید در هر سطرش ضربه داشته باشد، به ویژه رباعی حتما باید در مصراع آخرش ضربه داشته باشد.

_مخاطب امروز کم‌حوصله است و شعرهای طولانی را نمی‌خواند. پس شعر کوتاه بهتر است.

_استعاره و تشبیه در شعر امروز جایی ندارد.

_شعر باید روایت داشته باشد تا انسجام عمودی‌اش حفظ شود.

***

به نوشته‌ها و سخنانی که به عنوان نقد شعر منتشر می‌شود نگاهی بیندازید و ببینید چه‌قدر از این نوع گزاره‌های تجویزی_عاطفی در آن‌ها آمده است.

ای منتقدان گرامی!

ای برگزارکنندگان دوره‌های آموزش شعر!

ای نظریه‌پردازان و تعیین‌کنندگان استانداردهای شعر امروز!

لطفاً پسندها و ترجیحات و رؤیاها و آرزوهای خود را به جای گزاره‌های علمی، به خوردِ مخاطبان ندهید.

هیچ اشکالی ندارد اگر پیش از نوشتن احکام جزمی و پیش از تدوین استانداردهای شعر امروز، زحمت بکشید و دست کم صد کتاب شعر از شاعران برجسته‌ی امروز را ورق بزنید و از هر کتاب چند سطر یادداشت بردارید.

هیچ اشکالی ندارد اگر پیش از صدور احکام عاطفی و شخصیتان، بنویسید «به نظر من» یا مثلا بنویسید «من این‌گونه می‌پسندم» یا «من ترجیح می‌دهم».

آن وقت مخاطب در نوشته‌ی شما می‌خواند: «من ترجیح می‌دهم که در شعر امروز، تشبیه و استعاره نباشد.»

و پس از خواندن این جمله، می‌داند که با گزاره‌ی علمی مواجه نیست. پس اگر دلش خواست حرف شما را می‌پذیرد و اگر نخواست، حرف دیگران را برمی‌گزیند.

 

همچنین ببینید

میانه‌ی میدان

چه شد که عمر ماهنامه‌ی «نیستان» با همه‌ی دبدبه‌اش به سه سال هم قد نداد؟ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *