خانه / روایت / از «روایت» که حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

از «روایت» که حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

روایت طیف گسترده‌ای از نوشته‌ها را در برمی‌گیرد: حرف زدن از هرچیزی به هرشکلی گونه ای از روایت است. دو تقسیم بندی کلی برای روایت وجود دارد: داستان و ناداستان.
ما در بخش روایت الفیا تمرکز خود را بر ناداستان و شاخه‌های آن گذاشته‌ایم: یادداشت، خاطره‌نویسی، تک‌نگاری، مستندنگاری و سفرنامه همه انواعی از روایت ناداستان هستند که با جزئیاتی از یکدیگر متفاوت می‌شوند.
مهم‌ترین بخش روایت‌، خاطره‌نویسی (memoir) است که اگر بخواهیم چند ویژگی برای آن نام ببریم، به این موارد اشاره می‌کنیم:

• مموآر مبتنی بر تجربه‌ی زیسته ‌است. شرح یک اتفاق، توصیف یک احساس در خلال یک رویداد که راوی خود آن را درک کرده، در بطن و یا حاشیه‌ی آن بوده‌است و می‌تواند با اطلاعات کافی، آن لحظه، آن اتفاق و آن احساس را تعریف کند.
• مموآر با درگیری احساس همراه است. احساس و عواطف نویسنده نه تنها در آن دخیل است، که عنصر اصلی هم به شمار می‌آید: واقعه از زبان و منظومه‌ی فکری یک شخص با نگاهی که او به ماجرا دارد بیرون می‌آید. پس دخالت دادن احساس در مموآر، کاری زائد نیست؛ برخلاف برخی گونه‌های دیگر ناداستان که به‌کارگیری و صحبت از احساس، باید در حداقل ممکن خود باشد.
• مموآر با خودش تعریفش را هم می‌آورد: خاطره. هیچ خاطره‌ای بر مبنای خیال شکل نگرفته‌است. بلکه همیشه پای اتفاقی در میان بوده ‌است. پس عنصر خیال در مموآر جایی ندارد. اما صحبت نویسنده از تخیلات خودش در گذر آن اتفاق، بخشی از همان اتفاق و شرح احساسات و تفکرات اوست. می‌شود از تخیلات صحبت کرد اما نباید خیال را که مختص داستان است در آن راهی داد.
• مموآر در عالی‌ترین شکل خود باید به مرحله‌ای از روایت‌گری برسد که راوی بتواند به عمق خاطره نفوذ کند و دقیقا از همان‌جا واقعه را به زبانی گیرا توصیف کرده و حرفی بیشتر از خودش و یک خاطره‌ی روزمره بزند. به عبارتی یک تجربه را در سطوح عمیق‌تر تعریف کند و با نگاهی کلی و بالاتر به آن رویداد، تحلیلی از آن ارائه بدهد.
عمیق شدن به کمک درگیری نویسنده با موضوع، بیان جزییات و دخالت‌دادن قصه و پرداختن به عواطف دیگران مثل درد و عاطفه و… در روایت امکان پذیر است.

چگونه یک مموآر بنویسیم؟
• قبل از شروع نوشتن محدوده‌ی واقعه و تجربه‌ای که می‌خواهید درباره‌ی آن حرف بزنید را مشخص کنید. تمرکزتان را بر یک اتفاق بگذارید، نگاهتان را محدود کنید، پنجره‌ی نوشتن را تنها رو به گوشه‌ی کوچکی از زندگیتان باز کنید؛ یک خاطره از اتفاقی که از سر گذرانده اید، یک لحظه‌ی خاص از تاریخ که در آن حضور داشته‌اید. آوردن مجموعه‌ای از حوادث و اتفاقات در یک روایت، اگر به اندازه‌ی کافی همراه با اطلاعات و پرداخته شده نباشد، نوشته را تبدیل به یک گزارش خواهد کرد. برای تعریف روایت یک خط سیر در نظر بگیرید و روی همان به انتها برسید. آنچه روایت را گسترده می‌کند، نه موضوعات متعدد، که توصیف و دادن اطلاعات از اتفاق با نگاهی ریزبین است.
• خرده روایت‌های دیگران را هم به نوشته‌ی خودتان راه بدهید. به عبارتی، به کمک گریز زدن به قصه، احساس و یا تجارب زیسته‌ی دیگران، روایت خودتان را «عمومی» کنید. جوری که برای همه ملموس و باورپذیر باشد. روی احساسات مشترکی که معمولا همه‌ی آدم‌ها باهم دارند دست بگذارید و خواننده را از این راه با خودتان همراه کنید.
• دیگران را در کفش‌های خودتان بگذارید! این جمله‌ی رایج بین روایت‌نویسان گویای یک اصل مهم در تعریف روایت است: طوری دیگران را با خود همراه کنید که احساس، ناراحتی، خستگی، رنج، خشم و… شما را متوجه شده و درک کنند. این کار چگونه ممکن است؟ به کمک دادن اطلاعات و پرداختن به جزییات: بو، رنگ، طعم‌ها و همه‌ی عناصری که در هویت‌بخشی به یک مکان و زمان موثرند را در روایت ذکر کنید. به قول معروف: «به من نشان بده. نگو!» برای خواننده تصویر بسازید و او را نه به نشستن، که به گشت و گذار همراه خودتان تشویق کنید. به زاویه‌ی نگاه و جهان‌بینی خودتان دعوت کنید اما در نهایت نتیجه‌گیری را به عهده‌ی خودش بگذارید.
• واقعیت را بگویید. خودتان و رویدادها را سانسور نکنید. از احساستان بی‌پرده حرف بزنید؛ ولی مواظب باشید که مرز حریم خصوصی خودتان را با زیاده‌روی برهم نزنید. مرزهای روایت را آنقدر تنگ نکنید که اصل ماجرا نامفهوم و دیریاب شود.
• زبان روایت اول شخص نگارش راحت‌تر و صمیمانه‌تری دارد. بعلاوه فرصت بیان احساس و نظر و قضاوت را هم درباره‌ی دیگران به شما می‌دهد. اما استفاده از زبان سوم شخص و دانای کل هم می‌تواند منجر به کشف تجربه‌های جدیدی شود و منعی برای استفاده از آن وجود ندارد.

همچنین ببینید

داستان خون خدا/ روایت پنجم؛ حرّ بن یزید ریاحی

منزل پنجم؛ مقتل مقرم؛ داستان حریت؛ به روایت سجاد نوروزی

یک دیدگاه

  1. سلام
    خواستم از طریق آدرس ایمیلی که در سایت گذاشته‌اید با مسئول سایت ارتباط بگیرم، خبری نشد.
    می‌خواستم ببینم می‌شود همکاری کرد؟ شرایطش چیست؟ نمونه‌کار را به کدام بخش و چه کسی باید برسانم و چگونه؟
    با این چیزی که این‌جا نوشته‌اید، فکر می‌کنم باید با مسئول بخش روایت صحبت کنم.

    کلاً «چگونه؟»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *