خانه / شعر / قطعات دو طرفه

قطعات دو طرفه

شهر سخنگو و دگرسانی ادبی در مدرنیته

«پروژه‌ی پاساژ‌ها» نوسازی ماتریالیسم تاریخی است. «والتر بنیامین»، نویسنده و منتقد آلمانی با درآمیختن بی‌شمار نقل قول از نویسندگان و روزنامه‌نگاران اروپایی در دوران پوست‌اندازی مدرنیته، و با عقب و جلو رفتن در زمان، نشان می‌دهد که چطور فضاهای تازه‌ای در شهر و متن پاریسی زاده شدند. مطالعه‌ی تطبیقی و قیاس‌های خلاقه، درواقع امضای مولف در این متن است. با کمی دقیق شدن در کتاب متوجه می‌شویم که حد فاصل سال‌های ۱۸۴۸تا ۱۸۵۲ از نظر بنیامین نقطه‌ی عطفی است در تاریخ مدرنیته؛ دورانی که هم در آن «امیل زولا» با بناپارتیسم چشم در چشم می‌شود، هم «بودلر» ولگردی را اختراع می‌کند و هم «تئوفیل گوتیه» سبک زندگی طبقه‌ی متوسط شهری را در ادبیات فرانسه تئوریزه می‌کند. دورانی که پاساژها در پاریس شروع می‌کنند به پیوند زدن محلاتی که «هوسمان» آن‌ها را با بلوارکشی بریده بود. بنیامین نشان می‌دهد که در آن دوران، فقط در طی چهار سال، چطور همه چیز در پاریس دگرگون شد.

نوشتن کتاب‌های معمولا کم حجم، با زبانی روایی در کنار عمر کوتاه، منجر به آن شده که امروز بنیامین شمایلی مردم‌پسندتر از سایر متفکرین انتقادی داشته باشد. البته سهم زیست دراماتیک روشنفکر هم در آن بی تاثیر نبوده.

اما پروژه‌ی پاساژها یکسر متنی دیگر است. بنیامین در این کتاب مطرح می‌کند که شهر می‌تواند برای ما داستان‌گویی کند. بنابر چنین ایده‌ای، داستان‌های بسیاری هست که می‌شود با آن‌ها از خلال برخورد با فضای شهر ارتباط برقرار کرد. این داستان‌ها سیال، زودگذر و کوتاه کوتاه هستند. همچون قطعاتی که در کنار یکدیگر متنی طویل می‌سازند: شهر.

چنین خوانشی از شهر به مثابه‌ی یک متن قطعه‌ قطعه، حاوی اطلاعات وسیعی درباره‌ی مکان‌ها و فضاهاست. جهش‌های فضایی، دگرگونی‌های اقتصادی و شیوه‌های زندگی، مهاجرت‌ها، درآمیزی‌ها، شکوفایی‌ها و ورشکستگی‌ها… . اما راوی نیوشای این قصه‌ها کیست؟ «فلانور» و یا همان ولگرد. ولگردی که نه تنها در شهر می‌چرخد بلکه در متن‌ها نیز ولگردی می‌کند. در نظر بنیامین، منتقد خود اعلی‌ترین شکل ولگرد است.

او با جولان در حکایت‌های عامیانه، داستان‌های مصور مردم پسند، رمان‌های نخبه و گزارش‌های مطبوعاتی سعی دارد تا به گفتمانی پی ببرد که شکل‌دهنده‌ی مدهای حاکم بر فضاست. بنیامین با «جاکومو لئوپاردی» موافق نیست که مد و مرگ را خواهران یکدیگر می‌دانست. او با «بالزاک» همراهی می‌کند: «هیچ مدی نمی‌میرد. نو می‌شود و بازمی‌گردد». از این مسیر است که مد می‌شود موضوع اصلی برای ماتریالیسمی که بنیامین در پروژه‌ی پاساژها به کار بسته. از مد شال‌گردن‌های پاریسی تا ادویه‌های هندی و عطرهای عربی در پروژه‌ی پاساژ‌ها بررسی می‌شوند. بنیامین آرمان‌های مدرنیته را با آنچه در واقعیت بر زمین نشسته قیاس می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که: «معماری مدرن دروغگو است». بنیامین پاساژهای پاریسی را همان اجماعات محلی‌ای می‌دانست که پرنس هوسمان کمر به از میان برداشتنشان بسته بود. از این منظر، او معماری مدرن را پسر ناخلف آرمان‌های پدرانه‌ی مدرنیسم می‌داند. چرا که با زیرآبی رفتن از دست پدرسالاری، جابه‌جا فضاهایی برای اجماعات محلیِ «داخلی» ایجاد کرده: گالری‌ها، سالن‌های شهری، ایستگاه‌های را‌ه‌آهن، مترو و… ؛ و سپس رد پای این فضاها را در ادبیات می‌جوید؛ در بودلر قرن بیستمی و بالزاک قرن نوزدهمی او رابطه‌ای را که این فضاها بر ادبیات گذاشته‌اند جست‌وجو می‌کند. این تاثیر، چین شکن و تلاطمی است که به واقع از نظر او وظیفه‌ی هر فضای داخلی‌ای است. این تلاطم که در فضای ناپیوسته‌ی شهر مدرن پدید آمده، متن مدرن را هم چندپاره کرده، و متن مدرن درست مانند شهر مدرن فقط به هم‌جنس خود روی خوش نشان می‌دهد. یعنی هرآنچه غیر از ماست دمده، احمقانه و ناپذیرفتنی است. تفاوت در رمان مدرن به کنار می‌رود و از همگرایی قطعات و هم‌پوشی متن با سایر متن‌ها ارزشی نو زاده می‌شود. یعنی در بدو شکل گیری، ادبیات مدرن، گفتمانی علیه تفاوت را تبلیغ می‌کرد و از ارزش‌های بورژوازی حمایتی تام به عمل می‌آورد.

 زیاد شدن آرایه در متون ادبی مدرن به شیوه‌ای که خود آرایه به نوعی هدف نویسنده شده هم از دیگر تاثیرات پاریس مدرن بر ادبیات مدرن است. او این کار را با جورچین سازی از قطعات نویسندگان بسیاری انجام می‌دهد که هرکدام متعلق به دوره‌ای از پاریس هستند. برای مثال، بنیامین استعارات انباشته‌ی ادبی در اشعار بودلر را با اشعار توصیفی «ویکتور هوگو» مقایسه می‌کند. او نتیجه می‌گیرد که بودلر همانند کودکی است که از غوطه خوردن و کشف شهر مدرن هیجان زده است در حالی که هوگو پدری است که برای پاریس قدیم دلتنگی می‌کند آن هم درحالی که «لامارتین» در حال درشتی کردن علیه همان پاریس قدیم است. پس می‌شود نتیجه گرفت که امر قدیم ضرورتا مورد پسند همه‌ی مردم گذشته نبوده. چنانکه امروز همین است و وضع موجود (آشفتگی به تعبیر بنیامین) مورد پسند و یا ناپسند برای همه‌ی روشنفکران و نخبگان جامعه نیست و حتی در برخی موارد نظر روشنی هم شاید نداشته باشند. برای مثال بنیامین سراغ زولا می‌رود. از نظر او امیل زولا کسی است که در برخورد با اقتصاد سیاسی در عصر بناپارتیسم، حوالی سال ۱۸۵۲، هم شگفت‌زده بود و هم آثاری نوشت که محرک بناپارتیسم شدند.

حاکمان در کنار نویسندگان، دیگر شخصیت‌هایی هستند که در پروژه‌ی پاساژها بررسی می‌شوند. برای مثال بنیامین به «ناپلئون سوم» اشاره می‌کند که با «پرودون» یک سوسیالیست شد، در همراهی با ایده‌های «امیل ژیراردین» یک اصلاح‌طلب طرفدار نوسازی شد و پس از آن بود که با جا زدن روشنفکری فرانسه و روی کار آمدن روشنفکری حکومتی و چهره‌هایی مثل «آدولف تی‌یرز»، به یک مستبد مرتجع تغییر حالت داد و «هوسمانیسم» شکل گرفت. پروژه‌ی پاساژها با روایت دگردیسی سیاسی ناپلئون سوم هم نشان می‌دهد که تا چه اندازه گفتمان حاکم بر فضای سیاسی بر دگرگونی فضا موثر است و هم اینکه در شهر مدرن هیچ چیز ماندگار تر از آشوب و ناپیوستگی و دگرگونی پیدا نمی‌شود. شهر مدرن، محل برآیند نیروهای پایداری است که حضور هر پدیده‌ای را در آن ناپایدار و موقتی می‌کنند، حتی وقتی ظاهرا اینطور نیست: «ظاهر شهر و ویترین‌ها همان است اما چیزی در هوای آن عوض شده».

از دیگر تطبیق‌هایی که بنیامین در پروژه‌ی پاساژ‌ها می‌دهد قیاس ساختار عمودی و افقی‌ است با ساختار متنی. او اختراع متن‌های «کلاژین» را همان حقه‌ای می‌داند که معماری مدرن برای در رفتن از زیر بار مسئولیت‌ آرمان‌های پدرانه‌ی مدرنیسم از آن استفاده کرد. قطعه‌قطعه‌ نگاری و در هم ریختن پی‌رنگ راهی بود تا نویسندگان مدرن ایده‌های نه چندان پذیرفتنی را در کتاب‌هایشان مطرح کنند. حال آنکه در شاه‌پی‌رنگ همه چیز سطحی تر از آن است که بشود چیزی را در لفافه گفت.

از دیگر گونه‌های متنی که بنیامین نظر ویژه‌ای به آن‌ها دارد خودنگاری‌ها و حدیث نفس‌هایی است که نویسندگان و شاعران در آن حوالی از تاریخ پاریس، به طبع آزمایی‌اش پرداخته‌اند. خودنگاری‌هایی که المان‌های متنی آن همگی متعلق به بورژوازی هستند. «لویی توماس»، «موریس بارز»، «شارل بودلر»، «ادوارد پلتان»، همه و همه نویسند‌ه‌ی یک شخصیت بودند: مرد جوان خوش‌پوشی از یک خانواده‌ی خوب. در این بین بود که نویسندگان زن مانند «جودیت کالادل» که سخت متاثر از بودلر نیز بودند، یک دهه بعد، نویسای مرتاض‌ها، سربازان زخم خورده و روحیه‌ی جهان‌وطنی شدند؛ آن هم با الهام از میراث ادبی برجا مانده از شاعران جوانمرد بورژوا.

شیفتگی بنیامین در برخورد با بودلر تا آنجا ادامه پیدا می‌کند که او نقد وضع موجود را فقط در گرو فهم روش فکری بودلر می‌داند. روشی فکری‌ای که ریشه در رمانتیسم قرن نوزدهمی دارد.

 

همچنین ببینید

کتاب نمون‌ها

مردمِ «شیک و مجلسی» خوانِ زمانه‌ی «اندیشه‌ی پویا» و «مهرنامه» شاید کیانِ شصت،هفتاد صفحه‌ایِ کاهیِ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *