خانه / یادداشت / توهم مجازی

توهم مجازی

سال‌ها پیش شهید «سید مرتضی آوینی رحمه‌الله علیه»، در مقاله‌ی «انفجار اطلاعات»، از بی فایدگی حصارها در برابر شبیخون دزدانی گفت که از آسمان فرودمی‌آیند. او معتقدبود که نمی‌توان به حصار انکار اطمینان‌کرد و باید از این اندیشه که گریز از واقعیت بتواند ما را از شرّ ماهواره‌ها در امان‌بدارد، بیرون‌شد و به تعبیر نیچه، باید خانه‌ها را در دامنه‌ی آتشفشان بناکرد.

بی‌تردید مخاطب اصلی دعوت او به این مواجهه‌ی دلیرانه، کسانی بودند که ماهیت ویرانگر مدرنیته را می‌شناختند و به سرانجام تراژیک این مواجهه وقوف‌داشتند و درعین حال، به این حقیقت تلخ نیز معترف‌بودند و هستند که اکنون دیگر همه‌ی جهان درحکم همان دامنه‌ی  آتشفشان فعالی است که «ناگزیرند» خانه‌های خود را در آن بسازند.

گدازه‌ها همچنان در فورانند و نسل به نسل، میلیاردها قوه و استعداد را در هیاهوی امکانات رنگارنگ تکنولوژیک دفن‌می‌کنند.

من نمی‌دانم که روزگار کنونی، برای آنان که به دعوت نیچه، ظاهرا به اختیار خود، خانه‌هایشان را در دامنه‌ی آتشفشان بناکرده‌اند و مثل سیدمرتضی خوشحال‌اند که این فواره به اوج خود نزدیک شده‌است، با نسل من و بعد از من که بی هیچ انتخابی در دامنه‌ی آتشفشان متولدشده‌ایم، چه تفاوتی دارد؟

اکنون دیگر موبایل‌های اغلب متفکران و صاحب‌نظران و شاعران نیز مجهز به اینستاگرام و فیس‌بوک و تلگرام است و آن‌ها نیز بیشتر اوقات خود را در کانال‌ها و گروه‌های مجازی می‌گذرانند. حتی اگر از اینستاگرام و فیس‌بوک سر درنیاورند و یا وقتش را نداشته‌باشند، ادمین‌ها وظیفه‌ی خطیر رسانه‌ای آن‌ها را بر دوش خواهند‌کشید و آثار و آراء آن‌ها را به سمع و نظر میلیون‌ها کاربر خواهندرساند. کاربرانی که البته دیگر به جای کتابخانه، در کنج خانه، در محل کار، سرکلاس درس، در بطالت پارک‌ها و کافه‌ها و یا در فلاکت اتوبوس و ترافیک و مترو، بی‌هدف و گذرا، پیام‌ها را سین‌کرده و نهایتا لایکی حواله‌ی نویسنده می‌کنند. درواقع، وضعیت نسلی که خودآگاهانه به استقبال انفجار اطلاعات رفته‌اند، تفاوتی با اوضاع نسل پس از آن‌ها که از سر جبر و ناخودآگاه توابع مدرنیته را متحمل‌شده‌اند ندارد. اما این را می‌دانم که آن نسل، خیالشان از بابت توشه‌ای که از کودکی تا جوانی و حتی میانسالی اندوخته‌اند، راحت است.

پیش از دگرگونی زندگی روستایی و انهدام مفهوم خویشاوندی، در شب‌نشینی‌هایی گرم و بی‌تکلف، با شاهنامه و بوستان و گلستان و مثنوی انس گرفته‌اند. ساعات فراغت یا فرار از مدرسه را در کتابخانه‌‌ی شهرهای کوچکشان کتاب‌خوانده‌اند. در آرامش کپرها و خانه‌های کاهگلی، بدون مزاحمت امواج آنتن و وای‌فای، زندگی واقعی را دیده‌اند و شنیده‌اند؛ پیرامون آن خوانده‌اند و نوشته‌اند و سروده‌اند و برای روزگار بی‌مجالی همچون روزگار ما، بار خود را بسته‌اند. حتی نسل‌های جوانتر نیز، آنان که کودکی و نوجوانی خود را در سال‌های پیش از فراگیر شدن ماهواره و اینترنت گذرانده‌اند، در وضعیت بهتری نسبت به کودکان و نوجوانان امروز به سرمی‌برند و لااقل خاطراتی از سادگی و نشاط جهان پیشامجازی اندوخته‌اند.

اما آنچه مسلم است، ربوده‌شدن آزادی و فراغت فکری از تمام نسل‌های پیر و جوان و خودآگاه و ناخودآگاه است. و در این میان،  شاعران جوان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. بخش عظیمی از ذوق و توان آن‌ها در گیرودار با مباحث و متن‌های بی‌حاصل و حواشی بی‌حاصل‌تر تلف‌می‌شود و زمانی را که باید در خلوت و تأمل به مطالعه‌ی دواوین و آثار قدما بپردازند، صرف گشت و گذار و مطالعه‌ی سطحی در فضای مجازی می‌کنند. گروه‌ها و کانال‌ها جای محافل و حلقه‌ها و انجمن‌های ادبی را گرفته‌اند و سیل آثار شتاب‌زده و نازل، بدون مواجهه با نقد یا واکنشی سازنده، در فضای نامتناهی مجازی رها می‌شود. مخاطبان این آثار، از همان ابتدا، سلیقه‌های عامی و خامی هستند که بدون آگاهی از وجوه فنی و ساختاری و معنوی، صرفا با عاطفه‌ی به کار رفته در کلام همراهی‌می‌کنند و تشویق و تحسین آن‌ها، شاعر ناشی را در وهم موفقیت گرفتارمی‌کند.

 در سطحی پایین‌تر، کافی‌ست هرکس با تکیه بر سواد خواندن و نوشتن و مطالعه‌ی همین آثار نازل، حسی مشابه در خود بیابد؛ فورا کانال یا صفحه‌ای برای خود می‌سازد و به انتشار تصور خود از شعر می‌پردازد. مقصود آن نیست که سرودن، قلمرو انحصاری عده‌ای خاص است و یا هیچ شاعری پیش از رسیدن به مرحله‌ی کمال، حق انتشار کلام خود را ندار؛ سخن این‌جاست که سرعت و سهولت و رنگ‌آمیزی جهان مجازی، علی‌رغم تمام محاسن و البته گریزناپذیری‌اش، شعر و شاعر را در دام وهمی برگشت‌ناپذیر گرفتارمی‌کند. از این رو که او، سوار بر موج لایک‌ها و کامنت ها، به مقبولیتی دست یافته‌است که دیگر چشم‌پوشی و امتناع از آن برای وی ناممکن می‌نماید.

این وضع آنگاه وخیم‌تر می‌شود که ملاک انتشار یک اثر ادبی برای انتشاراتی‌ها (حتی انتشاراتی‌های وزین و باسابقه)، تعداد فالوئرها و لایک‌های صفحه‌ی اینستاگرام صاحب اثر است. البته که فالوئرها و صاحبان لایک‌ها و کامنت‌ها، ولو با هویت‌های جعلی و مخدوش، همین مردمی هستند که استقبال‌شان از اثر هنری و فرهنگی، میزان توفیق هنرمند را معین‌می‌کند، اما صرف این استقبال، بدون پشتوانه‌ی ادبی و ذوق اصیل شاعرانه، فاقد هرگونه ارزش فکری و هنری است.

 زبان نماینده‌ی هست و بود انسان است و آن‌گاه که در لباس فاخر هنر عرضه‌می‌شود، ارج و ارزشی مضاعف پیدامی‌کند. حال اگر شاعر، محک و معیار موفقیت خود را تحسین و پسند انبوه داورانی قراردهد که شعر و هنر را نیز در تراز  فشن و سریال‌های جفنگ تلویزیونی و ماهواره‌ای و فوتبال ارزیابی‌می‌کنند، طولی نخواهدکشید که شخصیت و اثرش نیز به همان سرنوشت فشن و سریال و فوتبال دچار می‌گردد. همچنان که مدل‌ها و صحنه‌های عاشقانه و پنالتی‌ها در هجوم تکرار و روزمرگی فراموش‌می‌شوند، غزل‌ها و قطعه‌های لایک‌خورده نیز فراموش خواهندشد و کتاب‌های تنک و بی‌مایه، که یک صفحه در میان، چند مصرع ضعیف یا چند لَخت نامفهوم را در خود جای‌داده‌اند، تنها به بحران قطع درختان دامن‌زده‌اند. این درحالی است که همان داوران انبوه، در کتابخانه‌های کوچک و بزرگ خانه‌هایشان، هنوز حافظ را در کنار قرآن می‌گذارند، غزل عاشقانه را در دیوان سعدی جستجومی‌کنند و حماسه را در شاهنامه می‌یابند.

اما هنوز هستند شاعرانی که فریب تحسین‌های زودگذر را نخورند و به تحسین تاریخ بیندیشند. کسانی که می‌دانند پشت استیکرها و قلب‌های کوچک مجازی، آنچه که آن‌ها را قضاوت خواهدکرد، حافظه‌ی ابدی فرهنگی است که معیار شاعری را در وفاداری و تعهد به میراثی هزار ساله می‌داند. این شاعران نیز فرزندان زمانه‌ی خود هستند و می‌دانند که رودکی‌وار غزل‌گفتن یا ناصرخسرو وار قصیده‌ساختن در جهان امروز فضیلت نیست، اما آنچه از غنا و استحکام پیشینیان به میراث‌برده‌اند را، صرف غنا و استحکام هنر زمانه‌ی خود می‌کنند. حتی باکی ندارند که با بهره‌گیری از آن غنا و استحکام، قالب‌های مدرن را از ابتذال نجات‌دهند.

در جهانی که همه جای آن دامنه‌ی آتشفشان است، همچنان انسان‌ها به هنر اصیل و ماندگار نیازمندند و در این میان، پاداش اصالت و ماندگاری از آن کسانی است که به قله‌های بلند پیش ازخود بنگرند و رد و قبول سراب‌گونه‌ی عامه را به چیزی نگیرند.

همچنین ببینید

سایه‌ی سنگین شازده

هوشنگ گلشیری یکی از چهره‌های مطرح ادبیات داستانی ایران است. عده‌ای او را آغازگر داستان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *