خانه / داستان / درخت تناور تجربه شخصی

درخت تناور تجربه شخصی

به مناسبت چاپ جلد چهارم «شازده حمام» نوشته محمدحسین پاپلی یزدی

برای کسانی که سال‌هاست با رمان سروکار داردند و قوت غالب‌شان ادبیات داستانی است، خواندن کتابی با تم خاطره‌نگاری بسی دشوار است؛ چه اینکه خاطره امری است عینی، اتفاق افتاده و بیرون از مخاطب، فارغ از تخیل و از جنس ادبیات شفاهی. مضاف بر آنکه آن کتاب، متعلق به فردی غیر مشهور (ویا به قولی سلبریتی) و مربوط به دوره کوتاه زندگی شخص (نوجوانی) و شهری کوچک (یزد) است. پرسش اصلی اینجاست: به چه دلیل مخاطبان جدی ادبیات خاطرات کس یا کسانی را می‌خوانند، آن هم کتاب خاطرات یک استاد جغرافیا را؟ مگر در کتاب‌های سرگذشت‌نامه، اتو بیوگرافی، خاطرات و سفرنامه چه چیزهایی وجود دارد که امروزه یافت نمی‌شود؟ آیا رمان‌های امروز روز در چهارچوب دیوار یا به تعبیری قصه‌های آپارتمانی محصور مانده است که ما را به سمت و سوی خاطرات افراد مختلف سوق می‌دهد؟ آیا تجربه، که یکی از بدیهی‌ترین مشخصه‌های رمان نوشتن است، به پایان رسیده است و کتاب خاطرات حاوی چنین تجربه‌ای است؟ آیا کتاب‌های غیر ادبیات داستانی (کتاب خاطرات و سفرنامه و…) که تنه به ادبیات می‌زنند، این نقص مبرم را می‌پوشانند و جای خالی آن ‌را پر می‌کنند؟

شازده حمام روایت نوجوانی است ماجراجو از دهه آب قنات‌ها و سر کوچه نشستن‌ها (دهه سی و چهل). خاطرات نوجوانی که به خاطر نداری همه کاری می‌کند ( پادویی، شوفری، گیاه کتیرا کندن و …) و همه جا سرک می‌کشد ( یزد و قزوین و مهاباد و …). این کتاب خاطرات یک نفر هم نیست. در واقع مجموعه‌ای از سرگذشت فردی و جمعی‌ای که نویسنده یا در آنها حضور داشته، یا از نزدیک دیده و یا کسی برایش تعریف کرده است. با اینکه اکثر خاطرات کتاب در یزد می‌گذرند و احتمالاً باید مخاطبان کتاب یزدی باشند، ولی راوی چنان خاطرات را از خاطره‌گویی صرف از منطقه‌ای خاص درآورده که هر مخاطبی با هر سنی می‌تواند آن را مطالعه کند.  کتاب شرح حال زندگی حسین پاپلی یزدی در دهه های ۳۰ و ۴۰ شمسی در یزد است و سفرها و ماجراهایی که برای خودش و یا آشنایانش پیش آمده است. کتاب نگاهی مردم‌شناسانه دارد و با دقت و جامعیتی که در توان نویسنده است به شرح تحولات طبقات مختلف اجتماع آن زمان می‌پردازد. توصیف ها و جزییات روایت شده بسیار به جا و متنوع است. گوناگونی شخصیت‌ها، فضاها، ماجراها،‌و توصیف بافت روستایی، شهری و یا اجتماعات کوچک‌تری مثل مکتب یا گاراژ و یا ساز و کارها ومناسبات اجتماعی دیگر به خوبی بسط داده شده. نثر زنده و روانی دارد و دیالوگ‌ها به اندازه و به جا آمده اند. حسین پاپلی یزدی همان‌طور که خودش هم از کودکی به یاد دارد، قصه‌گوی خوبی است و با این‌که گه‌گداری هم ممکن است صحبت‌هایش به حاشیه برود اما بلد است چطور خواننده را دنبال خودش از یزد به مشهد و قزوین و مهاباد و حتا کردستان عراق بکشاند و او را با جزئی‌ترین گوشه‌های زندگی مردمان این نواحی آشنا کند. کتاب خاطرات فقر و نداری مردم نواحی مختلف است. البته فقر در این کتاب، از نوع فقری که در سینما نشان می‌دهند، چرک و کثیف و ضد آدم نیست. فقر عزت‌مندی است از آدم‌هایی که به دلیل محیط اجتماعی، شرایط زندگی و نبود امکانات مجبورند با زندگی دست و پنجه نرم کنند. نویسنده در واقع قصد نشان دادن لخت و عریان مسائل را ندارد. او سوژه‌هایی را انتخاب می‌کند و قصه‌هایی را روایت می‌کند که سرانجامی نیک دارند. آدم‌هایی که در برابر مشکلات سر خم نمی‌کنند، وا نمی‌دهند و با جان سختی خودشان را و طبقه اجتماعی‌شان را که در آن هستند، تغییر می‌دهند. نویسنده از نشان دادن فقر باکی ندارد و از آن هم طرفی نمی‌بندد. آدم‌های قصه او در اینکه در نداری دست و پا می‌زنند، محکوم به شکست ابدی نیستند.  آنها از آینده ترسی ندارند و با شهامت به سویش گام برمی‌دارند. خود نویسنده یکی از آن آدم‌هایی است که به خاطر نبود پدر و تأمین مخارج خود و مادرش کارهای طاقت‌فرسا می‌کند. از همان اوان کودکی و عنفوان نوجوانی جورکش و بلاکش خانواده شود. این یکی از خصیصه‌های مثبت کتاب است. یعنی نویسنده، جنس آدم‌هایش را می‌فهمد و از بالا به پایین به آنها نگاه نمی‌کند؛ درباره‌شان غلو نمی‌کند و از آنها اسطوره نمی‌سازد. جنس درد و غم و سختی و شکست و پیروزی را می‌داند. او به درستی نتیجه قصه‌ی آدم‌هایش را از اول لو نمی‌دهد. مثلاً نمی‌گوید زری سلطان (زری سلطان (ص۱۳۴ کتاب) دخترک زیرک و معصومی که در نوجوانی به خاطر یک ناخوشی داخلی فدای معتقدات سنتی و خرافات حاکم بر محیط خود شده و تا پای مرگ از عفت و عصمت خود دفاع می‌کند و بی تقصیر از جامعه رانده شده و مورد سخت‌ترین عتاب‌ها و سرزنش‌ها و حتی کتک کاری‌های کشنده واقع می‌گردد، در نهایت به دانشکده پزشکی دانشگاه پهلوی شیراز راه پیدا کرده و پس از اخذ درجه دکترا با یکی از استادان آمریکائی آن دانشگاه ازدواج و به آمریکا مهاجرت می کند و در صف نوابغ ایرانی مهاجر که در دانشگاه‌ها حائز مقامات والا می‌شوند، او هم در ماساچوست نام و نشانی به دست می آورد و باعث می‌شود که خویشان و وابستگان فقیر او یکی بعد از دیگری از یزد به آمریکا مهاجرت کنند) یکی از نخبگان دکتری آمریکا است. نمی‌گوید للو فوق متخصصان هوا و فضای فرانسه است. نمی‌گوید مهری و آقا رضا به کجاها رسیدند. نویسنده با این کار از محالی یک امر می‌کاهد و آن را باورپذیر می‌کند. او آدم‌ها را از اسطوره‌گرایی می‌رهاند. قصه را قطره قطره در دهان مخاطب می‌چکاند و حس همذات پنداری مخاطب را آرام آرام از دل خاطره، نسبت به شخص مورد نظر قصه برمی‌انگیزد تا باورمندی آن برای مخاطب به منتهای درجه برسد.

در اول کتاب جلد چهار آمده است: «اول کتاب و یک پرسش: زندگی مردم را روایت و حکایت می‌کنیم. آن را شرح می‌دهیم، می‌گوییم، می‌نویسیم، می‌خوانیم و می‌دانیم. ولی آیا واقعاً زندگی مردم را می‌فهمیم؟ درک می‌کنیم؟ و یا فقط زندگی مردم را می‌دانیم؟» دقیق‌ترین سوالی که می‌توان از نویسنده کرد خود از خود پرسیده است. فی الواقع نویسنده اولین و یکی از مخاطبان اصلی کتاب خود است. او درد را چشیده و فهمیده و وقتی درد کسی را ترسیم می‌کند، می‌داند از چه زاویه‌ای به او نگاه کند که یک: ترحم برانگیز نباشد، دو: سیاه و چرک نباشد، سه: ادای مصلحان اجتماعی را در نیاورد. نویسنده حد و اندازه کتاب را می‌داند: خاطره می‌گوید؛ اسیر بازی‌های زبانی، فرم‌های تکنیکال داستانی نمی‌شود. و با اینکه احتمالاً رمان زیاد خوانده است و فرق بین رمان و خاطره را می‌داند، روایت سرراست و ساده‌اش را تعریف می‌کند. از همه مهم‌تر خودش را و آدم‌های قصه‌اش را سانسور نمی‌کند. کتاب مجموعه‌ای از شیرینی، تلخی، تراژدی و کمدی و لحظه‌های ناب انسانی است. همه چیز در این کتاب پیدا می‌شود. به قول دوستی با آدم‌های قصه: گریه‌ات می‌گیرد، خنده‌ات می‌گیرد، فحش می‌دهی،خسته می‌شوی و… یک نویسنده چه می‌خواهد غیر از اینکه مخاطب درکش کند و به قول امروزی‌ها بوسه و لایک برایش بفرستد. حسین آقای پاپلی همه این کارها را با مخاطب می‌کند.

یکی دیگر از مسایلی که در کتاب شازده حمام، نویسنده، ضریب بالایی به آن داده و جابجا به آن پرداخته  است، موضوع سنت و مدرنیته است. او احتمالاً دکارت و کانت و هگل نخوانده است. یا اقوال سنت‌گرایانی مثل رنه گنون، تیتوس بورکهارت و حسین نصر به گوشش نخورده است. او از پدیده لمس شدنی زندگی فردی خود حرف می‌زند. از تغییر فضای شهری، روابط اجتماعی، ساختارهای فرهنگی و رفتارهای خانوادگی صحبت می‌کند. از تغییر آب انبارها و قنات‌ها و نظام بهره‌برداری سنتی از آب و تبدیل آن به لوله‌کشی و سیستم فاضلاب شهری سخن می‌گوید. از تغییر مکتب خانه‌ها به مدارس بحث می‌کند. نویسنده یک‌طرفه به قاضی نمی‌رود. غرب را عامل بدبختی ما نمی‌داند؛ آن را نقد می‌کند، اما تخطئه نمی‌کند. او سال‌ها در فرانسه زندگی کرده، در آلمان بوده و بیشتر کشورهای فوق مدرن را از نزدیک دیده است. از طرف دیگر در یکی از سنتی‌ترین شهرهای ایران (یزد) زیست کرده است. نه درباره شرق و غرب، نه حرف‌های معرفت شناسانه فلسفی می‌زند و به انتزاع می‌رود و نه داعیه شناخت غرب را دارد. از دید ارزش‌گذارانه و دو قطبی به قضیه نگاه نمی‌کند. چیزهایی که خودش در غرب و در اینجا (ایران) دیده را به سنجش و مقایسه گذاشته و به نتایجی رسیده است. مهم‌ترین مسأله کتاب شازده حمام (علاوه بر خود خاطره‌ها) مسأله گذار است. گذار جهان سنتی به جهان مدرن (هر چند خیلی نیم‌بند و ناقص) در شهری با بافت سنتی. نویسنده خاطراتی را در کتاب استناد کرده است که این وجه از قضیه پررنگ مشاهده می‌شود.

شازده حمام کتاب خاطرات نوجوانی دکتر محمد حسین پاپلی یزدی است؛ استاد جغرافیا؛ درس خوانده سوربن فرانسه، مدرس دانشگاه‌های فردوسی مشهد و تربیت مدرس تهران. این کتاب به چهار جلد رسیده است و احتمال اینکه به جلد پنجم هم برسد، زیاد است. استاد پاپلی (همان طور که درسش را خوانده) مکان شناس خوبی است؛ یعنی یک شهر سنتی دهه چهل را با مختصات جزء به جزء و با فضاسازی فوق العاده برای ما ترسیم کرده است. به خودم می‌گویم اگر ده نفر باسواد کار درست مثل استاد پاپلی، زحمت خاطره‌نگاری شهرشان را بکشند، به لحاظ مکان‌شناسی و توصیف شهرهای‌شان، به لحاظ زمان تاریخی  (دهه سی و چهل) برای من وهمسالانی که آن دوره را از نزدیک ندیده‌اند، چه موهبت بزرگی است و چه خوراکی است برای رمان‌نویسان و فیلم‌سازان ما.

همچنین ببینید

قصه‌‌‌‌گوی خوبی‌‌‌‌ام

شما از یزدی‌‌‌‌هایی هستید که دسته‌‌‌‌جمعی به مشهد آمدند؟ یزدی هستم و سال ۱۳۴۶ کنکور …

یک دیدگاه

  1. ایشان را یکبار در برنامه ای در تلوزیون دیدم و حیرت کردم از صحبتها و اطلاعات و علم اجتماعی وافرشان. دوست دارم دوباره پای صحبتهایشان بنشینم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *