خانه / یادداشت / آیات غمزه / الف لام میم

الف لام میم

همان اول‌های مصحفش آورده؛ «الف لام میم»۱. بعدش هزار بار با این حروف کلمه ساخته و حجم غریبی از حکمت و معرفت را توی قالب همین حر‌ف‌ها و کلمه‌ها ریخته و پایین آورده؛ به قدر فهم ما زمینی‌ها. معلوم است حقایقی ناب آن بالاها بوده که مدام از «انزال» و «تنزیل» حرف زده؛ از پایین‌آوردن؛ تا جایی که بیاید و برسد به تاقچه‌ و قفسه‌ها‌‌ی‌ خانه‌های ما؛ اعجاز پیام‌بر آخر.

اعجاز پیام‌بر آخر عصایی که جلوی چشم خلایق اژدها بشود یا نیل را بشکافد، نیست. نورانی‌شدن بازویش هم نیست. «کوه طور»ی نیست که بالای سر مردمش معلق بمانَد، «مرغ‌های بریانی» که از آسمان فرو بیافتد هم نیست. اعجاز پیام‌بر خاتم، سخن‌گفتنش در گهواره نیست، شفادادن «اکمه» و «ابرص» و زنده‌کردن اموات و جان دادن به مجسمه‌های گِلی نیست. نشانه‌ی پیام‌بریِ او، شتری که از دل کوه بیرون بیاید نیست یا زنده‌ماندنش توی بطن ماهی یا حرف‌زدنش با مورچه‌ها و پرنده‌ها…  معجزه‌ی آخرین پیام‌بر، عذاب‌های عجیب و غریبی هم نیست که بر مردم قومش نازل بشود. اعجاز پیام‌بر آخر «خواندنی» است.

اعجاز پیام‌بر آخر «خواندنی» بود؛ توی روزگاران مردمی که خواندن نمی‌دانستند؛ کتابی از کلمه‌ها. کلمه‌هایی که نشانه هستند. نشانه‌های روشن؛ «بیّنات»۲. کلمه‌هایی که ذکرند؛ آمده‌اند که غفلت‌شده‌ها و فراموش‌شده‌ها را مدام یادمان بیاورند؛ حقایق نابِ آن‌جهانی را. کلمه‌هایی که از «غیب» خبر آورده‌اند. کلمه‌هایی که آمده‌اند «تبیان»۳ هر چیز باشند. روشنگری کنند. شفا و رحمت باشند۴. هدایت بشوند۵. نور بپاشند به لحظه‌های تاریک زندگی‌مان۶. موعظه۷ کنند. انذار و بشارت بده … و همه‌ی اعجاز پیام‌بر آخر، هم‌این کلمه‌ها بود آن‌هم بعد سال‌ها قحطیِ وحی.۸

بعد سال‌ها انقطاع وحی، وقتی درهای آسمان بسته شده بود، خدا اراده کرد و دوباره میان خودش و بنده‌ها ریسمانی کشید. ریسمانی از آسمان به زمین و – این‌بار- برای همیشه؛ ریسمانی از جنس کلمه‌ها. و گفت؛ بگیرید و بالا بیایید… بعدِ شش‌صد سال خشکی و قحطی، خدا باران لطیفی از کلمه‌ها بارانید و گفت: بنوشید، عطش‌تان را فروبنشانید.

ما را به «خواندن» دعوت کرد و گفت؛ این کلمه‌ها را بخوانید، شمرده و آرام بخوانید۹. هر قدر می‌توانید بخوانید۱۰. هر وقت می‌توانید… ما را به «اندیشه» دعوت کرد و گفت به این کلمه‌ها فکر کنید، اگر بر درِ دل‌هایتان قفل نخورده است۱۱!

همان اول‌های مصحفش نوشته؛ «الف لام میم». و با این حر‌ف‌ها کلمه ساخته و ما را که توی عصر انفجار واژه‌ها مسحور شده‌ایم، به وادیِ شگفتِ اعجاز کلمه‌ها دعوت کرده. ما آدم‌های واژه‌زده‌ی قرن بیست‌ویکم را آرام پای سفره‌ی کلمه‌ها نشانده، و نور و حکمت تعارفمان کرده. راه داده که از ذکر و موعظه و شفا و رحمت دامن‌مان را پر کنیم… نشانه‌ی پیام‌بر آخر «کتاب» است؛ از جنس اندیشه و تدبر. می‌شود کتابش را خواند و به راستی‌اش ایمان آورد.

——————–

  1. سوره بقره/ آیه ۱
  2. سوره بقره/ ۱۸۵
  3. سوره نحل/آیه ۸۲
  4. سوره اسراء/ آیه ۸۲
  5. سوره نمل/ آیه ۲
  6. سوره مائده/ آیه ۱۵
  7. سوره یونس/ آیه ۵۷
  8. سوره مائده/ آیه ۱۹
  9. سوره مزمّل/ آیه ۴
  10. سوره مزمّل/ آیه۲۰
  11. سوره صاد/ آیه ۲۹- سوره محمد/ آیه ۲۴

همچنین ببینید

منهای سرکشی

دستهای خالی‌ات را پنهان میکنی عقب کاسه سفالی. کاسه را با سر انگشت‌های اشاره و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *