خانه / روایت / عبور

عبور

روایت نه

پسر بزر‌گ‌تر دوباره و اینبار بعد از ماه‌ها خواهش و التماس، رو به پدر کرد و حرفش را با بغض گفت:

«پدر !پدر من! تو را بخدا از خر شیطان بیا پایین. خسته نشدی از این همه رنج و بدبختی؟ چقدر کار؟ چقدر زحمت؟ برای کی؟ بیا پیش ما راحت باش.» حرص صدایش را پایین‌تر آورد:«امروز هر طور شده تو را با خودم می‌برم. پدر!»صدایش باز پایین‌تر آمد:«خواهش می‌کنم. با ما بیا. بیا که خیالمان از تو جمع باشد.»

پیرمردْ خسته ولی آرام به چشمان ملتمس پسرش چشم دوخته ‌بود. بعد سر خم کرد و نگاهی به کف دست‌های پینه بسته و چروکیده‌اش انداخت. انگار به یاد روزهای گذشته افتاد. به یادآورد همه روزهایی را که با این قد خمیده و این کمر دردناک تشت‌های بزرگ روهی را پر از دانه‌های سرخ انار می‌کرد و آرام آرام، طوری که انگار  صد سال طول می‌کشید آنها را به پشت بام می‌برد و پهنشان می‌کرد جلوی آفتاب. به روزهایی رفت که روستای جهان آباد را پیاده و با پاهای خسته طی می‌کرد تا به زمینش می‌رسید. با کمر دردناکش خم می‌شد و با داس کوچک و دست‌های خاکی و زبر، پیازهای سفت و سمج را از زیر خاک بیرون می‌آورد. به همه‌ی روزهایی رفت که با همین انگشتان دردمند و با پاهای خمیده‌اش چای می‌ریخت برای بانوی پیر خانه‌اش، تا خستگی از تنش در بیاورد و لبخند بر لب‌های چروکیده و انگار همیشه خاکی‌اش بنشاند.

به شب‌هایی رفت که آرام آرام، آنطور که بدنش تاب بیاورد، گوسفندها را جمع می‌کرد و آب و علف جلویشان می‌ریخت، درِ سنگین طویله را می‌بست تا صبح دوباره بازش کند و هوای تازه به خوردشان بدهد؛ و رفت تا همه رنج‌ها و انتهای همه دردهایی که کشیده ‌بود و میل و نیاز برای سخت زندگی‌کردن و هرگز کوتاه نیامدن از خواسته‌های کوچک و بزرگ. امید داشت. امید به اینکه هر چه سخت‌تر زندگی کند، آن دنیایش آبادتر است و فکر کرد که همه‌ی این خم و راست‌شدن‌های تکراری که دردهای قدیمی را تازه می‌کنند و خم به ابروهای چین خورده‌اش می‌اندازند را چقدر دوست دارد.

نگاهش را از زمین به پاها و بعد به سینه ستبر و چهار شانه‌ای که روبرویش نشسته ‌بود کشید تا به نگاه محجوب پسر رسید. چشم‌های غبار گرفته‌ و غم‌بارش را به او دوخت و لب‌هایش را تکان داد که:«نه!»

همچنین ببینید

دیدارِ باکلاس‌ها

اردیبهشت سال هشتاد و هشت همراه رهبر انقلاب بودم در سفرشان به کردستان برای نوشتن. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *