خانه / شعر / تجربه شعر شاعران جوان در عراق

تجربه شعر شاعران جوان در عراق

شعر در عراق، لحنى قدیمى و صدایی حزین دارد که در قرن‌ها پیش از نى‌لبکى سومرى بیرون آمده و دربرگیرنده تفاسیر زیادى است.

در عراق، شعر دهان به دهان می‌چرخد، از مادرى که براى کودکش لالایی می‌خواند تا پیرمردى که شبانه در کافه‌ها با دوستانش زمزمه می‌کند یا آن جوان ساده که کار می‌کند تا کمک‌حال خانواده‌اش باشد. همه آنها مى‌توانند شعر را بنویسند و شعر را دوست داشته باشند. یک عراقى، یک عاشق ابدی است؛ یک نویسنده که با هر متنی ماجرایی و خاطره‌ای می‌سازد و این مرا یاد کلماتى از شاعر بزرگ فلسطین، محمود درویش، مى‌اندازد که می‌گفت: «اگر می‌خواهى شاعر باشى، عراقى باش»

مریم العطار (شاعر عراقی)

اما در حقیقت شعر و یک شاعر اصیل باید مراحل زیادى را بگذراند تا بتواند به این مقام برسد. عللی چون ظهور رسانه‌هاى مدرن، سهولت نشر و فراوانی منابع مختلف ادبیات جهان و نیز فروپاشى مؤسسه‌هاى رقابتى و انتشار تجاری کتاب‌ها، در قواعد و بن‌مایه شعر جدید اثر بسزایی داشته است.

مهمترین نکته این است که چه کسى امکان آن را داشته که بتواند غبار مسلط بر این تغییرات و تناقضات را پاک کند تا شعرى یکپارچه و کامل پدید بیاورد. بسیارى هستند که با چیرگی بر زبان و قواعد، امکان آن را دارند که شعرى جدید و مدرن برایمان خلق کنند. اما گاهى اوقات شاعر جوان عاجز می‌شود که این غبار متراکم را بزداید چراکه تاریخ عراق و نیز عصر حاضر، شاعر را رو در روی چالشی بزرگ می‌گذارد. این شاعر یا می‌تواند با رسالت سختى که بر دوش دارد از تمام احساسات، زخم‌ها ،ظلم‌ها وکدورت‌هاى کنونى بنویسد و یا اینکه شاعرى گذرا باشد که متن‌ها و اشعارش را چون نامه‌هاى پستى به مخاطب برساند و به آسانى بگذرد.

ایمان دارم که شعر شورش است، گردن ننهادن است. شعر گوش دادن به ذات آدمى است: اینکه شاعر بتواند امنیت را چون ترس بروز دهد، بتواند مختصات زندگی اش را روبروی خواننده آشکار کند و حس خود را به دیگران انتقال دهد.

دستاورد مهم، نزدیک کردن دیدگاه‌هاى مختلف به همدیگر است، دور از خودخواهى با هم‌گرایی فرهنگ عراق و کشورهاى دیگر. چراکه شعر به‌نظر من، بهترین و سریع‌ترین وسیله‌اى است که می‌تواند علاقه‌هاى مختلف را بین انسان‌ها احیا کند؛ مى‌تواند با درک خویش از دنیای معاصر و دور از تکرار مکررات به مردم جوهر شعر را تقدیم کند. این مسئولیت یک شاعر است که نه‌فقط عاشق نوشتن براى زن باشد بلکه عاشق نخل‌ها، دیوارها و کلماتى باشد که در روح دمیده می‌شوند، با ذائقه‌اى که تمام کلمات را دربرگیرد و بتواند شادى را همانند غم بسازد. آن‌وقت است که صدایش گونه‌هاى ورق را تر می‌کند و با شجاعت و صراحت می‌گوید آنچه را که نمی‌توان گفت.

بعد از فروپاشى حکومت دیکتاتورى صدام در سال ۲۰۰۳، بغداد و شهرهاى دیگر آزاد شدند و این آزادى بر فرهنگ ادبى تأثیر  منفى و مثبتى داشت که در ذائقه ادبیات عراقى نیز مؤثر بود.

فساد فرهنگى وارد شعر شد و اگر صفحات روزنامه‌ها را بررسى کنید، متوجه بسیارى از متن‌ها و نوشته‌هاى رکیکى می‌شوید که دربرگیرنده خطاهاى املایی و بروز نفرت‌ها و کدورت‌هاى گوناگون از بسیارى نویسندگان است. این صورتک‌ها که پشت نام‌هاى جعلى مخفى شده بودند با سرعت انتشارشان چون خاکسترى بعد از آتش، فرو پاشیدند و خود را با فنون دیگرى مشغول کردند. از میان نام‌هاى معاصر بودند کسانى که با سبک منحصربه‌فردشان حضور خود را در میدان ادبى ثبت کردند.

ایمان دارم که شعر شورش است، گردن ننهادن است. شعر گوش دادن به ذات آدمى است: اینکه شاعر بتواند امنیت را چون ترس بروز دهد، بتواند مختصات زندگی اش را روبروی خواننده آشکار کند و حس خود را به دیگران انتقال دهد.

خداحافظ شادى‌هاى زندگی

بعد از ورود کلمات جدید متوجه خواهى شد که یک شاعر جوان عراقى در بیشتر نوشته‌هاى خویش از مرگ سخن می‌گوید و هیچ اثرى از شادى و بهجت زندگى در آنها نخواهى یافت. خطوط بوى باروت و گوشت سوخته می‌دهد. سوگوارى و گریه مادران، ناسزاها و صداى آژیر آمبولانس حرف اول را می‌زند. این همه را شاعر و کوچه‌های عراقى با هم تجربه کردند.

به‌طورمثال در مجموعه‌شعر میثم حربى با نام «آه می‌گویم و سگ‌ها صدایم  را تکرار می‌کنند» می‌خوانیم:

گورکن در این شهر

ما را جسد مرده مى‌داند

ما در جیب بزرگش به پول خرد تبدیل مى‌شویم

ادامه یک قبرستان بزرگ … »

میثم حربی

همه این نشانه‌ها تشبیه قبرستانی بزرگ است که در آن یک عراقى زندگى می‌کند. در شعرهای من نیز زمان فاعلی بنیادین است. زمان یک بازیگر با نقش‌هاى متفاوت است: گاه ملعون و گاه فاجعه‌زا؛ گاه در جایی ساکن و گاهى فرّار.

اما تاریخ و گذشته همیشه با شرم در اشعارم تکرار می‌شوند و استفاده از واژگانى چون غم و اندوه، مرگ و ناامیدى، پلشتی و ستم از من به دور نیست و هرآنچه مى‌نویسم نگاهى عمیق یا مختصر از واقعیتى است که می بیینم.

در شعر «سمفونی جنگ» می‌نویسم:

به سطر اول اهمیت نده

کدر چون سبیل سربازى نابالغ است

موسیقىِ فاسدى است صداى گلوله‌ها

سمفونى جنگ، کودن است

و من رسول عشق‌ام

که در کنار اجساد مردگان غزل مى‌نویسم

و از جسد گل‌ها

خارها را بیرون می‌کشم

گل‌هایی با بوى ادرار و خون و باروت سیاه

بعد از ورود کلمات جدید متوجه خواهى شد که یک شاعر جوان عراقى در بیشتر نوشته‌هاى خویش از مرگ سخن می‌گوید و هیچ اثرى از شادى و بهجت زندگى در آنها نخواهى یافت. خطوط بوى باروت و گوشت سوخته می‌دهد. سوگوارى و گریه مادران، ناسزاها و صداى آژیر آمبولانس حرف اول را می‌زند. این همه را شاعر و کوچه‌های عراقى با هم تجربه کردند.

همچنین در شعر «پا برهنه‌گان دیوانه» با اشاره به لغو هویت مردم و هجوم اوباش به سرزمینم می‌گویم:

هیچ‌کس نمى‌داند این‌بار مرگ

دور گردن چه کسى طنابش را مى‌بندد

تو با سرعت مى‌گذرى

و من نمی‌توانم به تو بفهمانم

بهشتى که زیر پاهایشان گذاشته‌اى، زمینى ناهموار است

ساکنانش تبعید شدند

روزى که تکبیر‌هاى صاحبان ریش‌های بلند و کثیف

همه‌جا را گرفت

تو با سرعت می‌گذری

چگونه با خبرت کنم

دستى که سفیدى و سیاهى را روى دیوارها مى‌کشید

جز خاکستر از آن چیزى نمانده است

 

شاعر و محقق عراقى، جمال على سلیمان، در مصاحبه‌اى با شاعری به‌نام سلیمان جونى، می‌گوید: «تاریخ نقش ابلیس را در دخول عقل ایفا می‌کند و شاعر یک افعى یا یک تونل است که با مرور تاریخى فتنه‌زا مى‌تواند به ذهنیت مطمئن افراد تلنگر بزند.» همچنین می‌گوید «تاریخ یک متنِ شعرى ناهموار است.»

زمان و تاریخ در اشعار جوانان نیز گوناگون است. به‌طور‌مثال بسیارى از شاعران هستند که کودکیشان را در اشعارشان یاد مى‌کنند، مثل اینکه آن دوران بهترین دوران زندگیشان بوده و گاهى اوقات می‌بینیم که این کودک سطرهایی در اشاره به پدر و مادرش مى‌نویسد که به این گونه از شعر، در زبان عربى ذاتى یا زیست‌نامه گفته می‌شود که در هیأت نثر با وقایع و تصاویرى از زندگی شخصى او ذکر می‌شود.

به‌عنوان‌مثال در شعرى از شاعر جوان عراقى، عمر الجفال، در مجموعه‌ای با نام «خیانت‌هاى خانم زندگى» می‌خوانیم:

پدرم سیاست عوام است

مادرم دیگ حلواى نپخته

پنج عمه که آینده را غیبت می‌کنند

و خاله‌اى که مشغول تفسیر معانى است

عمویی که خرس‌هاى جنگ

با زبان، سوزاندنش

و یک دایى که بمب‌ها بر او سایه انداخت

عمر جفال

در اینجا شاعر عمداً به وصف خانواده‌اش می‌پردازد که به خواننده احوال و وضعیت شخصى و عمومى را توضیح دهد و این سبک در اشعار جوانان عراقى تکرار می‌شود.

شاعر جوان عراقى بعد از تغییرات حاصل شده، قادر به سوار شدن بر موج‌هاى مدرنیته است ومى تواند به بهترین نحو راه‌هاى جدیدى در نویسندگى خلق کند و مهمترین موضوعى که این جوانان در شعر خود بکار بردند نوشتن زندگى روزمره آنهاست و این موضوع دربرگیرنده تصاویر سیاسی و اجتماعى و غیره است.

ارتباط با رویدادهاى شعر

در این مرحله مى‌توان اسامی شاعران جوانى را ذکر کرد که با نوشتن متون شعر جدید براى خود، تصویرى شایسته در قصیده نثر عربى ساخته‌اند و این آفرینش از برقرارى ارتباط با رویدادهاى جدید و خواندن مستمر کتاب‌ها حاصل می‌شود.

از این نسل جدید شاعران (حسام السراى , قاسم سعودى, حیدر کماد, سراج محمد, نبیل نعمه جابرى، على ریاض، على محمود خضیر، علی وجیه و میثم العتابى) را می‌توان نام برد. در رابطه با نقش زنان شاعر در تجربه شعرى معاصر نیز می‌توان گفت زنان شاعر در عراق بسیار اندک‌اند. درست است که در محافل ادبى نام‌هاى بسیاری از زنان شاعر وجود دارد اما این نوع نام‌ها به گونه‌هاى مختلفى تقسیم شده که به‌طور‌مختصر به آن اشاره خواهم کرد.

در‌واقع این یعنی گنجاندن نام‌هایی وابسته به گروه‌هاى ادبى مختلف در همه شهرها که  در آن کیفیت شعر و نوشتن آن زیاد مهم نیست و شعر‌ها و شاعرانشان فقط با یورش بر اعتقادات و سیاست یا بیان تابوها، خود را در عرصه فرهنگى به شکل مبتذلی آشکار می‌کنند. اما در این میان هستند شاعره‌هایی که از رسانه‌ها و عرصه‌های ادبى به‌دوراند و این نام‌ها به‌ندرت یاد مى‌شوند.

به‌طورکلى می‌بینیم که شاعر جوان عراقى بعد از تغییرات حاصل شده، قادر به سوار شدن بر موج‌هاى مدرنیته است ومى تواند به بهترین نحو راه‌هاى جدیدى در نویسندگى خلق کند و مهمترین موضوعى که این جوانان در شعر خود بکار بردند نوشتن زندگى روزمره آنهاست و این موضوع دربرگیرنده تصاویر سیاسی و اجتماعى و غیره است.

 

در جستجوى ذات

پس از قضیه مذهب و سیاست و مباحث زندگى روزمره یک جوان، می‌رویم به‌سوى وب‌سایت‌ها و شبکه‌هاى عنکبوتى و متوجه خواهیم شد که بیشتر قلم‌ها در این فضاها فعالیت دارند و اغلب این نویسندگان در جستجوى ذات خود و آزادى و عشق و حقیقیت‌اند. به‌نظرم این نوع شعر ترجمه‌اى از اخبار و وضعیت سیاه و ناگوار است که شاعر با نوشتن به‌طور روزانه، خود دیگران را سبک می‌کند و هستند جوانانى که با سکوت و حفظ دستاوردهایشان سال‌به‌سال کتاب‌هایی به دست نشر می‌سپرند.

تاریخ شعر نو در عراق به‌نظر برخى از منتقدان و محققان از غرب گرفته شده و برخى دیگر بر این باورند که این نوع شعر از بدو تولد اعراب و به سبک قرآنی است. شعر نو در عراق با وجود غم و اندوهى که در کالبد آن است شعرى بهره‌مند و شاعران آن در کشف جوهر درونش می‌کوشند. در پایان باید گفت این تجربه شعرى برگرفته از میل به کمال با به‌کارگیری زبان در عالم زیباى شعر است.

همچنین ببینید

لحظه در تور حضور است

با سپاس بسیار از همراهی‌های محمدحسین عباسی قرارمان ساعت ۱۰صبح است. با همان شوق همیشگی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *