خانه / شعر / سختیِ سهل‌انگاری

سختیِ سهل‌انگاری

بررسی کارنامه ی ادبی قاسم صرافان نشان می دهد که او تقریبا در همه ی بخش های معمول شعر فعال بوده است. مخاطبان شعر، او را با شعرهای مذهبی اش شناخته اند اما با فاصله ای کم شاهد تلاش‌های او در حوزه ی شعر عاشقانه، اجتماعی، طنز و حتی سیاسی نیز بوده اند. آنچه در نگاه اول نیز محسوس است این است که او در سرودن شعرهای مذهبی موفق‌تر از دیگر گونه‌ها بوده است. با وجود اینکه برخی از ایرادهای اساسی شعر صرافان از جمله ضعف در زبان و روی آوردن به مضمون‌های خام در شعرهای مذهبی او نیز گاه و بی گاه به چشم می آید اما بسامد آن در اینگونه آثار شاعر کمتر است.
عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم
به هوای دل پاک تو به دریا بزنم
عشق یعنی طپش این دل بارانی من
لطف پیدای تو و گریه‌ی پنهانی من
عشق یعنی به هوایت گذر از دامن و دشت
عشق در شوق سلامی ست، سرِ ساعت هشت
عشق در قلب قطاری است که از قم برسد
در نمازی است که تا رکعت هشتم برسد

آنچه خواندید بیت‌هایی از شعری است که صرافان با عنوان “ساعت هشت” به امام رضا (ع) تقدیم کرده. من این شعر را به طور اتفاقی انتخاب کردم. اتفاقی به این معنا که شعرهای او را ورق زدم و در دومین صفحه ای که می خواندم به این شعر رسیدم. شاید در مجال کمی که هست نیازی به آوردن شاهد مثال برای همه‌ی نکات نباشد اما برای نمونه می توان به همین بیت‌ها نگاه کرد.
توضیح ایرادهای زبانی و تالیفی و مشکلات دیگری که شاعر به علت پای‌بندی به قافیه و مضمون‌سازی دچارش شده توضیح واضحات خواهد بود و برای مخاطب آزار دهنده. از “که” اضافه در مصراع اول بگیر تا “این” اضافه در مصراع سوم و “نبود فعل” در مصراع پنجم و گذشته از همه‌ی اینها، بی‌معنا و معمولی بودن مصراع‌هایی چون : “عشق یعنی به هوایت گذر از دامن و دشت/ عشق در شوق سلامی‌ست، سرِ ساعت هشت”
که در آن تلاش شاعر برای بازی‌کردن با عدد هشت و مضمون یابی برای این عدد و مهندسی معکوسش برای سرودن یک بیت بسیار واضح است. آن هم به قیمت ساختن مصراع ناقصی چون مصراع اول” عشق یعنی به هوایت گذر از دامن و دشت”. متاسفانه تعداد این گونه اشکال ها و سهل انگاری ها در شعر صرافان کم نیست.
شاید بی راه نباشد اگر بگویم تقریبا هیچ کدام از شعرهای او بدون سهل انگاری نیست. در برخی از شعرها ممکن است لازم باشد دقیق تر بشویم و در برخی دیگر مانند این شعر بدون دقت هم می توانیم اشکال ها را ببینیم. چنین کوتاهی هایی حتی برای شاعر نوپایی که در انجمنهای ادبی شعرش را به نقد می گذارد قابل گذشت نیست چه رسد به صرافان که نامی در شعر برآورده و چند مجموعه ی شعر منتشر کرده است.گفتم سهل انگاری زیرا مطمئنم او اولین شکلی را که می توانسته با توجه به وزن به کلمات بدهد نوشته است. در اغلب موارد با یک تغییر کوچک می توان بیتهای صرافان را از فرش به عرش برد. بعید می دانم شاعری با سابقه و میزان فعالیت او متوجه نشده باشد که مثلا در این بیت ها:

در میان شعر تو بانو! اگر حاضر شدم
خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم
در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم
نام شیرین تو بردم فاطمه! شاعر شدم

در مصراع اول کلمه ی “بانو” کاملا به اقتضای وزن به شعر تحمیل شده . یا اگر شاعر قصد داشته از آن استفاده کند در جای نامناسبی قرار گرفته است. یا مثلا در مصراع دوم “را” از قلم افتاده وعلاوه بر آن، آمدن فعل در ابتدای جمله، مصراع را از سلاست انداخته است. یا به همین منوال در مصراع چهارم نیز نام “حضرت فاطمه (س)” در بدترین جای ممکن استفاده شده. علاوه براین که در همین مصراع هم افتادن “را” کل مصراع را ناقص کرده است.
مثالهایی که آوردم از شعرهای مذهبی صرافان بود ولی این اشکالات با همین نسبت در دیگر شعرهای او نیز وجود دارد. بطور مثال در ترانه های صرافان نیز اشکال هایی از این دست کم نیست. علاوه بر این که او در ترانه ها دچار دوگانگی زبان نیز شده است. مثلا اوکلمه های “لبهای” و “جون” را در کنار هم می آورد و احساس دوگانگی زبان نمی کند. یا در ترانه ای دیگر با مطلع:

یکی اینجا دلش رو جا گذاشته پیش تو رفته
یکی رفته از اینجا که دلت رو با خودش برده
یکی اینجا بوده که مونده پای عهدی که بسته
با رگهای گلوش تنها به اسم تو قسم خورده

که با زبان محاوره و در وزن “مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن” نوشته شده چنان به هجاها و نحوه ی تلفظ‌شان در گفتار کم‌توجهی کرده که خواندن مصراعی چون مصراع سوم برای مخاطبش سخت شده است. برای اینکه بتوانید این مصراع را بخوانید باید آن را چند بار مرور کنید تا متوجه نحوه‌ی موزون شدنش بشوید. وقتی که از این دست مشکلات گذشتیم باید در این شعر و شعرهایی از این دست برسیم به این سوال که معنای مصراع‌های اول و دوم شعر دقیقا چیست؟ ارجاع ضمیرها به که و کجاست؟ آیا چنین بیت گنگی برای مطلع یک شعر محاوره مناسب است؟ آن هم شعر محاوره ای که قرار است به عنوان ترانه خوانده شود و مخاطب با شنیدن آن، در عرض چند ثانیه متوجه منظور شاعر و مفاهیم مورد نظر او شود.

یه وقتایی باید حجو گذاشت و رو به مسلخ رفت
یه وقتایی باید با خون وضو کرد و تشهد خوند
یه وقتایی باید چرخ طوافو توی میدون زد
یه وقتایی باید لب تشنه، پای عهد و پیمون موند

این بند دیگری از همان ترانه است. با همان تضاد و تناقضی که از نظر زبان در آن به چشم می خورد. “یه وقتایی” ” حجو” در کنار ” رو به مسلخ رفت” از نکته هایی‌ست که ترانه‌های صرافان را دچار مشکل می کند.
این‌ها که نوشته شد نمونه بود. برای پیشگیری از اطناب، مخاطبان را به متن شعرها ارجاع داده و از آوردن مثال‌های دیگر پرهیز می‌کنم.

درباره‌ی صرافان همچنین بخوانید:

معدل معجون

هرکه عاشق شده پای تو وسط می‌آید

تصنع در عاشقانگی

همچنین ببینید

چه بگویم، گله‌ای نیست!

قرار شد ما اینجا کارهایی انجام بدهیم. اینجا که می‌گویم منظورم «الف‌یا»ست. البته که من …

۱۰ نظرات

  1. واقعا خیلی غیر منصفانه بین این همه شاعر با شعرهای فاجعه بار آقای طریقی آقای صرافان رو برای نقد انتخاب کرده،البته کاملا واضحه علت…بالاخره غم نان و …
    خدا بیامرزد جناب منزوی را،هرچه بود،قلمش را به قیمت یک مقاله ی چرندیات نفروخت… متاسفم آقای طریقی،متاسفم

  2. دانش عزیز تعصب عامل همه بدبختی های تاریخی یک ملت است
    وقتی شاعری مجموعه ای را نشر میدهد باید خود را برای انتقاد های علمی و اصولی آماده کند
    کاش من و شما یاد بگیریم که علمی و منطقی با مسائل برخورد کنیم نه تنها از روی احساسات

    و کاش حد و اندازه خود را بشناسیم و قبل از گفتن و نوشتن کلامی و توهین به بزرگی راجع به آن کلام کمی بیاندیشیم

  3. طریقی با اون شعرای فاجعه ش بقیه رو نقد میکنه؟

  4. چقدر خوب که آقای طریقی برای ما جوان تر ها نقد می نوینسند. واقعا ممنونم استاد. لطفا خسته نشید و باز هم نقد کنید . درود. شاعر عاشقانه های نجیب نسل ما

  5. سلام. شعر صرافان در اغلب موارد تُنُک و بی‌مایه است. یا به جانب قافیه غش می کند یا اسیر مضمون پردازی تکراری می شود. الفاظ نامناسبند و فخامت و استحکام ندارند. کلمات بدآهنگ در شعرش می‌آورد و از لحاظ هستی شناسی شاعرانه جهانی ندارد. البته ناگفته نماند چند شعر آیینی خوب و قابل قبول دارد.

  6. آقای صرافان در لفافه به این نقد گفته توهم نقد. خیلی جالبه که استاد طریقی این همه شاهد مثال آورده و آقای صرافان به جای دفاع منطقی رو به توهین میاره. آقای صرافان میشه بگید کدام یک از ایرادهایی که به آقای طریقی گرفته اند به نقد شما وارد نیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *