خانه / روایت / گنج و رنج

گنج و رنج

در زبان افواهی مثالی وجود دارد که بهترین کاربردش درباره‌ی ناشران خصوصی است‌ــــ چاردیواری، اختیاری. ناشر خصوصی به راحتی در برابر هر منتقدی می‌تواند چنین رای و نظری داشته باشد و خیالش راحت باشد که چرخ نشرش تا می‌چرخد و بازار به هر حد و حدودی که تعریف کرده با نشرش همکاری می‌کند، گفته‌های دیگران در کارش تاثیری ندارد. منظورم در اینجا نگاه به چرخه‌ی اقتصادی نشر و انتشارات است و نه تحلیل محتوای آثار یا هرچه غیر از بازار نشر. وقتی ناشری می‌تواند چاپ کند و بفروشد و در کارش موفق باشد چه دخلی به گفته‌های من و امثال من که چنین کن یا نکن. البته کم نیستند ناشران به ظاهر خصوصی و رانتی که با ویترین خصوصی فعالیت می‌کنند و دست در جیب دولت دارند. بعضی با عینک بدبینی می‌گویند ما هیچ ناشر خصوصی‌ای نداریم و همه بالاخره بر سر سفره‌ی نفت نشسته‌ایم و بعضی سخت مخالف این نظرند. بگذریم، بهانه‌ی این نوشته نمایشگاه بین‌المللی کتاب بولونیاست و سعی می‌کنم از مقصد دور نیفتم.

کم‌وبیش نام انتشارات شباویز با بولونیا پیوند خورده است. امتیازاتی که نشر شباویز در حوزه‌ی بین‌الملل و به خصوص در نمایشگاه بولونیا نسبت به دیگر ناشران دارد به قدری هست که نیاز به مرور آنها نباشد. به نظرم مهم‌ترین امتیاز، استمرار و مداومت حضور نام شباویز در نمایشگاه‌های بین‌المللی است. سرکار فریده خلعت‌بری به اسم و رسم بین بسیاری از ناشران نمایشگاه شناخته شده بود و بخش مهمی از این شناخت از سالهای متمادی حضور و دیدار چهره به چهره‌ با دست‌اندرکاران حوزه‌ی نشر و تصویرگری کتاب کودک می‌آید. مثل همه‌ی کارها و همه‌ی آدم‌هایی که کاری را پیش می‌برند مخالف و موافق‌های سفت و سختی در داخل کشور هستند که یا نام شباویز چهره‌شان را در هم می‌کشد یا به نیکی از آن یاد می‌کنند. آنچه می‌نویسم بر اساس مشاهداتم در نمایشگاه بولونیاست و گفته‌های مخالفان و موافقان را به اهلش وامی‌گذارم.

غرفه‌ی شباویز عمدتاً شلوغ بود. هم از مهمانان ایرانی در غرفه بودند و هم ناشران و نماینده‌ی ناشران خارجی. چندباری از جلوی غرفه رد شدم و یک بار جهت عرض ادب وارد غرفه شدم. ازدحام مهمان‌ها مجالی برای گپ‌وگفت باقی نگذاشت اما در چند دقیقه‌ای که ایستاده درباره‌ی چند و چون کتاب‌ها سوال کردم به این نتیجه رسیدم که سال به سال نکته‌ها و آموخته‌هایی به انبان تجربیات نشر اضافه شده و مثلاً امسال علاوه بر ترجمه‌ی انگلیسی همه‌ی کتاب‌ها، جایزه‌ها و موفقیت‌های کتاب را در صفحه‌ی اول آورنده‌اند. فراوانی کتاب‌های کودک و تصویرگری‌های متنوع از دیگر مزیت‌های نشر شباویز است.

اما آنچه در نوشته‌ی پیشین به آن اشاره کردم در نشری حرفه‌ای با حضوری موفق مثل شباویز خودش را نشان می‌دهد. تلقی‌ام از قطع، نوع کاغذ، کیفیت چاپ، کتابسازی و مابقی ویژگی‌های فنی کتاب این بود که تمام تمرکز شباویز بر تصویرگری و تصویرگران است و آنچه ما به عنوان صنعت و سازمان نشر در ناشران حرفه‌ای بین‌المللی کتاب می‌بینیم در این نشر جایگاهی ندارد. همه‌ی کتاب‌های شباویز در قطع و شکل یکسان ارائه شده‌اند و فضای عمومی تصویرگری‌ها کم‌وبیش از بیرون یکسان است. ممکن است منتقد غیر منصفی چنین قضاوت کند که همه‌ی کتاب‌های شباویز کاتالوگی برای ارائه به ناشران خارجی است که با مواد خامی که در کاتالوگ/ کتاب ارائه می‌شود خودشان کتاب‌های متنوع و استاندارد با کیفیت چاپ مناسب تولید کنند اما کیفیت تصویرگری و همکاری با نویسندگان و شاعران به نام کشور چنین قضاوتی را بر نمی‌تابد. مشکل اصلی به نظرم در حلقه‌ی مفقوده‌ی سازوکار هماهنگ صنعت نشر است. ما به طور عمومی متخصصانی که با یکدیگر همکاری کنند نداریم و حتی اگر در بعضی بخش‌ها قوت‌هایی داشته باشیم ـ همان طور که شباویز در تصویرگری چنین است ـ به دیگر بخش‌ها پیوند نمی‌خوریم که تولید انبوه با کیفیت جهانی تولید کنیم.

ناشر دیگری که در نمایشگاه بولونیا حضور داشت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. کانون مهم‌ترین مرکز دولتی در حوزه‌ی کودکان و نوجوانان است و انتشارات کانون تابعی از نظام گسترده‌ی فعالیت‌های کانون. تمرکز تخصصی کانون در حوزه‌ی کودکان و نوجوانان و ظرفیت‌های کلانی که به خصوص در زمینه‌ی نیروی انسانی در اختیار دارد با هیچ مرکز خصوصی، نیمه‌خصوصی و دولتی دیگری قابل قیاس نیست. مرور نام‌هایی که در هر حوزه‌ای از کتاب کودک از گذشته‌های دور تا کنون با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیوند خورده‌اند، متر و معیار سطح توقع از حضور کانون در نمایشگاه‌های بین‌المللی را بسیار بالا می‌بردـــ توقعی که به هیچ وجه برآورده نمی‌شود و چون آب سردی به سر می‌نشیند. غرفه‌ی وسیع کانون ـ در نسبت با دو نماینده‌ی دیگر ایران ـ و نمایش کتاب‌های انتشارات کانون راهی به جایی نمی‌بردند. منکر زحمت‌هایی که همه‌ی دست‌اندرکاران کانون در نمایشگاه بولونیا کشیده‌اند نمی‌شوم، اما حضور در این عرصه چیزی فراتر از غرفه و نمایش آثار می‌خواهد. شاید اولین سوالی که مسوولین کانون باید به جوابی صریح برسند آن است که انتشارت را واحدی اقتصادی می‌دانند یا یکی از واحدهای عام‌المنفعه‌ای که باید با کمترین هزینه خدماتی را در اختیار بیشترین افراد قرار دهد. این دو رویکرد دو شیوه حضور متفاوت را در نمایشگاه‌های بین‌المللی می‌طلبدــــ آنچه دیدم راه دیگری بود که برایم قابل فهم نبود.

همچنین ببینید

مصاف

بعضی بودند و بعضی نبودند. بعضی داشتند و بعضی نداشتندــــ غرفه‌های دولتی نمایشگاه کتاب بولونیا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *