خانه / روایت / تماشای درآغوش کشیدن ها

تماشای درآغوش کشیدن ها

فرودگاهها عجیب ترین مکان های دنیایند، مخلوطی از خوشحالی و آه، وقتی دیدارها تازه میشوند، عزیزی از راه میرسد، دست هایمان را به شادی تکان میدهیم با لبخندی از عمق جان، چشمهایی که برق میزنند از شادی دیدار، وقتی که عزیزی میرود، باید دل بکنیم، خداحافظی کنیم دست تکان دهیم با نم اشکی در چشم، فرودگاهها شاهد به آغوش کشیدن های بسیارند، آن روز که مامان با بابا جون رفت سفر و بی او بازگشت، غمگین ترین حالت فرودگاه را دیدم، نشسته بودم روی زمین درمانده و منتظر، مامان آمد گریان، پریشان پر از اندوه از دست دادن پدر، ما او را محکم در آغوش کشیدیم بلند گریستیم و در همان حال زنی در کنار من با شوق و شادی فرزندش را که از سفر بازگشته بود محکم به آغوش کشیده و اشک میریخت ما هر دو چشمهایمان خیس بود اما فاصله است بین اندوه و شادی.


حالا آمده ام بدرقه ات کنم برای سفری کوتاه، هر قدر هم که کوتاه باشد اما خداحافظی همیشه تلخ است، درد دارد، تا لحظه آخر دستم در دستت است، دل نمی کنم، تو هم نگاهت را از من بر نمی داری، میگویی هر که نداند فکر میکند سفر قندهار میروم، دو روز است…
حرفت را نا تمام میگذارم، میگویم دو روز یک عمر است بی تو…
بغض کرده ام، باورم نمیشود برای یک سفر کوتاه اینطور بغض گلویم را بفشارد، این بغض،این اشک نشسته در چشم، یعنی دوست داشتن!
میگویم حالا میفهمم پاره تن که میگویند یعنی چه!
میگویی یعنی چه؟
-یعنی تو…تو که حالا قلب من شده ای، و دوری ات آزمون سختی است برایم
میگویی و برای من…
اما باید بروی، می روی، می ایستم به تماشایت، دور میشوی و لحظه آخر قبل از ورود به گیت بازرسی برمیگردی سمتم دست تکان میدهی برایم که یعنی برو،دل قوی دار و میروی…
من کمی در فرودگاه میمانم به تماشا،
تماشای در آغوش کشیدن ها، تماشای مخلوط شادمانی و آه….

زندگی کردن در حال

در بوسه های باران

شیرینی سال نو

چشم هایمان پر از کبوتر شد

زمانی برای کودکی

پر زدن کبوتر تحویل سال نو

به سمت سال نو با یک بغل کوکب بنفش

دل‌گرمی‌های آدمی را باد ترانه‌ای می‌خواند

قول عاشقانه

همچنین ببینید

بیداری در خوابی

پنجره بیرون را نشان می‌دهد. بیرون خیابان است و مردم در گُذر. خیابان مسیرِ ممتد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *