خانه / شعر / سفری مدام

سفری مدام

چکیده:

واقعیت این است که مخاطب فرصت رویارویی با اشعار بلند و منظومه‌های شعری را کم‌تر پیدا می‌کند و به همین علت، خودآگاه یا ناخودآگاه، غالباً شعر کوتاه را بر شعر بلند ترجیح می‌دهد. به این وضعیت تأثیر شدید فضاهای مجازی ادبی را هم اضافه کنید تا مخاطب را چون توریستی عجول و پرشتاب بدانید و انتظار خواندن شعرهای بلند را از او نداشته باشید.

سیدعلی میرافضلی این ضرورت‌ها را به‌درستی درک کرده و مدت‌هاست بر شعر کوتاه تمرکز نموده است، شعری که با وزن نیمایی و کارکرد هوشمندانه و گاه‌به‌گاه قافیه و نیز با تکیه بر مضمون‌یابی هندی‌وار شکل می‌گیرد.

***

آهستهخوانی با تکیه بر ضرورتی معاصر موجبیت یافته و سروده و منتشر شده است.

ضرورت این مجموعه‌ی شعر کوتاه‌سرایی است. مخاطب عام امروز دیگر نه حوصله‌ی کافی دارد و نه وقت کافی که هزینه‌ی قرائت شعرهای طولانی کند. او چه بسا خسته از کار روزانه به سراغ شعر می‌آید و درست یا نادرست می‌خواهد در اسرع وقت و با مستقیم‌ترین شکل با شعر روبه‌رو شود و با آن ارتباط برقرار کند.

مخاطب خاص نیز، حتی اگر حوصله‌اش را داشته باشد، احتمالاً فرصت رویارویی با اشعار بلند و منظومه‌های شعری را کم‌تر پیدا می‌کند و به همین علت، خودآگاه یا ناخودآگاه، غالباً شعر کوتاه را بر شعر بلند ترجیح می‌دهد.

به این وضعیت تأثیر شدید فضاهای مجازی ادبی را هم اضافه کنید تا مخاطب را چون توریستی عجول و پرشتاب بدانید و انتظار خواندن شعرهای بلند را از او نداشته باشید.

سیدعلی میرافضلی این ضرورت‌ها را به‌درستی درک کرده و مدت‌هاست بر شعر کوتاه تمرکز نموده است، شعری که با وزن نیمایی و کارکرد هوشمندانه و گاه‌به‌گاه قافیه و نیز با تکیه بر مضمون‌یابی هندی‌وار شکل می‌گیرد.

***

وزن عروضی مشخصه‌ی همیشگی شعر میرافضلی تا این‌جای شاعری اوست، عاملی که شعر او را دلچسب و شیرین می‌نماید و خستگی را از خواننده دور می‌کند.

آی پاییز تماشایی!

از تو ممنونم

برگ‌ها را در نبودن دوست‌تر داریم.

ساختاری که در عین برجستگی صوری زبان، با بهره‌بردن از سلامت زبانی، صمیمانه با مخاطب روبه‌رو می‌شود و این صمیمیت را به‌سادگی به مخاطب عرضه می‌کند. با شگفتی باید اذعان کرد که چنین سلامتی در تاریخ شعر نیمایی گوهری کمیاب است و این فقدان یکی از عوامل استقبال‌نشدن آن‌چنانی از این قالب نو شعر فارسی به‌حساب می‌آید. آیا این عارضه میراث زبان پردست‌انداز، غریب و پرگره در شعر خود «نیما» نیست؟

میرافضلی اما زبان عروضی را با دکلماسیونی طبیعی همراه می‌کند و به همین سبب، مخاطب حس می‌کند هیچ کلمه یا مفهومی نیست که نتواند در شعر او حاضر شود. در واقع، با توسعات هنرمندانه‌ای که گاه‌به‌گاه در اوزان شعرهای میرافضلی به‌چشم می‌آید، هیچ کلمه یا مفهومی از حضور در شعر او مأیوس نمی‌تواند باشد. به واژگان «تقویم»، «تعطیل» و «تیک‌خوردن» در این شعر توجه کنید تا حس طبیعی‌بودن حضور این کلمات، با کم‌ترین پتانسیل شعری در یک شعر کوتاه متعجبتان کند:

تقویم ما تمام ورق‌هایش

تعطیل هم که باشد

هر روز ذهن من

در دفتر حضور شما تیک می‌خورد.

در این شعرها وزن گاهی اصلاً احساس نمی‌شود و مخاطب فقط از احساسی موسیقایی‌ای که به او منتقل می‌گردد ناگهان ناخودآگاه لذتی ناشی از هارمونی واژه‌ها را در خود کشف می‌کند.

برف‌پاک‌کن‌ها

از پس دلتنگی من برنمی‌آیند.

به همین علت، سیدعلی میرافضلی را می‌توان از احیاگران قالب نیمایی در شعر نو ایران طی سال‌های اخیر نامید، نامی که به‌واقع بعد از قیصر امین‌پور و محمدرضا عبدالملکیان در عرصه‌ی شعر نیمایی سه دهه‌ی گذشته کسی را بالاتر از خود نخواهد یافت. در ضمن، استمرار و پافشاری او در نیمایی‌سرایی نیز به برجستگی شخصیت او در این گستره یاری می‌رساند.

دکلماسیون خاص شعر میرافضلی طبعاً بیان شعری او را به سمت سادگی سوق می‌دهد ــ از دیگر ضرورت‌هایی که موجبیت آهسته‌خوانی را باعث شده است.

سادگیْ روال حاکم بر بخش وسیعی از شعر روز ایران است، روالی که عکس‌العمل طبیعی شعر در برابر پیچیدگی و ابهام مصنوعی و عامدانه و روشنفکرانه‌ی بخشی از شعر دهه‌ی هفتاد محسوب می‌شود. این‌چنین سادگی‌ای اما هرگز مانع از بیان مفاهیم عمیق نمی‌شود، مفاهیمی که برخاسته از اصیل‌ترین دغدغه‌های ازلی و ابدی بشرند. این‌چنین سادگی‌ای، بدون درغلتیدن در دامن ابتذال، طیف مخاطبان شعر، به‌خصوص شعر نو، را گسترش می‌دهد.

 

کودک

به دوردست افق خیره مانده است

و من به دوردست خودم.

و این طیف وقتی گسترشی شگرف می‌یابد که شعر، با همین بیان صمیمی، دامن‌گیرترین احساس بشری را به مثابه‌ی یک موتیو یا درون‌مایه‌ی فراگیر، همواره با خود و در خود منعکس کند: «عشق» ــ احساسی که در آهسته‌خوانی تقریباً لاینقطع بروز و ظهور می‌یابد.

خلوتی کجاست

تا کنار گوش تو

شعر و بوسه‌ام یکی شود؟

میرافضلی گاه البته اسیر کلیشه‌های رایج تصویرسازی شعر عاشقانه‌ی فارسی می‌شود، ولی این اسارت خوشبختانه بسیار کم‌شمار است:

در پیشواز تو

گل می‌کند نسیم

قد می‌کشد بهار.

و بیش‌تر با بهره‌گیری از عناصری به‌روز، تصاویری بهنگام از عشق در جهان معاصر ارائه می‌دهد:

روبه‌رویم: دو فنجان قهوه

سرنوشت مرا پیش‌بینی تلخی است،

آه، ای چشم‌هایت!

*

قطاری است کم‌خون

رگی بی‌مسافر:

چه اوقات بی‌مایه‌ای بی تو دارم!

عشق در نگاه میرافضلی ماهیتی سنتی دارد با همان ویژگی‌های آشنا: معشوقی در عرش، بی‌کم‌و‌کاستی که غالباً باید در هر انسانی یافت شود، عشقی که نه تنها نقصان نمی‌پذیرد، بلکه لحظه‌به‌لحظه شدیدتر می‌شود، عشقی سوزنده و البته در نهایت نجات‌بخش، با ردپایی همیشگی از فقدان و فراق. با این همه، چنان‌که اشاره شد، بیان مدرن شاعر روساخت شیک و مدرنی را برای شعرهای آهسته‌خوانی تدارک دیده است.

من کاملاً صحرا

تو کاملاً باران،

دیدار ما آغاز یک حس خوشایند است.

*

به ماه‌بودن تو

غبطه می‌خورد خورشید

به برکه‌بودن من

ماه.

قافیه اما در شعر میرافضلی در مقایسه با مجموعه‌های قبلی او یک عقب‌نشینی آشکار را نشان می‌دهد، پسرفتی سنجیده که به تعادل در موسیقی شعر نیمایی منجر شده است، به‌خصوص این‌که شعر کوتاه، به موجب فضای کوچک و محدودش، قوافی نزدیک‌به‌هم را فوق‌العاده تصنعی و متکلفانه می‌نمایاند. در مورد شاعر آهستهخوانی، که قافیه در نیمایی‌های سابقش از فرط تکرار گاه ملال‌آور و کلافه‌کننده می‌شد، کاستن از تراکم قوافی یک تاکتیک شجاعانه هم محسوب می‌شود. ای کاش اثری هرچند کم‌رنگ نیز از ته‌مانده‌های قافیه‌پردازی‌های کلاسیک در این مجموعه به‌چشم نمی‌خورد!

می‌رود ملال در ملال

لحظه‌های لال

***

فضا و لوکیشن در اکثر قریب‌به‌اتفاق اشعار آهسته‌خوانی طبیعتی بارانی است. در این گروه از شعرهای میرافضلی، باران نیز خود را تا حد یک المان پربسامد یا یک موتیو تصویری بالا می‌کشد. شاعر وجوه متفاوتی از این پدیده‌ی طبیعی به‌نمایش می‌گذارد تا هم قدرت مضمون‌یابی‌اش را به‌رخ بکشد و هم شخصیتی نسبتاً نظام‌مند به آهستهخوانی ببخشد.

سفر می‌کنم در صدایت

چه باران بی‌انتهایی!

*

کلاغ:

مرثیه‌ی باغ‌های بی‌باران.

*

مشغول باران می‌شود

ذهنم

وقتی که با لبخند می‌آیی.

اما نکته‌ی جالب این‌که علی‌رغم طبیعت‌گرایی آشکار و حضور عناصر و نشانه‌های فصلی پرشمار، شعر کوتاه سیدعلی میرافضلی، جز در چند مورد، به سمت هایکو گرایشی ندارد.

برف‌ها

در سکوت می‌بارند

بر ردیف صنوبران کهن.

و این در روزگاری که هایکوسرایی یا شبه‌هایکوسرایی تمایلی سطحی و بی‌اصالت و البته فراگیر در بسیاری از کوتاه‌سرایان آسانگیر کشور ماست، امتیاز کوچکی نیست. شعر میرافضلی به واسطه‌ی صور خیال شکل می‌گیرد و با انجماد لحظه در هایکو فاصله‌ی زیادی دارد.

***

سیدعلی میرافضلی راه خود را خوب یافته و خوب پیش می‌رود؛ چراکه در هر مجموعه بهتر از مجموعه‌های قبلی، از شعرش رفع نقص می‌کند و زبان و بیانی پخته‌تر را به منصه‌ی ظهور می‌رساند. شاعر همیشه در سفر است و به‌واقع باید آخرین مجموعه‌شعرش را بهترین مجموعه‌اش دانست.

هنوز در سفریم

خطوط جاده

و من.

 

 

 


* آهستهخوانی، سیدعلی میرافضلی، نشر نون، ۱۳۹۱.

 

همچنین ببینید

کارنامه (۹)

درآمد: در سال ۱۳۸۴ دکتر محمود احمدی‌نژاد به ریاست ‌جمهوری برگزیده می‌شود. دوران او از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *