خانه / روایت / نوشتن اولاً تفکر است

نوشتن اولاً تفکر است

کتاب ر نتیجه‌ی بیش از چهار سال تحقیق و نگارش مریم برادران است که به همت نشر آرما روانه‌ی بازار شد و با استقبال خوبی نیز روبه‌رو شد. این کتاب زندگی شهید رسول حیدری (مجید منتظری) را به‌تصویر کشیده است: مردی که در کنار مردمی از جنس خودش اما با زبان و آداب و رسوم متفاوت در کشور بوسنی به‌شهادت رسید.

به مناسبت برگزیده‌شدن کتاب ر در بخش مستندنگاری نهمین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی جلال، با نویسنده‌ی این کتاب به گفت‌وگو نشستیم.

 

خانم برادران، از کی ادبیات برای شما جدی شد و تبدیل شد به مدیومتان؟

از خواندن آغاز شد. با ورود به عرصه‌ی دانشگاه و فضاهای فرهنگی بیش‌تر پیگیر خواندن بودم. در آن زمان، بعضی از دانشجوهای دانشگاه شریف تشکلی را با محوریت روایت برگزار کرده بودند و من هم وارد جمع آن‌ها شدم. از دست‌نوشته‌های من خوششان آمد. خیلی اتفاقی پیشنهاد دادند اتودی بزنم درباره‌ی خاطرات شهدا و در نهایت با نوشته‌ی من موافقت شد. این سرآغاز نوشتن من بود. از همان ابتدا برای من مستندنگاری جذابیت خاصی داشت. حتی اگر آن موقع در مجله‌های ادبی‌محور قلم می‌زدم، هم‌چنان رویکردم مستند بود.

برادران: «مدتی بود آثار مستندنگاری بین‌المللی را مطالعه می‌کردم. متوجه شدم کهه مستندبودن این آثار در درجه‌ی اول نوشتن قرار دارد. مثلاً، عکس، نامه، اخبار و به‌خصوص مقدمه‌نویسی و توجه به شناخت زمینه بسیار مهم‌اند؛ چون یکی از سویه‌های مستندنگاری پژوهش است، نویسنده موظف است مراحل تحقیق را نیز مستند کند. یکی از تکنیک‌های مهم در روند مستندنگاری تشخیص واقعیت گفتار و مباحث مطرح‌شده در مصاحبه‌هاست.»

کدام نویسنده‌ها و کتاب‌ها برای شما تبدیل به اتفاق شدند؟

صادقانه باید بگویم که من ادبیات ایرانی زیاد نمی‌خوانم. مثلاً، جلال و سیمین را یک دوره خواندم و هم‌چنین ایده‌ی داستان‌های هدایت برای من همیشه شگفت‌انگیز بود. من هیچ وقت کلاس نویسندگی نرفتم و همیشه از خواندن آموختم. دوره‌ای‌‌خواندن بسیار در این فرآیند به من کمک کرد. چخوف و آلبر کامو را خیلی دوست دارم. چخوف بسیار واقعی می‌نویسد و قرابت فرهنگی بین ما و نوشته‌هایش آثار او را برای ما ویژه می‌کند. برای من در نوشتن خوب‌دیدن و صداقت بسیار مهم است. شاید همین ویژگی‌ها علاقه‌ی من به مستندنگاری را رقم زده است. مارکز را هم دوست دارم؛ او وقتی تخیلات را هم می‌نویسد از واقعیت دور نمی‌شود.

 

از زبان خودتان اگر درباره‌ی آثاری که نوشته‌اید بخواهید صحبت کنید و در حین توضیح به جان‌مایه‌ی ادبی آن‌ها اشاره کنید چگونه شروع می‌کنید؟

ویژگی کارنامه‌ی نوشتاری من این است که هر کدام از کتاب‌های من دوره‌ای بودند و قصه‌ای خاص پشت آن‌ها بود. اولین کتاب من یادگاران همت بود که قرار بود سلسله‌تصاویری کوتاه از یک آدم را بسازد و بنا به نیاز مخاطب امروز، شمایی از فرد را مجسم کند. این کتاب شامل صد خاطره‌ی کوتاه از شهید همت بود.

کتاب بعدی به نام اسارت منتشر شد. با این‌که این کتاب تجربه‌ی خوبی برایم بود، اما چندان کتاب را دوست ندارم. تحقیقات برای این کتاب به قدر کافی نشده بود و شرایط خانم ناهیدی هم اجازه‌ی مصاحبه نمی‌داد. اما همین تجربه به من نشان داد که در مستند چقدر تحقیق مهم‌تر از نوشتن است. مستند همیشه به یک پشتوانه‌ی قوی احتیاج دارد و آن پشتوانه تحقیق جامع است.

کار بعدی اینک شوکران ۱ بود که شهید منوچهر مدق از نگاه همسر ایشان را روایت می‌کرد. این کتاب هنوز هم از جمله کتاب‌های پرفروش است و به چاپ بیست‌وسوم رسیده است. برای خود من هم کتاب خاصی است؛ چون خود موضوع و آدم‌هایش ویژه بودند و از طرف دیگر، مصاحبه‌های خوبی تهیه کرده بودم. مهم‌تر از خود مصاحبه‌ها فرآیند تهیه‌ی مصاحبه‌هاست. وقتی با سوژه‌ام گفت‌وگو می‌کنم، آن را می‌بینم و حس می‌کنم. بعدها در نوشتن بسیار از آن دریافت‌ها استفاده می‌کنم. صادقانه می‌گویم که کار خاصی نمی‌کردم؛ تنها تلاش می‌کنم از منظر خود آدم‌ها به اتفاق نگاه کنم و آن را بنویسم. به نظرم، حضور «من» نباید در یک کار مستند حس شود. اگر هم این «من» وجود دارد، باید حس خود را با حس موضوع تنظیم کند.

نیمهی پنهان ماه شهید مهدی باکری کتاب بعدی من بود. نقص این کتاب این است که هم‌چنان شهدا و خانواده‌های ایشان باید آنکادر شده و قهرمان نشان داده بشوند. ساحت مستند باید جسور باشد و خود را به واقعیت نزدیک کند. این کتاب جسارت کمی داشت، اما برای آن دوره خوب بود. نوشتن درباره‌ی ازدواج مجدد همسر شهید و یا این‌که مهدی باکری برای همسرش روسری قرمز گلدار خریده بود و یا شعرهایی که آن موقع با همسرش می‌خواند به نظرشان کسر شأن شهید باکری می‌آمد و هم‌چنان رغبت به بت‌کردن باکری در آن‌ها وجود داشت. شهید باکری یکی از معدود فرماندهان تحصیل‌کرده و روشنفکر بود. و این خلوص و تفاوت باکری هنوز دیده نشده است. به نظرم، همین بت‌ساختن‌ها منجر به فاصله‌گیری جوان‌ها از چنین آدم‌های ویژه‌ای می‌شود.

بعد از انتشار این کتاب‌ها، تصمیم گرفتم درباره‌ی کسانی که هستند بنویسم. در این برهه به بازمانده‌های جنگ فکر می‌کردم. از طریق بنیاد شهید با یک دختر آبادانی با ویژگی‌های خاص آشنا شدم. فرصت مصاحبه با این دختر برای من به‌وجود آمد که از دل این اتفاق کتاب حنانه منتشر شد. نمی‌توان گفت جنگ تکرار نمی‌شود. جنگ بخشی از تاریخ و جامعه‌شناسی ماست. از این جهت، حنانه یک اثر متفاوت در کارنامه‌ی من است. خواننده‌های زیادی به سیاه‌بودن حنانه اشاره داشتند و چون روایت سوم‌شخص است، اکثراً فکر می‌کنند که با داستان مواجه‌اند.

کتاب خانم بلورچی را به بهانه‌ی ورود به عرصه‌ی مادر شهید نوشتم. خانم بلورچی شخصیت ویژه‌ای بود از این حیث که بهایی بود و بعدها مسلمان می‌شود و پسرش شهید می‌شود.

بعد از این تصمیم گرفتم شخصی‌تر فعالیت کنم. دوست نداشتم با انتشارات دولتی کار کنم و می‌خواستم ادامه‌تحصیل بدهم، اما نگذاشتند و من گیر ر افتادم. در آن دوران دوست داشتم برون‌مرزی کار کنم، همان دورانی که شعارهایی مثل «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» باب شده بود. و همیشه برایم سؤال بود که چرا این شعارها در کشور پاسخ داده نمی‌شود! همیشه معتقد بودم که ادبیات یکی از بهترین بسترها برای پاسخ‌گفتن به سؤالات و ماندگاری آن دغدغه‌هاست. خاص‌بودن سوژه‌ی ر من را به سمت خود کشاند. آن موقع تب بوسنی فروکش کرده بود و می‌شد حرف زد. به نظرم، ماجرای بوسنی شامل المان‌های جامعی است که قابل‌انطباق با مسائل کشور هم بود. تمام تجرییاتی را که در طی این سال‌ها در زمینه‌ی مستند داشتم در کتاب ر پیاده کردم. یکی از تجربیات اصیلی که در طی نوشتن ر به‌دست آوردم این بود که تکنیک برش‌زدن، اگرچه یکی از ویژگی‌های مستندنگاری است، اما با توجه به ویژگی‌های نسل امروزی که کم‌تر در پی ادامه‌ی برش‌ها می‌رود، بهتر است تا آن‌جایی که می‌شود تصورات را کامل کنیم. مدتی بود آثار مستندنگاری بین‌المللی را مطالعه می‌کردم. متوجه شدم که مستندبودن این آثار در درجه‌ی اول نوشتن قرار دارد. مثلاً، عکس، نامه، اخبار و به‌خصوص مقدمه‌نویسی و توجه به شناخت زمینه بسیار مهم‌اند؛ چون یکی از سویه‌های مستندنگاری پژوهش است، نویسنده موظف است مراحل تحقیق را نیز مستند کند. یکی از تکنیک‌های مهم در روند مستندنگاری تشخیص واقعیت گفتار و مباحث مطرح‌شده در مصاحبه‌هاست.

 برادران: «در کتاب، اسم و فامیل واقعی شخصی را که تأثیر مهمی در شکل‌گیری سپاه همدان داشت ذکر کردم و به دلیل اهمیت آن شخص خیلی خوب به او پرداختم؛ عد از انتشار کتاب، خانواده‌ی من با بازخوردهای بدی روبه‌رو شدند و حتی تهدید شدند. این خبر که به گوش من رسید، اسم او را در چاپ دوم حذف کردم و مجبور شدم اسم او را مستعار کنم. کتاب بخشی از تاریخ ماست و سانسور کتاب به نوعی سانسور تاریخ ما هم هست.»

تأکید شما بر پژوهش و از طرفی پیدایش یک محصول هنری ـ ادبی از دل پژوهش‌ها این سؤال را مطرح می‌کند که در چه نقطه‌ای شمای پژوهشگر به شمای نویسنده‌ی یک اثر خلاقه تبدیل می‌شود؟

دقیق نمی‌توانم آن را ترسیم کنم، اما نکاتی را می‌توانم عرض کنم. اگر محقق و نویسنده یکی باشند، در حین پژوهش تصویر اثر شکل می‌گیرد. توجه به تکنیک‌های نوشتن هم نقش مهمی دارند. برای خودم توجه به نقطه‌عطف‌ها و ثبت لحظاتی که به خودم احساس خاصی را تزریق می‌کنند کمک می‌کند. مثلاً، من ر را چهار جور مختلف نوشتم، اما هیچ کدام برایم جالب نبود تا این‌که به خود یادآور شدم من به خاطر ماجرای بوسنی ر را شروع کردم؛ پس آغاز و پایان من هم بوسنی است. بنابراین، با بوسنی آغاز کردم و با فلش‌بک‌های مختلف روایت خود را از حالت روایت خطی خارج کردم. با این‌که در مستندنگاری محدودیت‌های فرمی بیش‌ترند، اما من معتقدم که می‌توان از قالب‌های آن‌ها استفاده کرد. نوشتن اولاً تفکر است. نویسنده ابتدا فکر می‌کند و سپس تولید می‌کند؛ بنابراین، قالب‌زدن، متمایزبودن و ساختمان اثر و تکنیک‌ها عناصری هستند که از پیش در ذهن نویسنده شکل می‌گیرند.

 

به غیر از مستندنگاری ادبیات مقاومت به مستندنگاری سوژه‌ها در حوزه‌های دیگر فکر می‌کنید؟

من این حیطه و آدم‌های آن را دوست دارم. مواجهه‌ی این آدم‌ها با مرگْ تفاوت و صداقت در آن‌ها به‌وجود آورده است. این مردمان به قدری ویژه‌اند که ما امروزه در دوران عافیت آن را درک نمی‌کنیم. شاید این جنس تفاوت‌ها در حوزه‌های دیگر نیز باشد، اما فعلاً تجربیاتم را در این زمینه کامل نکرده‌ام.

 

ر بهترین کار شماست؟

هر یک از کتاب‌ها تجربه‌ی متفاوتی است. ر را می‌توانم پخته‌ترین اثرم بدانم.

برادران: «مهم‌تر از خود مصاحبه‌ها فرآیند تهیه‌ی مصاحبه‌هاست. وقتی با سوژه‌ام گفت‌وگو می‌کنم، آن را می‌بینم و حس می‌کنم. بعدها در نوشتن بسیار از آن دریافت‌ها استفاده می‌کنم. صادقانه می‌گویم که کار خاصی نمی‌کردم؛ تنها تلاش می‌کنم از منظر خود آدم‌ها به اتفاق نگاه کنم و آن را بنویسم. به نظرم، حضور «من» نباید در یک کار مستند حس شود. اگر هم این «من» وجود دارد، باید حس خود را با حس موضوع تنظیم کند.»

از بازخوردهای متفاوتی که بعد از انتشار ر مستقیماً شما را درگیر و وادار به واکنش کرد چیزی در ذهنتان هست؟

اتفاق تأسف‌برانگیزی را در خاطر دارم. در کتاب، اسم و فامیل واقعی شخصی را که تأثیر مهمی در شکل‌گیری سپاه همدان داشت ذکر کردم و به دلیل اهمیت آن شخص خیلی خوب به او پرداختم؛ چون او را دیده بودم و حرف‌های دیگران را هم درباره‌ی او شنیده بودم. بعد از انتشار کتاب، خانواده‌ی من با بازخوردهای بدی روبه‌رو شدند و حتی تهدید شدند. این خبر که به گوش من رسید، اسم او را در چاپ دوم حذف کردم و مجبور شدم اسم او را مستعار کنم. کتاب بخشی از تاریخ ماست و سانسور کتاب به نوعی سانسور تاریخ ما هم هست.

موضوع دیگری که بازخوردهای شدیدی داشت سیگارکشیدن شهید بود. این قضیه برای آن‌ها خیلی وحشتناک بود، به‌ویژه این‌که ما چندین عکس هم از این منظره داشتیم!

 

وضعیت جشنواره‌ها در حوزه‌ی ادبیات و به طور ویژه‌تر جایزه‌ی ادبی جلال را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من چندان جایزه‌ی جلال را نمی‌شناختم. فکر نمی‌کردم بخش مستندنگاری هم به آن اضافه شده باشد. تا لحظه‌ای که در اختتامیه‌ ر را به عنوان کار برگزیده اعلام نکردند مطمئن بودم که جایزه نمی‌گیرد. احساس می‌کردم کتاب پیغام ماهی‌ها حتماً جایزه می‌گیرد. تجربه‌ی حضور در داوری یکی از جشنواره‌هابه من نشان داده‌بود چقدر سمت‌وسوگرفتن داوری‌ها ناراحت‌کننده است. در لحظات آخر کتاب‌هایی برگزیده شدند که از نظر ما اصلاً ادبیات نبودند. جشنواره‌های مهم با معیارهای درستْ عمل غربالگری را انجام می‌دهند و ادبیاتی را که ارزش خواندن دارد به مردم معرفی می‌کنند. اما به طور کل من این سؤالات را با اکراه جواب می‌دهم؛ چون متخصص حیطه‌ی نشر و جشنواره‌ها نیستم و کنکاش دقیقی‌ هم نکرده‌ام.

 

کتاب بعدی شما؟

هنوز به برون‌مرزی‌ها فکر می‌کنم. سال‌ها پیش یک زوج چریک پیدا کردم و از آن‌ها قول همکاری هم گرفتم. این کار هم احتمالاً سال‌ها به تحقیق نیاز دارد.

همچنین ببینید

هوای روایت جنگ، مرارت زنان

 محمد کشاورز، محمد حنیف و مصطفی جمشیدی، داوران بخش داستان کوتاه دهمین دوره جایزه‌ی ادبی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *