خانه / داستان / سایه‌ی اژدها بر سر تولید ملی را روایت کرده‌ام

سایه‌ی اژدها بر سر تولید ملی را روایت کرده‌ام

محمد‌علی گودینی در سال ۱۳۳۵ در کنگاور متولد شد. او از سیزده‌سالگی در تهران زندگی می‌کند. دیپلم تجربی دارد و در تعدادی از نشریات کشور مسئول صفحه‌ی ادبی بوده است. از آثار او، داستان صعود در دومین دوره‌ی مسابقات بنیاد جانبازان رتبه‌ی دوم و داستان آجر بهمنی در سومین دوره‌ی همین مسابقات رتبه‌ی سوم را برایش رقم زده ‌است. لبخند تلخ گودینی در مسابقات قلم زرین جزو پنج اثر نخست انتخاب شده و داستان شیرین در دوره‌ی دومِ جایزه‌ی عذرا رتبه‌ی دوم را کسب کرده و هم‌چنین کتاب نورد در نخستین دوره‌ی مسابقات ادبی کارفرمایان و کارگران، رتبه‌ی سوم را یافته است. از کتاب تالار پذیرایی پایتخت گودینی هم در جشنواره‌ی داستان انقلاب قدردانی شده. این کتاب برگزیده‌ی جایزه‌ی کتاب فصل شده و در سومین دوره‌ی جایزه‌ی جلال هم مورد قدردانی قرار گرفته.

***

همه‌ی افتخارات یک نویسنده‌ی کارگری

همه‌ی افتخار محمدعلی گودینی این است که یک عمر کارگری کرده و هم‌زمان چند کتاب با موضوع کار و کارگر نوشته که در آن‌ها به غم‌ها و شادی‌های کارگران ایرانی پرداخته و در سالی که مقام معظم رهبری آن را «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» (۱۳۹۱) نام‌گذاری کرده، رمانی با این مضمون نوشته و در ماه رمضان سال بعد، آن را در دیدار حضوری به مقام معظم رهبری تقدیم کرده و ایشان هم کار او را تأیید کرده است. حالا وقتی مقابل محمدعلی گودینی می‌نشینی، با قاطعیت ادعا می‌کند که اولین و تنها رمان با موضوع حمایت از تولیدات داخلی را نوشته است. عنوان کتاب هم تقریباً گویای محتوای آن است: سایه‌ی اژدها. در نگاه اول، جلد کتاب جلب توجه می‌کند، جلدی پارچه‌مانند که به لباس تاشده می‌ماند و مارکی که با نوشته‌های چینی از آن آویزان است. دقت که بکنی، می‌بینی نوشته: سایه‌ی اژدها. جلد ابتکاری است، تا حدی هم گویای محتوا. محمدعلی گودینی، در این داستان، یک کارگاه را روایت می‌کند، یک کارگاه کوچک تولید مانتو در مرکز تهران، کارگاهی که به صحنه‌ی یک جنگ بدل شده. نه جنگ کارگر و کارفرما، که جنگ تولید داخلی با تولید خارجی و خصوصاً چینی، جنگ تولید داخلی با قاچاق. همه‌ی این‌ها را با گودینی در میان گذاشتیم و او پاسخ‌هایی شنیدنی داد که در پی می‌آید.

***

تجربه‌ی محیط‌های کارگری

دغدغه‌های محمدعلی گودینی در زمینه‌ی موضوع کار و کارگر و تولید ملی به کتاب اخیر او، سایه‌ی اژدها، خلاصه نمی‌شود. می‌گوید: «من قبل از این هم کتاب‌های زیادی با موضوع کار و تولید ایرانی نوشته‌ام که اکثر آن‌ها چاپ شده و در جشنواره‌های ادبی متعددی هم مطرح شده‌اند. حدود ده عنوان کتاب کارگری نوشته‌ام که ماجراهای آن‌ها همگی برگرفته از زندگی شخصی خودم در محیط‌های کارگری بوده است. از همان سال‌های اول که به تهران آمدم، کار در کارگاه‌های کوچک و بزرگ را شروع کردم و در مراکز مختلف کار کردم». تعداد مشاغلی که گودینی از آن‌ها نام می‌برد و می‌گوید در آن‌ها کار کرده زیاد است: از آهنگری و رنگرزی و بقالی گرفته تا خیاطی و قنادی و حتی دستفروشی. البته، توضیح می‌دهد که آن موقع جایگاه مشاغلی مثل دستفروشی مثل حالا متزلزل نبوده و خیلی‌ها از این طریق به‌راحتی امرار معاش می‌کرده‌اند. شاید به خاطر این‌که تعداد دستفروش‌های شهر کم بوده و کسی کاری به کار آن‌ها نداشته. با این حال، گودینی این مشاغل مختلف را، که همگی در حیطه‌ی کارگری خلاصه می‌شود، تجربه کرده و حاصل آن را در تعدادی از کتاب‌هایش با عناوین یک مشت خاک، یکشنبه‌ی آخر، سیلاب، نورد، تالار پذیرایی پایتخت، زنی با کفش‌های مردانه و سایه‌ی اژدها روایت کرده است.

 

تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی

شاخص‌ترین کتاب گودینی در زمینه‌ی تولید کالای داخلی به رمان اخیر او، سایه‌ی اژدها، برمی‌گردد. خودش می‌گوید: «هدفم از نگارش کتاب سایه‌ی اژدها به نوعی تحقق شعار سال مقام معظم رهبری مبنی بر ’تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی‘ بود. یادم می‌آید سال ۱۳۹۱ بود که مقام معظم رهبری شعار ’تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی‘ را برای این سال تعیین کردند. من پیش از آن معمولاً فکر می‌کردم این نوع شعارها بیش‌تر در جهت تشویق افکار عمومی است، برای ترویج یک فرهنگ خاص. اما همان سال با خودم اندیشیدم که باید به نوبه‌ی خودم یک کار عملی هم انجام دهم که در راستای تحقق این شعار ملی باشد. وقتی با خودم خلوت کردم، دیدم من فضاهای کارگری جامعه‌ی ایران را هر سال به شکل ملموس تجربه کرده‌ام و حتی کتاب‌های متعددی در این باره نوشته‌ام. باید کار تازه‌ای می‌کردم، به‌ویژه این‌که شعار سالی که مقام معظم رهبری تعیین کردند برای من به منزله‌ی تلنگری بود که باید کاری بکنم. به خودم گفتم: وظیفه‌ی منِ محمدعلی گودینی که هم سال‌ها کارگری کرده‌ام و شناخت خوبی از محیط‌های کارگری جامعه دارم و هم کتاب‌های زیادی در این باره نوشته‌ام در مقطع کنونی چیست؟ برای همین دست‌به‌کار شدم و طرح رمان سایه‌ی اژدها را پی‌ریزی کردم و یکی ـ دو ماه بعد نوشتن کار را شروع کردم».

گودینی می‌گوید: «در رمان سایه‌ی اژدها موضوع واردات بی‌رویه به کشور را به‌چالش کشیده‌ام و در واقع سعی کرده‌ام همان محیط‌های کارگری را که دستمایه‌ی اصلی آثار من بوده برای نوشتن این اثر هم به‌کار بگیرم. برای همین منظور، داستان را در یک محیط کارگری در کارگاه خیاطی شکل دادم که در آن مشکلات واردات بی‌رویه و گرانی کاغذ منجر به تعطیلی تقریبی کارگاه می‌شود».

 

تقدیم کتاب سایه‌ی اژدها به مقام معظم رهبری

محمدعلی گودینی درباره‌ی دیدار با مقام معظم رهبری و تقدیم کتاب سایه‌ی اژدها به رهبر انقلاب می‌گوید: «چندی پیش به مدیر حوزه‌ی هنری، محسن مؤمنی شریف، گفتم که شما هر سال لطف می‌کنید و در ایام ماه رمضان تدارک دیدار شعرا با رهبری را می‌بینید. به خاطر این‌که رمان تازه‌ی من با عنوان سایه‌ی اژدها در واقع در لبیک به پیام مقام معظم رهبری و نام‌گذاری ایشان برای سال ۹۱ با عنوان تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی نوشته شده است، لطف کنید و من را هم به این دیدار ببرید. پس از موافقت با این مسئله و حضورم در مراسم، وقتی نوبت به من رسید و خدمت حضرت آقا رسیدم، نخست رمان سایه‌ی اژدها را به ایشان دادم. مقام معظم رهبری کتاب را تورقی فرمودند و گفتند: ’عجب طرح جلد جالبی دارد!‘ که نشان می‌داد نظر ایشان را جلب کرده است و من نیز به محضر ایشان عرض کردم که ’ماجرای نوشتن این رمان لبیک به پیام شما بوده است‘». گودینی درباره‌ی واکنش مقام معظم رهبری به این کتاب گفت: «حضرت آقا کتاب را تورقی کردند و گفتند: ’جالب است! این کار را می‌خوانم‘».

تالار پذیرایی پایتخت و جایزه‌ی جلال

یکی از کارهای شاخص گودینی رمانی با عنوان تالار پذیرایی پایتخت است که در سومین دوره‌ی جایزه‌ی جلال آل‌احمد مورد تقدیر قرار گرفت. از این کتاب در دوره‌ی اول جشنواره‌ی داستان انقلاب و جایزه‌ی کتاب فصل هم تقدیر شد. گودینی درباره‌ی این کتاب می‌گوید: «تقریباً سال ۸۳ بود که من شروع به نوشتن این کتاب کردم. پس از آن هم مدتی رهایش کردم و دوباره کار بازنگری و ویرایش آن را انجام دادم و به دنبال ناشر برای انتشارش بودم. چند سال پیش متوجه شدم حوزه‌ی هنری فراخوانی داده است برای ’جشن داستان انقلاب‘. خب، کتاب من هم ناگفته‌های انقلاب را به نوعی در بر می‌گرفت و دیدم بهترین فرصت برای ارائه است و در آخرین روزهای مهلت ارسال آثار بود که این رمان را تحویل دادم. آن سال جشن داستان انقلاب برگزیده‌ی نهایی نداشت و از کتاب من هم در آن‌جا تقدیر شد. در حالی که من پیش‌بینی می‌کردم رتبه بیاورد، آن جایزه برگزیده‌ی نهایی نداشت و فقط سه تا تقدیری داشت که یکی کتاب من بود. ولی فرصت خوبی برای انتشار کتاب فراهم کرد و سوره‌ی مهر کتاب را با کیفیتی خوب چاپ کرد». احساس گودینی درباره‌ی تالار پذیرایی پایتخت شنیدنی است: «طبیعی است هر کسی که چیزی را می‌نویسد ابتدا فکر می‌کند شاهکاری خلق کرده است. من وقتی تالار پذیرایی پایتخت را منتشر کردم، مطمئن بودم که برنده‌‌ی جایزه می‌شوم و چون از کارهای دیگرم هم قدردانی شده بود، خیلی هیجان‌زده نشدم، اما علت این‌که جایزه‌‌ی جلال را نبردم این بود که خیلی بد نقد شده بود. اما من خودم را نباختم و فکر کردم خودم باید مطمئن باشم که کارم برنده است یا نه».

همچنین ببینید

گفتمانی پیرامون تحلیل گفتمان

نشر و نقد، ارتباطی دوسویه‌‌‌ دارند. اگر نقد نباشد اثر فاخر و مبتذل تفاوتی ندارند. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *