خانه / پرونده / سفری به اعماق

سفری به اعماق

مروری بر رمان بر امواج، جدیدترین اثر ترجمه شده از مارگارت اتوود در ایران

ماجرای بر امواج از بازگشت یک زن آغاز می‌شود. بازگشت به وطن. به خانه. به گذشته و به خاطرات و خطرات توأمان. این رمان شرح ِ سرگشتگی زنی است که در مواجهه با اصالت گذشته‌ی خود از آینده‌ رهایی می‌یابد. شرحی که در عین سادگی لایه‌های نهفته‌ی زیادی در خود دارد و خواننده را آهسته به اعماق فرو می‌کشد.

در این رمان، داستان زنی مطلقه روایت می‌شود که همراه با چند تن از دوستانش به زادگاه کودکی بازگشته است تا ظاهرا به جستجوی پدر خویش بپردازد که مدتی پیش در همین منطقه ناپدید شده. اما هر قدر که داستان به جلو می‌رود خواننده درمی‌یابد که قهرمان داستان آن چنان‌که باید و شاید در جستجوی پدر نیست چرا که او را همواره مردی مستحکم و سازگار با طبیعت محل زندگی‌ش می‌دانسته که به خوبی با محیط اطرافش در آشتی به سر می‌برده و به همین علت اساسا نمی‌توانسته در همین محیط آسیب ببیند. هر قدر که روایت اتوود به پیش می‌رود و جان می‌گیرد خواننده از هسته‌ی اولیه‌ی داستان (یافتن پدر گمشده) دور شده و به قلب ماجرا نزدیک می‌‍شود: سفر درونی قهرمان داستان. این زن ناشناخته که در ابتدا موجودی آرام و خنثی به نظر می‌رسد در طی طریق همراه همسفرانش در یک جزیره‌ی سرد و وهم‌انگیز ابعاد مختلفی از درونیات خویش را آشکار می‌کند؛ یک رابطه‌ی پررنج با مردی متأهل و از دست دادن فرزندی متولد نشده. اشارات به این وقایع هر چند گذرا و کمرنگ، همچون شهابی درخشان و پردامنه از آسمان داستان ِ بر امواج عبور می‌کنند و دلایل تحول آهسته و آرام شخصیت اول را آشکار می‌سازند. شخصیتی که در مواجه با طبیعت آشنا و دست نخورده‌ی کودکی پوست انداخته و با رها شدن از دام تمدن شهری به نوعی دیوانگی یا حتی عرفان خود ساخته دست می‌یابد.

فضاسازی در رمان ِ بر امواج نقشی کلیدی دارد. برای مارگارت اتوود که خود از کودکی به همراه پدر جانورشناسش در جنگل‌های انبوه و دست نخورده‌ی کانادا چرخ خورده و طبیعت بکر را با همه‌ی وجود لمس کرده، ساده‌ترین و اصیل‌ترین فضای رخدادها همین محیط خالص و پالوده از شهری‌زدگی است که بارها و بارها در باقی آثارش نیز رخ نموده است. این فضا در رمان ِ بر امواج به عنوان بستر سفر قهرمان بی‌نام داستان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است چرا که ابتدای قصه با شرح جزء به جزء همین محیط آغاز می‌شود و سپس در گیر و دار یافتن پدرگمشده و تصمیم برای اقامت طولانی مدت در فضایی کاملا دور از دسترس ادامه یافته و تعامل معنادار شخص اول داستان با طبیعتی که ظاهرا علاقه‌ای به تجربه‌ی دوباره‌اش نداشته شکل می‌گیرد. این تعامل در ابتدا ساده و سطحی به نظر می‌رسد: از رسیدگی به باغچه و گیاهان گرفته تا آتش درست کردن و گردش در جنگل و بیشه. اما هر چه که داستان به پیش می‌رود خواننده در می‌یابد که این تعامل ِ مکرر بخشی از هویت خفته‌ی قهرمان داستان را بیدار می‌کند. موجود وحشی و نیمه حیوانی که بخش‌های پایانی داستان را روایت می‌کند نتیجه‌ی بروز همین هویت فروخورده است که گویی مستقیما از درون طبیعت ِ خشمگین و تخریب شده به دست نوع بشر با خواننده سخن می‌گوید.

این هویت عجیب، از نیمه‌های داستان و از لابلای اتفاقات شروع به شکل‌گیری می‌کند. کاوش در مناطق دورافتاده و وهمناک به همراه سایر شخصیت‌ها و نیز برخورد غریب آنها با چند تبعه‌ی آمریکایی‌ که در کل داستان نماد تضییع و نابودی طبیعت خالص کانادا هستند و در ادامه، فاصله گرفتن قهرمان داستان از سایرین و گشت و گذارهای تک نفره و به تبع آن یک‌رنگ شدن با فضای پیرامون سیر تکامل این موجود غریب است. موجودی که می‌تواند نماد رهاشدگی زن بدون نام از تمام تلخی‌ها و دلشکستگی گذشته و ناکامی‌هایی که با آن دست و پنجه نرم کرده، باشد و در عین حال نمود آینده‌ای باشد که در پس لایه‌های ناخودآگاهش آرزوی دست‌یابی به آن را داشته است. آینده‌ای تهی از هر گونه دخالت انسان.

اگر مارگارت اتوود را به اذعان بسیاری از منتقدین و اهل ادب یک نابغه‌ی ادبیات بدانیم، طنازی‌ هوشمندانه‌ی این نویسنده در انتخاب عنوان این رمان نیز شاهدی است بر این مدعا. چرا که اساسا عبارت Surfacing به معنی بالا آمدن یا روی سطح آمدن می‌باشد. اما آنچه که در جریان کتاب شاهد آن هستیم نوعی فرو رفتن و بازگشت درونی شخصیت بی‌نام داستان است که در مواجهه با طبیعت بکر و آشنای دوران کودکی‌اش رخ می‌دهد و از او موجودی جدید و یگانه خلق می کند. این سفر به اعماق تنها برداشتی تمثیلی از کل کتاب نیست بلکه در یکی از بخش‌های مهم داستان نیز به صورت مستقیم به آن اشاره شده و حتی می‌توان آن را نقطه‌ی عطف داستان نیز به شمار آورد. در این بخش، زن بدون نام در خلال یافتن ردی از پدر گمشده‌اش به تنهایی تصمیم به غواصی در دریاچه‌ی اطراف جزیره می‌گیرد و زمانی‌که که به زیر آب می‌رود نیروهای گذشته او را احاطه می‌کنند. تو گویی به شهری گمشده پا می‌گذارد که روزگاری تمام ترس‌ها و رنج‌ها و سرخوردگی‌هایش را در آن دفن کرده بود و حالا عریان و بی واسطه با همه‌ی آن‌ها رو در رو می‌شود. چنین به نظر می‌رسد که این شهر ِ مدفون در زیر آب زن را به درون کشیده، در خود بلیعده و هضم می‌کند و آنچه که به سطح آب باز می‌گردد همان موجود نیمه دیوانه‌ای ست که با بریدن از تمام عناصر زندگی مدرن به تعالی می‌رسد.

در میانه‌ی بررسی بر امواج، نمی‌توان نقش شخصیت‌های جانبی را دست کم گرفت. چه آنکه تک‌تک آنها در تکامل شخصیت اول و همراهی او در سفر درونی‌اش نقش داشته‌اند. خصوصا آنا و دیوید، زوج جوانی که به قصد گردش و تجربه‌ی چیزهای جدید و هیجان انگیز تصمیم می‌گیرند چند روزی را در جزیره‌ای دوردست همراه بقیه بگذرانند. اما هر قدر بیشتر از سکونت آنان می‌گذرد سیاهی‌ها و پلیدی‌های روح‌شان در برابر یکرنگی روح زن ِ بی‌نام مشخص‌تر و عریان‌تر می‌شود و از همین روست که زن در طی داستان بیشتر و بیشتر از آنان فاصله می‌گیرد و به طبیعتی که خلوص و پاکی آن را لمس کرده گرایش می‌یابد. هم‌چنین شخصیت جو نیز هرچند کمی ناشناخته و ناملموس به نظر می‌رسد، اما گواه هنرمندی نویسنده است. چرا که از بخش‌های ابتدایی داستان چنین به نظر می‌رسد که این مرد منبع الهام و آرامش زن است اما در میانه‌ی داستان و با مطرح شدن موضوع ازدواج بین این دو گویی تمام تلخی‌های رسوب شده در روح زن که ناشی از رابطه‌ی معیوبش در اوایل جوانی بوده به سطح می‌آید و او را از هر آنچه که تظاهری از عشق و وصال دارد برحذر می‌دارد و اساسا زهر همین تلخی است که باعث دگرگونی و چرخش کلی ذات زن می‌شود. شخصیت دیگری که باید به آن اشاره کرد پدر ِ قهرمان داستان است. پدری که به طرزی مرموز و اسرارآمیز ناپدید شده و پیرنگ داستان از تلاش برای یافتن او شکل می‌گیرد. این شخصیت، راهنما و به نوعی مرشد زن در سفر درونی خویش است. در جای‌جای داستان رد پای او و چیزهایی که از خود باقی گذاشته بر شکل‌گیری احساسات زن بی‌نام تأثیر می‌گذارد و او را قدم به قدم به تصمیم‌گیری نهایی نزدیک می‌کند. در واقع این پدر است که الهام‌بخش زن برای بازگشت به طبیعت می‌شود.

بر امواج در زمان چاپ خود در کانادا در سال ۱۹۷۹ بسیار بحث برانگیز شد و نقدهای متعددی در مدح و ذم آن توسط طیف وسیعی از صاحب نظران و به خصوص فمینیست‌ها نوشته شد. حتی برخی این کتاب را در زمره‌ی تأثیرگذارترین آثار قرن بیستم نامیدند. اتوود در این کتاب سوالاتی جدی درباره‌ی رابطه‌ی تمدن و طبیعت مطرح می‌کند صرفا برای آنکه نشان دهد این رابطه تا چه اندازه اشتباه پی‌ریزی شده و اشتباه نیز به پیش رفته و شاید سرگشتگی انسان امروز نشأت گرفته از همین خطای عظیم باشد. اتوود با قلم قدرت‌مند خویش این دغدغه را به زبانی هنرمندانه مطرح می‌کند. امروز پس از گذشت نزدیک به ۴۰ سال از چاپ اولیه، بر امواج هم‌چنان طراوت و تازگی خود را حفظ کرده و حرف‌های ناگفته برای خواننده‌ی امروزی در چنته دارد.

 

همچنین ببینید

بریده کتاب/ رهایی

برشی کوتاه از کتاب سال سیل، اثر ترجمه نشده‌ی مارگارت اتوود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *