خانه / یادداشت (صفحه 4)

یادداشت

مهار خودآگاهی

پاره متن‌های زیر انتخاب‌هایی هستند از حاشیه‌ نویسی‌ها و نوشته‌های پراکنده‌ سوزان سانتاگ نویسنده، فیلم‌ساز و روشنفکر عرصه‌ی عمومی که نزدیکانش آن‌ها را از میان دفتر‌ها و حاشیه‌ی کتاب‌هایش جمع‌آوری کرده‌اند. این نوشته‌ها می‌تواند معادل توییت‌های سوزان سونتاگ در نظر گرفته شوند ۱ فرزانه. نویسنده بزرگ یک فرزانه است. ۲ …

ادامه نوشته »

سانتاگ‌ها که باید با ما بدوند

آیا سانتاگ همان زنی است که دیوید ریف فرزند او، در کتاب جدال با مرگ، تعریف می‌کند؟ همان زنی که چند بار سرطان را شکست داد و نامیرا جلوه می‌کرد؟ آیا او همان دختر یهودی‌زاده‌ای است که نام شوهر دوم مادر لاقیدش، پس از مرگ پدر، بر اسمش نشست و …

ادامه نوشته »

معطوف به هنر نخبه

برخورد جامعه‌ی ادبی با سانتاگ در تمام طول مدتی که از ترجمه و انتشار برخی از کتاب‌ها و مقالاتش به فارسی می‌گذرد، همیشه گزینشی و همراه با «تفسیر» به مطلوب از سوی فعالان ادبی بوده است. برای مثال مقاله‌ی «علیه تفسیر» همیشه به دست کسانی مخدوش شده که می‌خواستند جنبه‌ی …

ادامه نوشته »

علیه پست‌مدرنیسم و غیره

این گفت‌وگو اواخر ماه جولای سال ۲۰۰۰ در پنت هاوس سوزان سانتاگ در چلسی انجام شده است. وقتی وارد ساختمان شدم، دستیار سانتاگ از ماموریت برگشته بود و ما با هم سوار آسانسور شدیم. در آپارتمان را که باز کردیم، سانتاگ آشغال‌ها در سطل زباله می‌ریخت.او بعدا گفت که از …

ادامه نوشته »

کتاب زندگیِ من

کتابِ یادداشت‌های دکتر قاسم غنی، با نام اصلیِ «زندگیِ من» را خواندم. دوره‌ی کامل این کتاب هفت جلد است و من ۳ جلد آن را از کتاب‌فروشیِ هم‌شهریِ گناوه‌ای‌ام، جهانگیر فخرآوری خریدم. جهانگیر سال‌هاست که در کرج در کار خرید و فروش کتاب است. اسم کتاب‌فروشی‌اش را هم گذاشته است …

ادامه نوشته »

کتاب‌ها راه‌هایند

بعد از چاپ مجموعه‌ی ‌آثار دکتر پرویز ناتلِ خانلری و مقدّمه‌ی دکتر محمّدرضا شفیعی کدکنی بر آن بود که بسیاری، اهل و نااهل، مطالبی در رد یا دفاع از نوشته‌ی دکتر شفیعیِ کدکنی نوشتند. می‌گویم نااهل چون بعضی از نوشته‌های منتقدان خودشان نشان می‌دادند صاحبِ نقد، یا اصلاً مطلبِ دکتر …

ادامه نوشته »

هوای مملکت عاشقان سیاسی شد ؟!

خبر کوتاه بود و سهمگین؟ خیر. خیلی هم طبیعی بود. «انتصابِ شاعرِ معروف به ریاستِ کانونِ پرورشِ فکری کودکان و نوجوانان». این تیتر در یک هفته‌ی اخیر در برخی از خبرگزاری‌ها با کپیِ عینِ اوّلین متنی که خبر را رسانده بود بارها منتشر شد. این اخبار البته در حدّ جمله‌ی …

ادامه نوشته »

ایران در شاملوی برکلی

درباره‌ی شاملو چه موضعی باید داشت؟ آیا باید صدای غریب و شعرهای در خاطر مانده‌اش را ستود یا او را به خاطر مخالفت -و دشمنی‌اش- با انقلاب اسلامی شماتت کرد؟ آن‌چه در این نوشته به آن خواهم پرداخت موضع این روشنفکر همیشه در صحنه درباره‌ی وطن و ایران در جلسه‌ی …

ادامه نوشته »

تردید در وجود داشتن یا نداشتن بعضی اعضای یک جامعه

غلامرضای فیلم مادر علی حاتمی با بازی اکبرعبدی را به خاطر بیاورید که با تمام دردسرها، دل رحمی‌ها، مهربانی‌ها و احساساتش -مثلا در جایی که پشت در ایستاده و بعد از وارد شدن مادر چادرش را بو می‌کشد- در فیلم حضور داشت. فیلم «حوض نقاشی» مازیار میری را که روایت …

ادامه نوشته »

زندگی در تغییر

زندگی در یک لحظه برای همیشه تغییر می‌کند. در یک لحظه‌ی پیش پا افتاده. سال خیالات جادوئی کردن اولین جملاتش را در دفتری نوشت که مادرش در کودکی به او هدیه داده بود. یک دفتر جلد سخت آبی که رویش یک عدد پنج نوشته شده بود. مادرش برای این دفتر …

ادامه نوشته »

ماجرای ما در عالم

نشست تمام شد و قرار شد منِ مهدی افخمی گزارش نشست را بنویسم. این نگاه و برداشت من از  حرف‌های «کورش علیانی» در جلسه‌ی روایت‌پژوهی الف‌یا است و نه لزوماً دیدگاه‌های او.  علیانی به وضوح می‌گوید تقلیل‌گراست بر خلاف دکترعباسی که برای ما روایت‌شناسی کاربردی در دانشکده‌ی صدا و سیمای …

ادامه نوشته »

حکم‌ْ لازم جایزه جلال برای شهریار

از روزی که وزیر ارشاد برای شهریار عباسی حکم زده است تا امروز دو یادداشت سیاسی و چند یادداشت پرت نوشته شده است. مقایسه دو یادداشت سایت ضدِّ انقلاب و ستونِ روزنامه کیهانِ خودمان درباره شهریار در شباهت نثر و نگاه دیدنی است؛ نفی شهریار عباسی در یک حرکت گاز …

ادامه نوشته »