خانه / یادداشت (صفحه 3)

یادداشت

خطای تراژیک بوهادوز و لذت تراژیک ما

چه بسیار کسانی که همچون من در میانه‌ی آن هیاهوی شبانه و آن‌همه فریادهای شادمانه، به عزیز بوهادوز فکر می‌کردند و زخمی که خودش بر تنش زده بود، شماره‌ی بیست، هم او که در دقیقه‌ی ۹۵ «گل به خودی»اش بعد از بیست سال باعث شد که طعم پیروزی را در …

ادامه نوشته »

جنبش‌ها، بیانیه‌ها و انحصارطلبی: مقدمه‌ی مختصرِ مختص امروز

همه‌ی جنبش‌ها به دست اقلیت و یا به سود اقلیت به پا خاسته‌اند. بیانیه‌‌ی کمونیسم هیچ روش منحصرانه‌ای برای حقیقت‌جویی وجود ندارد. بیانیه‌‌ی سورئالیسم   اولین جمله‌ی مانیفست چنین است: «شبحی بر اروپا سایه‌افکنده؛ شبح کمونیسم و تمام قدرت‌های کهنه‌ی اروپا از پاپ و تزار تا تندورهای فرانسوی و رژیم …

ادامه نوشته »

«شیزوفرنی، درست همانطور که گفته بود»

«شیزوفرنی درست همانطور که گفته بود»، عنوان فصل ششم کتاب «مرشد و مارگاریتا» است. اما چرا باید بگوید شیزوفرنی؟ و اصلا او کیست که گفت شیزوفرنی؟ و اصلا شیزوفرنی چیست؟ بگذارید از قبل‌ترش بگویم؛ یعنی بعدترش. وقتی که همهی سرها از در و پنجرهی خانه‌ها بیرون آمده و همه از …

ادامه نوشته »

بیایید حرف بزنیم

ادبیات به اسطوره‌سازی و قدسی سازی و قدیس پروری نیاز ندارد. از نیازِ نداشته هم که بگذریم چنین سودای ناسخته و رؤیای خامی تحقق‌پذیر نیست. سودازدگان یکی دو قرن دیر به نخ تاریخ کوک خورده‌اند. آنان که ردای آسمان را قرن‌ها به دوش داشتند سال‌هاست که روی خاک زمین آکادمی‌ها …

ادامه نوشته »

شازده احتجاب و برخی نقدها

عظمت نوشتار هوشنگ گلشیری ـ و واژه‌ی عظمت در این‌جا تعبیر به‌حقی است ـ امروز دیگر این نام را، این مولف را، به یکی از رازآمیزترین نویسندگان ادبیات داستانی معاصر فارسی تبدیل کرده است. البته این مقام، این رازآمیزی و گاهی بهتر است بگویم رازآلودگی، بیشتر از هرکس در ادبیات …

ادامه نوشته »

من شاد نیستم

«اگر در آبی خُرد نهنگی پیدا شود، راه چاره‌اش گویا این است که آب را گل‌آلود کند تا نبینند که نهنگ است. من البته اگر نهنگ این آب خُرد داستان‌نویسی ایران باشم، این‌طورها زیسته‌ام…»[۱] این عبارات  شاید گویاترین جملات برای بیان تصور هوشنگ گلشیری از خودش است. گلشیری خودش را …

ادامه نوشته »

سایه‌ی سنگین شازده

هوشنگ گلشیری یکی از چهره‌های مطرح ادبیات داستانی ایران است. عده‌ای او را آغازگر داستان مدرن می‌دانند و گروهی دیگر، بعضی از آثارش را پسامدرن تلقی می‌کنند. بنابر بعضی تحلیل‌ها گلشیری جریان داستان‌نویسی را به سمت و سویی جدید هدایت نمود و با تلفیق سنت و مدرنیته، شیوه‌های نوین روایت …

ادامه نوشته »

جوان‌مرگی در نثر معاصر فارسی: چهل‌ویک سال بعد

تذکر: این متن یک سخنرانی است برای خوانده شدن در میان عده‌ای علاقه‌مند به ادبیات به مناسبت هیجدهمین سالمرگ هوشنگ گلشیری. امروز می‌خواهم گزارشی را بازخوانی بکنم؛ گزارشی چهل‌ساله، گزارشی که باید یک بار دیگر با امروز هم‌خوان شود. هم خودِ گزارش، هم گزارش دهندهٔ اصلی، هم بررسی اجمالی چهل‌ویک‌ساله‌ای …

ادامه نوشته »

پیام، دقیق به او رسیده بود؟

«سلام آقای گلشیری عزیز اگر آن‌جایی که هستید، وقت و ساعت از معنا تهی نشده، وقت‌تان به خیر. بالای نامه که می‌خواستم بنویسم سلام آقای گلشیری، دوباره بغضم گرفت. وقتی شماره‌ی ۱۲ ماهنامه‌ی شریف کارنامه منتشر شد، زیر عنوان مجله همین عبارت سلام آقای گلشیری بود که نقش بسته بود. …

ادامه نوشته »

کتاب‌‌‌‌شناسی مهم‌‌‌‌ترین آثار هوشنگ گلشیری

«اگر در آبی خُرد نهنگی پیدا شود، راه چاره‌اش گویا این است که آب را گل‌‌‌‌آلود کند تا نبینند که نهنگ است. من، البته اگر نهنگ این آب خُرد داستان‌نویسی ایران باشم، این طورها زیسته‌ام: گاهی سر به دیواره‌ها کوبیده‌ام، چه با کار سیاسی، چه با شرکت در همه‌‌‌‌ی‌ جلسات …

ادامه نوشته »

مشهور، اما نه برای مردم

در نیمه‌‌‌ی اول سال ۱۳۷۹، دو تن از قله‌های ادبیات فارسی درگذشتند؛ یکی از آن‌‌‌ها هوشنگ گلشیری بود که هنوز در میانه‌‌‌ی راه بود. با این حال او از داستان‌نویسان شاخص نسل دوم ایران است که با جسارت از امکانات روایی قصه‌گویی در ادبیات فارسی قدیم بهره می‌گرفت؛ به عنوان …

ادامه نوشته »

مخاطرات هوشنگ گلشیری

سال ۱۳۲۱، سالِ لشگرکشی روسیه به شمال کشور، سالِ قحطی و بلوای نان است. هوشنگ گلشیری در همین سال، وقتی پنج ساله بوده به همراه خانواده به آبادان می‌رود. پدرش از جمله پیمانکاران جزءِ شرکت نفت بود که در ساخت استحکامات و تجهیز پالایش‌گاه‌های نفتی همکاری می‌کرد. در آن زمان …

ادامه نوشته »