خانه / یادداشت (صفحه 2)

یادداشت

به امروزت نگاه می‌کنم

محسن سلیمانی که رفت، الف‌یا یکی از همراهان اصلی‌اش را از دست داد. نه در قامت یک نویسنده که قرار بود هفتگی برای الف‌یا بنویسد و فقط کمی فرصت خواست تا مطالبش را جمع‌وجور کند. فرصتی که الف‌یا با آن موافق بود و مرگ مخالف. ارزشمندتر از نوشتن اما خواندن …

ادامه نوشته »

بنویس شین‌آباد، پلاسکو، سانچی؛ بخوان آتش

باران با سوز غریبی به صورتم می‌خورد. از اندوه پل می‌گذشتم و به سالن مراسم نزدیک‌تر می‌شدم. رفته بودم نفسم را به نفس دل‌های شکسته گره بزنم، دهان‌ها قفل شده بودند و چشم‌ها سخن می‌گفتند؛ آه از این راز اشک! گوشم پر شد از صدای هیاهوی موج، از آخرین جرقه‌های …

ادامه نوشته »

مؤلفه‌های بی‌مؤلف!

همین‌که شروع به نوشتن کردم جملۀ مرحوم سید حسن حسینی از کتاب “براده‌ها” فکرم را به خود مشغول کرد: “هنر برای هنر، نردبان است برای نردبان.” اینکه منِ شاعر با دیدن یک فیلم ایده‌ای برای نوشتن می‌گیرم، فلان نقاش از شعر من ایده‌ای برای به تصویر کشیدن در ذهنش به …

ادامه نوشته »

از احتمال آتیه‌ی بهتری که نیست…

سلام. چقدر حرف نگفته داریم با شما. باور کنید گاهی نگفتن سخت‌تر از گفتن است. نه ازاین‌جهت که آدم حریص به حرف زدن باشد و سینه تنگ و کم‌طاقت در رازداری. مسئله‌مان سختی سکوت نیست.  ما این روزها ارزش سکوت را می‌فهمیم. کاش دیگران هم می‌فهمیدند. کلاغان قیل‌وقال پرست را …

ادامه نوشته »

پنجاه سال با جنّتی عطایی

سکانس بیست و ششم. دی ۱۳۷۲٫ کاشان زیاده عرضی نیست، ممنوعیت داشتن دستگاه پخشِ ویدئو برداشته شده است، با خیال راحت نوار “وی اچ اس” را داخل دستگاه می‌گذارم و صدایی رسا می زند زیر آواز: مردم همیشه مردم، ایران همیشه ایران مردم همیشه مردم، ایران همیشه ایران[۱] سکانس بیست …

ادامه نوشته »

پنجاه سال با جنّتی عطایی

  سکانس اول. شهریور ۱۳۴۷٫ شیراز پدربزرگ پیچ رادیو را می‌چرخاند و بر‌می‌گردد سرجایش و تکیه می‌دهد به پشتی. با صدای ترانه‌ای که در حال پخش شدن است، پدربزرگ به فکر فرو می‌رود. از چهره‌اش می‌شود فهمید در حال مرور خاطراتی است که سال‌ها از آن گذشته. با اینکه تصاویرِ …

ادامه نوشته »

نگاتیو نویسنده

برخلاف بسیاری از نویسندگان، جلال آل‌احمد، خودش از آثارش هم اهمیت بیشتری دارد. تلاش‌های مداوم او در طول دوران حیاتش تصویری یگانه از او در میان روشنفکران همعصرش به جا گذاشت که با درگذشت ناگهانی و رازآلودش تکمیل هم شد و به دوران‌های بعدی رسید تا او به شمایل نویسندگی …

ادامه نوشته »

سانتاگ فارسی: کتاب‌های واجب

پروژه‌ی انتشار آثار سوزان سانتاگ در ابتدا با انتشار مقاله‌ی «علیه‌ تفسیر» در مجلات سینمایی کلید خورد. اما رفته رفته کتاب‌هایی از این نویسنده به فارسی منتشر شدند هرچند تا سال‌ها بیشتر تاملات او روی عکاسی و مجموعه‌ جستارهای «درباره‌ی کمپ» بیشتر از سایر کارهای سانتاگ وارد گفتمان هنرمندان و …

ادامه نوشته »

مهار خودآگاهی

پاره متن‌های زیر انتخاب‌هایی هستند از حاشیه‌ نویسی‌ها و نوشته‌های پراکنده‌ سوزان سانتاگ نویسنده، فیلم‌ساز و روشنفکر عرصه‌ی عمومی که نزدیکانش آن‌ها را از میان دفتر‌ها و حاشیه‌ی کتاب‌هایش جمع‌آوری کرده‌اند. این نوشته‌ها می‌تواند معادل توییت‌های سوزان سونتاگ در نظر گرفته شوند ۱ فرزانه. نویسنده بزرگ یک فرزانه است. ۲ …

ادامه نوشته »

سانتاگ‌ها که باید با ما بدوند

آیا سانتاگ همان زنی است که دیوید ریف فرزند او، در کتاب جدال با مرگ، تعریف می‌کند؟ همان زنی که چند بار سرطان را شکست داد و نامیرا جلوه می‌کرد؟ آیا او همان دختر یهودی‌زاده‌ای است که نام شوهر دوم مادر لاقیدش، پس از مرگ پدر، بر اسمش نشست و …

ادامه نوشته »

معطوف به هنر نخبه

برخورد جامعه‌ی ادبی با سانتاگ در تمام طول مدتی که از ترجمه و انتشار برخی از کتاب‌ها و مقالاتش به فارسی می‌گذرد، همیشه گزینشی و همراه با «تفسیر» به مطلوب از سوی فعالان ادبی بوده است. برای مثال مقاله‌ی «علیه تفسیر» همیشه به دست کسانی مخدوش شده که می‌خواستند جنبه‌ی …

ادامه نوشته »

علیه پست‌مدرنیسم و غیره

این گفت‌وگو اواخر ماه جولای سال ۲۰۰۰ در پنت هاوس سوزان سانتاگ در چلسی انجام شده است. وقتی وارد ساختمان شدم، دستیار سانتاگ از ماموریت برگشته بود و ما با هم سوار آسانسور شدیم. در آپارتمان را که باز کردیم، سانتاگ آشغال‌ها در سطل زباله می‌ریخت.او بعدا گفت که از …

ادامه نوشته »