خانه / یادداشت (صفحه 12)

یادداشت

خودکشی نویسندگان(۲)

در میان نویسندگان ایرانی که اقدام به خودکشی کرده‌اند هم می‌توان نشانه‌هایی از افسردگی دید. «دکتر اسلامی ندوشن» درباره‌ی خودکشی هدایت می‌گوید: «خبر، ما را برق‌زده کرد. هر چند که نمی بایست چندان متعجب می‌شدیم. تفکر و نوشته‌های هدایت، زندگی را از مرگ نشأت می‌داد. نوشته بود که تنها یک …

ادامه نوشته »

اسپاتلایت

آخرین بار که روزنامه‌ها رازی را برملا کردند و خبری دادند که تعجب و حیرت همگان را برانگیخت کی بوده‌است؟ آخرین باری که روزنامه‌ای توانست گزارشی منتشر کند که همه جامعه را تحت تأثیر قرار دهد کی بوده‌است؟ آخرین بار که شما مشتری ثابت روزنامه‌ای شدید و هر روز به …

ادامه نوشته »

خودکشی نویسندگان(۱)

روز دوم تیر ماه سال جاری، خبر ناگهانی خودکشی «کورش اسدی» جامعه‌ی ادبی را در بهت و غم فروبرد؛ گرچه این دست اخبار برای اهالی ادبیات تازگی ندارد. کافی‌ست به اردیبهشت سال ۱۳۷۵ برگردیم؛ وقتی «غزاله علیزاده»، نویسنده‌ی رمان «خانه‌ی ادریسی‌ها»، بعد از سال‌ها تحمل بیماری سرطان و دوبار خودکشی …

ادامه نوشته »

چرا «سم شپارد» نویسنده‌ای بزرگ بود

سَم شِپارد[i]، نویسنده‌ی پرکارِ ایالات متحده، چند روز پیش درگذشت تا دنیا یکی از بهترین نویسنده‌های سده‏‌ی‏ اخیر را از دست داده‌باشد. خبرِ درگذشتِ این نویسنده‌‏ی برنده‏‌ی جایزه‌‏ی «پولیتزر»، تقریبا در تمامی سایت‏‌ها و نشریات معتبر ادبی منتشر شد و دوستان و همکاران او همه‌جا را از عکس‌‏ها و یادداشت‏‌هایی …

ادامه نوشته »

ای رفتنت بهار ولی شوخ و شنگ‌تر…

نخستین‌بار که شعر «غلامرضا شکوهی» را شنیدم و نامش را، نخستین روزهای حضورم در مشهد (پاییز سال ۶۸) بود که دوستی شاعر، ابیاتی از یک غزلش را برایم خواند. آن غزل، ابیاتش بیش از این است ولی من این چهار بیت را ازهمان زمان، در حافظه دارم: من پاره‌های قلبم …

ادامه نوشته »

از نو غزل

شاعرانی که در دهه‌ی چهل غزل می‌گفتند باید انسان‌های عجیبی بوده‌باشند. چنانکه کم و بیش چنین نیز هستند. زیرا سماجت آنان برای تداوم این شکل از شعر فارسی، آن هم در دوره‌ی اوج شعر نیمایی و سپید، دل بزرگ و ایمان راسخی می‌خواست. غزل‌سرایان آن دهه را به راحتی می‌توان …

ادامه نوشته »

دور از هیاهوها

سید حسن حسینی به همراه دوستانش _که ستاره‌های ادبیات و هنر نسل انقلاب بودند_ از حوزه‌ی هنری رفت و پس از انتشار مجموعه‌ی عاشورایی ارجمند و جریان‌ساز «گنجشک و جبرئیل» که محصول همان سال‌ها بود ولی در سال ۱۳۷۱ منتشر شد، تا سال‌ها مجموعه شعر دیگری منتشر نکرد. گنجشک و …

ادامه نوشته »

دوستت داریم را با صدای بلند بگوییم

دستم می‌لرزد که بنویسم فرنگیس روزت مبارک؛ چرا که می‌دانم بیش از من، همیشه مادرم این کار را می‌کرد. انگار فرنگیس دختر که نه، مادرِ مادرم بود. می‌گویم بود، چرا که مادرم قبل از عید خوابید. به خواب رفت. اوایل اسفندماه ۱۳۹۵؛ روز تولد خانمم. مادرم را روی شانه‌های مادرش …

ادامه نوشته »

از شریعت در آینه معرفت تا نی‌انبان مشرک

بازخوانی مقاطع گوناگون تاریخ معاصر، بدون تبیین خاستگاه‌ها و بررسی زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن نمی‌تواند تصویر روشنی از آن دوره‌ی تاریخی به دست دهد. با تبیین وضعیت تحولات فکری و فرهنگی آن دوره، شاید راحت‌تر بتوان به بازخوانی آن دوره پرداخت. جدایی نسل اول شاعران انقلاب از حوزه‌ی …

ادامه نوشته »

کتاب‌فروشی‌ عزیز من

یکی از اقوام دور ما انباری عجیب و غریبی دارد. از دل آن خیلی چیزها می‌شود بیرون آورد که برای خودشان عتیقه‌ای است. در یکی از آخرین نوبت‌هایی که رفته بودم خانه‌شان و توانستم راضی‌اش کنم سری بزنیم به آن انباری عجیب و غریب، چشمم خورد به یک دستگاه ویدئوی …

ادامه نوشته »

کتاب نمون‌ها

مردمِ «شیک و مجلسی» خوانِ زمانه‌ی «اندیشه‌ی پویا» و «مهرنامه» شاید کیانِ شصت،هفتاد صفحه‌ایِ کاهیِ نازک را خوب به خاطر نیاورند. البتّه که حسابِ مخاطبینِ تیراژِ سی چهل هزار نسخه‌ای آن که احتمالا خلاءِ نبودِ یک نشریه‌ی جریان‌ساز در حوزه‌ی اندیشه را از روزنِ دیوارِ فرهنگِ آستانه‌ی دهه‌ی هفتاد دیده …

ادامه نوشته »

آقای سردبیر به خدا هم فکر کنید

بعد از انتشار مطلب «داستانم را چاپ کنید آقای سردبیر» به قلم «سیدیاسر هشترودی» در مجله سوره در دی ماه ۷۱، انتقاداتی به سردبیر مجله، یعنی مرتضی آوینی شد. این مقاله در  روزنامه ی جمهوری اسلامی با عنوان «آقای سردبیر به خدا هم فکر کنید» با نام  «وحید عرفانی» اما …

ادامه نوشته »