خانه / یادداشت (صفحه 11)

یادداشت

دیدار و شنیدار

در جهان امروز هیج خبری به «صدق‌» نزدیک نیست، مگر اینکه سندی دیداری از آن ارائه‌شود و هیچ پیامی موثر نیست مگر اینکه به واسطه‌ی رسانه‌های دیداری ابلاغ‌شود. سینما و تلوزیون بر همه چیز غلبه کرده‌اند. مخاطبان انبوه را به سوی خود می کشند و از «شنیدار» باز می دارند …

ادامه نوشته »

توهم مجازی

سال‌ها پیش شهید «سید مرتضی آوینی رحمه‌الله علیه»، در مقاله‌ی «انفجار اطلاعات»، از بی فایدگی حصارها در برابر شبیخون دزدانی گفت که از آسمان فرودمی‌آیند. او معتقدبود که نمی‌توان به حصار انکار اطمینان‌کرد و باید از این اندیشه که گریز از واقعیت بتواند ما را از شرّ ماهواره‌ها در امان‌بدارد، …

ادامه نوشته »

دوستان هم گاه خنجر می‌زنند…[۱]

  بدونِ شک اگر همه‌ی آن‌چه که به عنوانِ «تاریخ» مفروض است (فارغ از جهت‌گیری‌های سیاسی و فرهنگی) دُرُست و دقیق روایت شود، دیگر نباید نگرانِ حافظه‌ی تاریخیِ مردم باشیم. تاریخ به گواهِ خودش توانِ حفظِ خویشتن را خواهد داشت و نخواهد‌گذاشت که جایگاه و موقعیت‌ها با یکدیگرتعویض و صفت‌ها …

ادامه نوشته »

هزینه‌ی تمام شده جنگ

دوتا دستور زبان درباره‌ی جنگ داریم. دستور زبان عصر جنگ که «تبلیغی» نام دارد و همه جای دنیا هم همین است، مثل همین مارش عملیاتی که رادیوی ما می‌زد. جنگ جهانی دوم فرانسوی‌ها این مارش را زدند، اسمش هم سرود مارسیه، یک چنین چیزی است و بعد از آن رسم …

ادامه نوشته »

خبر آن است که کتابی تو را گاز بگیرد

خدایش رحمت کند. توفیق این را داشتم که حدود ده سال قبل در مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ی آن زمان، کلاس‌های درس مرحوم استاد «حسین قندی» را درک‌کنم. جدای از لبخندی که هیچ وقت از روی صورتش محو نمی‌شد، خاطرم مانده که همیشه طوری در کلاس با ما مواجه می‌شد …

ادامه نوشته »

فرانکشتاین در بغداد*

آیا تا به حال یک تکه “فضله طلایى” دیده‌اید؟ این سوال را روزنامه نگار جوان عراقى از خانم “نوال الوزیر” کارگردانی که بر روى فیلمى که موضوع اساسى آن شرى است که ما در آن شریک هستیم ولى ادعاى مبارزه دائم را با آن می‌کنیم مى‌پرسد .. اگر چه ما …

ادامه نوشته »

چه باشد آتش به اختیار؟

ادبیات زهر دارد و هر نوشته زهرآلودی به ادبیات طعنه می‌زند و شبیه‌اش است؛ خودش است. چیزی که زهر نداشته باشد؛ نمی‌ماند و به تاریخ سپرده نمی‌شود. چنین است شمشیری که پسر ملجم ۴۰ روز صیقل داد و زهر خوراند و از اعتماد به خویشتن و آن خطای عظیم، حسن …

ادامه نوشته »

توتمِ شریعتی، چفیه‌ی عرفات

سال‌های آغاز دهه‌ی شصت که دانشگاه‌ها به دلیل انقلاب فرهنگی تعطیل بودند، سال‌های خاصی بود. ما دانشگاهیان کار و سرگرمی درستی نداشتیم. از طرف شورای انقلاب فرهنگی، که به‌تازگی تشکیل‌شده‌بود، برای هرکدام از ما مشقی معین‌کردند که نوشتنش برای من یکی کاری‌نداشت؛ بنابراین وقتمان آزاد بود. از طرفی ناگزیر هم …

ادامه نوشته »

نگاهی به شعر معاصر عرب*

قوم عرب اگر تنها به دو چیز بتواند ببالد ـ که می‌تواند ـ یکی اسلام است با همه‌ی ابعاد فرهنگی آن و دیگری زبان و ادب عربی که تضمین‌کننده‌ی قومیت دیرین اعراب به شمارمی‌رود. در طول تاریخ با همه‌ی پراکندگی های سیاسی و اجتماعی و این اواخر مقاصد شوم استعماری، …

ادامه نوشته »

لایک‌های ناتمام

عنوان نشست کافی بود برای آنکه علاقه‌ای به شرکت در آن نداشته باشم. اما وسوسهء دوستی که گمان می‌کرد بحثی جذاب در کار خواهد بود، مرا از خواندن و نوشتن در خلسهء گیج و گرسنهء اتاقم به طی کردن مسافتی جانفرسا و شنیدن بحثی بی ثمر واداشت. پرسش از این …

ادامه نوشته »

شب رودخانه است

شب، رودخانه است. ماه را از جایی به جایی دیگر می​‌برد. ماه از جایی‌به‌جایی دیگر هم که برود، بازپشت تمام پنجره​های جهان ایستاده است. و من که هرگز با سکوت برادر نبوده‌​ام با مشتی واژه​‌ی خشکیده در گلو به رودخانه‌​ی شب خیره می‌​مانم؛ به ماهی که پشت پنجر‌‌‌‌ه‌​ام ایستاده است؛ …

ادامه نوشته »

ماندالای مقدس

هرچه از کوه بالاتر بروی، اکسیژن خالص‌تر می‌شود و همراهانت کمتر. شکوه را در بلندی دانسته‌اند. شاید برای همین کوه را گذاشته‌اند در کلمه شکوه. اما برای درک واژه‌هایی چون عظمت یا عمق،تجربه‌ی کوه کافی نیست؛ شکوه چندان ربطی به ارتفاع ندارد. اولین و آخرین تجربه‌ام از کعبه، یک سرازیری …

ادامه نوشته »