خانه / یادداشت

یادداشت

کتاب‌فروشی‌ عزیز من

یکی از اقوام دور ما انباری عجیب و غریبی دارد. از دل آن خیلی چیزها می‌شود بیرون آورد که برای خودشان عتیقه‌ای است. در یکی از آخرین نوبت‌هایی که رفته بودم خانه‌شان و توانستم راضی‌اش کنم سری بزنیم به آن انباری عجیب و غریب، چشمم خورد به یک دستگاه ویدئوی …

ادامه نوشته »

کتاب نمون‌ها

مردمِ «شیک و مجلسی» خوانِ زمانه‌ی «اندیشه‌ی پویا» و «مهرنامه» شاید کیانِ شصت،هفتاد صفحه‌ایِ کاهیِ نازک را خوب به خاطر نیاورند. البتّه که حسابِ مخاطبینِ تیراژِ سی چهل هزار نسخه‌ای آن که احتمالا خلاءِ نبودِ یک نشریه‌ی جریان‌ساز در حوزه‌ی اندیشه را از روزنِ دیوارِ فرهنگِ آستانه‌ی دهه‌ی هفتاد دیده …

ادامه نوشته »

آقای سردبیر به خدا هم فکر کنید

بعد از انتشار مطلب «داستانم را چاپ کنید آقای سردبیر» به قلم «سیدیاسر هشترودی» در مجله سوره در دی ماه ۷۱، انتقاداتی به سردبیر مجله، یعنی مرتضی آوینی شد. این مقاله در  روزنامه ی جمهوری اسلامی با عنوان «آقای سردبیر به خدا هم فکر کنید» با نام  «وحید عرفانی» اما …

ادامه نوشته »

سخن گویان روایت ادبی و منتقدان ناشی

در متن ادبی، چه شعر باشد و چه داستان و رمان گاهی گفت و گوهایی درمی‌گیرد. انسان‌ها، جانوران و گیاهان حرف می‌زنند. حتی گاهی اشیاء و مفاهیم و پدیده‌های مختلف، حرف می‌زنند. این گویندگان لزوماً عروسک‌هایی سخنگو نیستند که سرنخ‌شان در دست مؤلف باشد و آنها فقط سر بجنبانند و …

ادامه نوشته »

یادِ میرزاخانی؛ ناوردا تحتِ مرگ

پیش‌نوشت: با کمی آسان‌گیری، ناوردایی ویژگی است که تحت یک تبدیل تغییر نکند؛ تردیدی نیست که نام خانم دکتر مریم میرزاخانی (۱۳۵۶-۲۴ تیر ۱۳۹۶) نیز چنین است؛ یادش با تأثیر مرگ از میان نمی‌رود و تغییر نمی‌کند. میرزاخانی موفّق‌ترین الگوی زن ایرانیِ دانشمند بود و هست که بی‌هیاهو و جایزه‌بازی …

ادامه نوشته »

خوابیدن با چشم‌های باز

دوست نویسنده‌ای دارم که مدتی بود از او خبری نداشتم. شاید بیشتر از یکسال. از قضای روزگار و در قالب یک گفتگوی دوستانه با همکاری راه پیدا کردم به فضای یک کانال تلگرامی. دوستم با دوستانش فضایی تولید کرده بودند برای ساخت پادکست‌‌هایی که با آن کتاب و فیلم به …

ادامه نوشته »

دیدار و شنیدار

در جهان امروز هیج خبری به «صدق‌» نزدیک نیست، مگر اینکه سندی دیداری از آن ارائه‌شود و هیچ پیامی موثر نیست مگر اینکه به واسطه‌ی رسانه‌های دیداری ابلاغ‌شود. سینما و تلوزیون بر همه چیز غلبه کرده‌اند. مخاطبان انبوه را به سوی خود می کشند و از «شنیدار» باز می دارند …

ادامه نوشته »

توهم مجازی

سال‌ها پیش شهید «سید مرتضی آوینی رحمه‌الله علیه»، در مقاله‌ی «انفجار اطلاعات»، از بی فایدگی حصارها در برابر شبیخون دزدانی گفت که از آسمان فرودمی‌آیند. او معتقدبود که نمی‌توان به حصار انکار اطمینان‌کرد و باید از این اندیشه که گریز از واقعیت بتواند ما را از شرّ ماهواره‌ها در امان‌بدارد، …

ادامه نوشته »

دوستان هم گاه خنجر می‌زنند…[۱]

  بدونِ شک اگر همه‌ی آن‌چه که به عنوانِ «تاریخ» مفروض است (فارغ از جهت‌گیری‌های سیاسی و فرهنگی) دُرُست و دقیق روایت شود، دیگر نباید نگرانِ حافظه‌ی تاریخیِ مردم باشیم. تاریخ به گواهِ خودش توانِ حفظِ خویشتن را خواهد داشت و نخواهد‌گذاشت که جایگاه و موقعیت‌ها با یکدیگرتعویض و صفت‌ها …

ادامه نوشته »

هزینه‌ی تمام شده جنگ

دوتا دستور زبان درباره‌ی جنگ داریم. دستور زبان عصر جنگ که «تبلیغی» نام دارد و همه جای دنیا هم همین است، مثل همین مارش عملیاتی که رادیوی ما می‌زد. جنگ جهانی دوم فرانسوی‌ها این مارش را زدند، اسمش هم سرود مارسیه، یک چنین چیزی است و بعد از آن رسم …

ادامه نوشته »

خبر آن است که کتابی تو را گاز بگیرد

خدایش رحمت کند. توفیق این را داشتم که حدود ده سال قبل در مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ی آن زمان، کلاس‌های درس مرحوم استاد «حسین قندی» را درک‌کنم. جدای از لبخندی که هیچ وقت از روی صورتش محو نمی‌شد، خاطرم مانده که همیشه طوری در کلاس با ما مواجه می‌شد …

ادامه نوشته »

فرانکشتاین در بغداد*

آیا تا به حال یک تکه “فضله طلایى” دیده‌اید؟ این سوال را روزنامه نگار جوان عراقى از خانم “نوال الوزیر” کارگردانی که بر روى فیلمى که موضوع اساسى آن شرى است که ما در آن شریک هستیم ولى ادعاى مبارزه دائم را با آن می‌کنیم مى‌پرسد .. اگر چه ما …

ادامه نوشته »