خانه / یادداشت

یادداشت

میانه‌ی میدان

چه شد که عمر ماهنامه‌ی «نیستان» با همه‌ی دبدبه‌اش به سه سال هم قد نداد؟ چه مناسبات فرامتنی در مسیر راه نشریات قرار داشته و دارد که باعث می‌شود اَهلش، نه با توقیف بلکه با دلزدگی و خونِ دل از ادامه‌ی راه منصرف شوند؟ بله، تاریخ مدام در حال تکرار …

ادامه نوشته »

لحظه در تور حضور است

با سپاس بسیار از همراهی‌های محمدحسین عباسی قرارمان ساعت ۱۰صبح است. با همان شوق همیشگی و با حال‌وهوای یک دانش‌آموز همیشه‌وقت‌شناس که این بار ده‌دقیقه‌ای دیر کرده و هول‌تر شده، تمام تلاشم را می‌کنم که هر چه زودتر برسیم. بهمن رافعی برای همه‌ی شاگردانش در ادبیات، همیشه تمثال یک «شاعرـ‌ …

ادامه نوشته »

چه بگویم، گله‌ای نیست!

قرار شد ما اینجا کارهایی انجام بدهیم. اینجا که می‌گویم منظورم «الف‌یا»ست. البته که من پیش از این هم در همین مجله در خدمتتان بوده‌ام با فواصل و به شکل‌های مختلف. اما حالا می‌خواهم به مدد دوستان نویسنده و شاعر کمی منظم‌تر در خدمت شما باشم. اولین قدم را با …

ادامه نوشته »

و گر هزار دهن نعره می‌زند، برگرد

خردادِ ۱۳۸۵ در دیدارِ کارگردانانِ سینمای ایران با رهبری، ابراهیم حاتمی‌کیا درخواستی غیرمعمول مطرح می‌کند و در انتهای صحبتش خطاب به میزبان می-گوید: «آقا! ما درجه می‌خواهیم و شما خودتان باید به ما درجه بدهید که شنیده‌ایم سردارانِ خود را مدرّج می‌کنید»۲٫ آقا هم در ادامه گفته بود که «خدا …

ادامه نوشته »

کتاب برای کتاب

مقداری عجیب به‌نظر می‌آید امّا کتاب است و شاید چندان هم بی‌مناسبت نبوده باشد که در «مقدّمه‌ی شاهنامه‌ی ابومنصوری»، قدیم‌ترین متن منثوری که در و از زبان فارسی به جا مانده، تعدادی آدم را می‌بینیم که دورِ هم نشسته‌اند و در حالِ صحبت‌کردن از جایگاه کتاب و ارزش و اعتبار …

ادامه نوشته »

بگذار آشغال بخورند و نگذار مسواک بزنند

مقدمه اول گاوها. با چشم‌های درشت و براق. زبان زبرشان را می‌پیچند دور  یک دسته علف خودرو و با لب‌های کلفت‌شان آن را از خاک بیرون می‌کشند و آرام می‌جوند و می‌جوند و قورت می‌دهند. به صورتشان که خیره می‌شوم جز بی‌تفاوتی و آرامش چیزی نمی‌بینم. انگار هیچ چیز نمی‌تواند …

ادامه نوشته »

ابرهای کت و شلوارپوش

اصطلاح «عصر نقره‌ای» در دهه‌ی۳۰‌ عصر بیستم، توسط یکی از همفکرانِ گومیلوف به نام اوت سوپ در مقایسه با «عصر طلایی» به‌کار گرفته شد؛ اصطلاح «عصر طلایی» منعکس‌کننده‌ی دوران شکوفایی ادبیات و هنر روسی در عصر ۱۹ بود. از اواخر عصر ۱۹ تا انقلاب ۱۹۱۷، که به عصر نقره‌ای معروف …

ادامه نوشته »

مناطق محروم زلزله‌زده صحنه‌ی نمایش نشود یک وقت

پیش‌نوشت: نوشته‌ی کوتاهِ زیر به ظرافتِ استادی مدیون است که خود از مجرّبان امدادرسانی در رخ‌دادهای سهمناک طبیعی است؛ جنگ و انقلاب که به جای خود. دیگر این که این مطلب هم‌یاریِ بسیار کوچکِ نویسنده است در کاستن درد مردم و تسریع در عملیات کمک‌رسانی. دیده شده است که در …

ادامه نوشته »

نویسنده حقیقت را می‌بیند، اما صبر نمی‌کند

برادران زاهد و دیوانه نام پرونده‌ی ویژه‌ی الفیا در هفته‌ی پیش روست. به بهانه‌ی سالروز تولد فئودور داستایوفسکی بزرگ و سال‌مرگ نیکلاویچ تولستوی بزرگ. ابر نویسندگانی که به گمانم پیش از هبوط از میان گزینه‌های پیامبری و فیلسوفی و عارفی هیچ‌یک را انتخاب نکردند و نویسندگی را برگزیدند- اگر به …

ادامه نوشته »

دلهره نهایی پای چوبه‌ی دار

وقتی با دفترش تماس می‌گیرم ظاهرا منشی‌اش نیست و خودش جواب می‌دهد. می‌گویم: «می‌خواهم در رابطه با داستایوفسکی و کتاب‌تان که نشر هرمس منتشر کرده، «داستایوفسکی: آثار و افکار» با شما صحبت کنم». کنجکاو می‌شود و از تحصیلات خودم و آثاری که از خودش خوانده‌ام و آثار ادبی روس و …

ادامه نوشته »

هراس ابدیت

بسیاری از فلسفه‌نخوانده‌‌های تحصیل‌کرده در ایران، مسائل اگزیستانسیال را با «یالوم» و کتابش، روان‌درمانی اگزیستانسیال، شناختند و به آن علاقه‌مند شدند و بنابراین رنگ تفکر یالوم و نوع مواجهه‌ی او با  مسائل اگزیستانسیال بر ذهنیت ایشان از این دست مسائل نشسته است. در مجموعه گفتگوهای «دغدغه‌های وجودی ما» قصد داریم …

ادامه نوشته »

ابله، ظهور مسیح در دنیای رمانتیک

قسمت اول: داستایوفسکی  وقتی دختران ژنرال اپانتچین از شاهزاده میشکین می‌خواهند که داستان عشق خود را بگوید، این مرد «ابله» در پاسخ می‌گوید: «اما من عاشق نبودم و به طرز دیگری خوشبخت بودم». اما این طرز دیگر چیست؟ در جایی که خوشبختی را با عشق گره می‌زنند، چگونه می‌توان به …

ادامه نوشته »