خانه / یادداشت

یادداشت

پنجاه سال با جنّتی عطایی

سکانس بیست و ششم. دی ۱۳۷۲٫ کاشان زیاده عرضی نیست، ممنوعیت داشتن دستگاه پخشِ ویدئو برداشته شده است، با خیال راحت نوار “وی اچ اس” را داخل دستگاه می‌گذارم و صدایی رسا می زند زیر آواز: مردم همیشه مردم، ایران همیشه ایران مردم همیشه مردم، ایران همیشه ایران[۱] سکانس بیست …

ادامه نوشته »

پنجاه سال با جنّتی عطایی

  سکانس اول. شهریور ۱۳۴۷٫ شیراز پدربزرگ پیچ رادیو را می‌چرخاند و بر‌می‌گردد سرجایش و تکیه می‌دهد به پشتی. با صدای ترانه‌ای که در حال پخش شدن است، پدربزرگ به فکر فرو می‌رود. از چهره‌اش می‌شود فهمید در حال مرور خاطراتی است که سال‌ها از آن گذشته. با اینکه تصاویرِ …

ادامه نوشته »

نگاتیو نویسنده

برخلاف بسیاری از نویسندگان، جلال آل‌احمد، خودش از آثارش هم اهمیت بیشتری دارد. تلاش‌های مداوم او در طول دوران حیاتش تصویری یگانه از او در میان روشنفکران همعصرش به جا گذاشت که با درگذشت ناگهانی و رازآلودش تکمیل هم شد و به دوران‌های بعدی رسید تا او به شمایل نویسندگی …

ادامه نوشته »

سانتاگ فارسی: کتاب‌های واجب

پروژه‌ی انتشار آثار سوزان سانتاگ در ابتدا با انتشار مقاله‌ی «علیه‌ تفسیر» در مجلات سینمایی کلید خورد. اما رفته رفته کتاب‌هایی از این نویسنده به فارسی منتشر شدند هرچند تا سال‌ها بیشتر تاملات او روی عکاسی و مجموعه‌ جستارهای «درباره‌ی کمپ» بیشتر از سایر کارهای سانتاگ وارد گفتمان هنرمندان و …

ادامه نوشته »

مهار خودآگاهی

پاره متن‌های زیر انتخاب‌هایی هستند از حاشیه‌ نویسی‌ها و نوشته‌های پراکنده‌ سوزان سانتاگ نویسنده، فیلم‌ساز و روشنفکر عرصه‌ی عمومی که نزدیکانش آن‌ها را از میان دفتر‌ها و حاشیه‌ی کتاب‌هایش جمع‌آوری کرده‌اند. این نوشته‌ها می‌تواند معادل توییت‌های سوزان سونتاگ در نظر گرفته شوند ۱ فرزانه. نویسنده بزرگ یک فرزانه است. ۲ …

ادامه نوشته »

سانتاگ‌ها که باید با ما بدوند

آیا سانتاگ همان زنی است که دیوید ریف فرزند او، در کتاب جدال با مرگ، تعریف می‌کند؟ همان زنی که چند بار سرطان را شکست داد و نامیرا جلوه می‌کرد؟ آیا او همان دختر یهودی‌زاده‌ای است که نام شوهر دوم مادر لاقیدش، پس از مرگ پدر، بر اسمش نشست و …

ادامه نوشته »

معطوف به هنر نخبه

برخورد جامعه‌ی ادبی با سانتاگ در تمام طول مدتی که از ترجمه و انتشار برخی از کتاب‌ها و مقالاتش به فارسی می‌گذرد، همیشه گزینشی و همراه با «تفسیر» به مطلوب از سوی فعالان ادبی بوده است. برای مثال مقاله‌ی «علیه تفسیر» همیشه به دست کسانی مخدوش شده که می‌خواستند جنبه‌ی …

ادامه نوشته »

علیه پست‌مدرنیسم و غیره

این گفت‌وگو اواخر ماه جولای سال ۲۰۰۰ در پنت هاوس سوزان سانتاگ در چلسی انجام شده است. وقتی وارد ساختمان شدم، دستیار سانتاگ از ماموریت برگشته بود و ما با هم سوار آسانسور شدیم. در آپارتمان را که باز کردیم، سانتاگ آشغال‌ها در سطل زباله می‌ریخت.او بعدا گفت که از …

ادامه نوشته »

کتاب زندگیِ من

کتابِ یادداشت‌های دکتر قاسم غنی، با نام اصلیِ «زندگیِ من» را خواندم. دوره‌ی کامل این کتاب هفت جلد است و من ۳ جلد آن را از کتاب‌فروشیِ هم‌شهریِ گناوه‌ای‌ام، جهانگیر فخرآوری خریدم. جهانگیر سال‌هاست که در کرج در کار خرید و فروش کتاب است. اسم کتاب‌فروشی‌اش را هم گذاشته است …

ادامه نوشته »

کتاب‌ها راه‌هایند

بعد از چاپ مجموعه‌ی ‌آثار دکتر پرویز ناتلِ خانلری و مقدّمه‌ی دکتر محمّدرضا شفیعی کدکنی بر آن بود که بسیاری، اهل و نااهل، مطالبی در رد یا دفاع از نوشته‌ی دکتر شفیعیِ کدکنی نوشتند. می‌گویم نااهل چون بعضی از نوشته‌های منتقدان خودشان نشان می‌دادند صاحبِ نقد، یا اصلاً مطلبِ دکتر …

ادامه نوشته »

هوای مملکت عاشقان سیاسی شد ؟!

خبر کوتاه بود و سهمگین؟ خیر. خیلی هم طبیعی بود. «انتصابِ شاعرِ معروف به ریاستِ کانونِ پرورشِ فکری کودکان و نوجوانان». این تیتر در یک هفته‌ی اخیر در برخی از خبرگزاری‌ها با کپیِ عینِ اوّلین متنی که خبر را رسانده بود بارها منتشر شد. این اخبار البته در حدّ جمله‌ی …

ادامه نوشته »

ایران در شاملوی برکلی

درباره‌ی شاملو چه موضعی باید داشت؟ آیا باید صدای غریب و شعرهای در خاطر مانده‌اش را ستود یا او را به خاطر مخالفت -و دشمنی‌اش- با انقلاب اسلامی شماتت کرد؟ آن‌چه در این نوشته به آن خواهم پرداخت موضع این روشنفکر همیشه در صحنه درباره‌ی وطن و ایران در جلسه‌ی …

ادامه نوشته »