خانه / سرمقاله

سرمقاله

حرکت در مه

«اورمزد به مشی و مشیانه گفت: شما انـسان هـستید. شما نیای جهان هستید. من شما را از نظر کامل‌اندیشی، بهترین آفریدم. اندیشه­‌ی نیک، گفتار نیک و کردار نیک داشته باشید و دیوان‌ را‌ ستایش نکنید. نخست مشی و مشیانه از بودن با یک‌دیگر شادمانی کـردند؛ بـعد دشمنی اهرمنی در روان …

ادامه نوشته »

برادران رایت، مارتین لوترکینگ، سیدعلی خامنه‌ای

کتاب تازۀ رضا امیرخانی، صف تشکیل داد. اول در تهران. بعد در مشهد و احتمال قریب ‌به‌ یقین قم و اصفهان و شیراز و هر جای دیگری که امیرخانی با روان‌نویس آبی‌اش برود. تشکیل صف برای خرید کتاب تازۀ امیرخانی حکما برای بعضی‌ها تعجب به دنبال داشت. در بعضی‌ها رگ …

ادامه نوشته »

دیهیمی، ملکیان و حاج ابوالقاسم

اول: پدربزرگ پدری‌ام ابوالقاسم نامی بود زاده‌ی اصفهان و مرده‌ی اصفهان. میان این دو نیمه‌ی جهان لختی هم در تهران به سرکرده بود. سال تاج‌‌گذاری احمدشاه قاجار به دنیا آمده بود و چند سالی کمتر از یک سده عمر کرد. راستش را بخواهید مکه هم نرفته بود و حج هم …

ادامه نوشته »

یک ساله شدیم

الف‌یا یک‌ساله شد. ۲۴ آبان ۱۳۹۵ بود که آقای معاون فرهنگی وزارت ارشاد وقت، پرده را کنار زد و الف‌یا را رونمایی کرد. آقای معاون یک سال بعد وزیر فرهنگ مملکت شده بود و می‌شد با عکس‌هایش در روز رونمایی و افتتاح الف‌یا کلی قیافه گرفت و اعتبار خرید. مخصوصاً …

ادامه نوشته »

نویسنده حقیقت را می‌بیند، اما صبر نمی‌کند

برادران زاهد و دیوانه نام پرونده‌ی ویژه‌ی الفیا در هفته‌ی پیش روست. به بهانه‌ی سالروز تولد فئودور داستایوفسکی بزرگ و سال‌مرگ نیکلاویچ تولستوی بزرگ. ابر نویسندگانی که به گمانم پیش از هبوط از میان گزینه‌های پیامبری و فیلسوفی و عارفی هیچ‌یک را انتخاب نکردند و نویسندگی را برگزیدند- اگر به …

ادامه نوشته »

نیمه عمرهای به فنا نرفته

یکی دو روز از روزهای هفته‌ام را با دانشجویان یکی از دانشگاه‌های هنر تهران می‌گذرانم. با گروهی درباره‌ی مسئله‌ی رنج حرف می‌زنیم و با گروهی دیگر درباره‌ی دین‌داری در دنیای مدرن و با گروهی دیگر درباره‌ی مسئله‌ی آزادی بیان. چند دقیقه‌ی اول هر کلاس به مزاح می‌گذرد و حال و …

ادامه نوشته »

نام در گرو نان و کام

۱۹ مهرماه زادروز استاد «محمدرضا شفیعی‌کدکنی» بود. صفحه‌های شبکه‌های اجتماعی پر شد از عکس‌های جان‌دار و شعرهای جان‌آویز استاد. وزیر فرهنگ چند روز قبل عکس یادگاری‌اش با استاد را منتشر کرد و چند روز بعد برای تولدش توییت کرد: «شفیعی‌کدکنی در کوچه‌باغ‌های نیشابور برآمد و افتخار ایران شد.» و نیک …

ادامه نوشته »

تمام‌ایستاده‌ی ماتم‌نشسته

هفته‌ی پیش روی الف‌یا، متعلق است به «قاسم هاشمی‌نژاد». مردی که آشنایانش ترجیح می‌دهند از او با عنوان «استاد» یاد کنند و نزدیکانش با نام «قاسم». برای ما که نه محضر نیکش را درک کرده‌ایم و نه شاگردی‌اش را کرده‌ایم، همان قاسم هاشمی‌نژاد صحیح‌تر است. از او آثارش به ما …

ادامه نوشته »

بگذار حرف بزنیم

مرد و برادرش _آقا محمد_ دوازده نفر را کشته‌اند. از پلیس و غیر پلیس. لابد راحت کشته‌اند که مرد راحت قصه‌ی آدم‌کشی‌هایشان را تعریف می‌کند. چشم در چشم دوربین و تنها دغدغه‌اش این است که: «ما آخرش هم نفهمیدیم کی ما رو فروخت!» پریروز در خلال گفتگویی پیچیده در دود …

ادامه نوشته »

اخلاق روایت

بسم‌الله صبح را با متنی از جعفر شیرعلی‌نیا شروع کردم در کانال تلگرامی شخصی‌اش. عنوانش این بود: «درس‌هایی از شکست؛ قسمت اول: وقتی تفاوت جمعه‌شب و شب‌جمعه فاجعه می‌آفریند.» ته حرفش این بود که سوءتفاهم فرماندهان در فهم شب و شام در خلال یک عملیات جنگی بسیاری از رزمندگان ایرانی …

ادامه نوشته »

برای ما رویا بیاورید !

سلام‌علیکم اول: دوره‌ی دوم الفیا با بهار و روایت‌های بهاری آغاز شد. بر این گمان بودیم که نوروز یکی از زمان‌هایی است که باید روایت نوشت و روایت خواند. در نوروز هم‌ خانه‌نشینی معنایی متفاوت از خانه‌نشینی‌های دیگر روزهای سال دارد و هم سفر. روایت‌های نوروزی یادآور جمله‌ای است که به باور من باید بر دیوار همه‌ی مسئولان کشور قاب شود: « ایران فقط تهران نیست».

ادامه نوشته »

ما برای برنده شدن آمده ایم

دوم راهنمایی بودم، تنها دانش آموز دونده استقامت مدرسه. معلم ورزش بهمان گفته بود وقتی خستگی به ماهیچه های پایتان چنگ انداخت و نفس به زحمت به ریه هایتان هوا رساند، ان موقع وقت این است که تصمیم بگیرید بازنده باشید یا نباشید. اگر خواستید بازنده نباشید ، باید از …

ادامه نوشته »