خانه / شعر (صفحه 10)

شعر

راستی، چرا رسولان غمگین‌اند؟

محمد جواد آسمان این‌روزها هر کتابچه‌ی شعری را که ورق می‌زنم، این جمله پشت خطوط پیشانی‌ام رژه می‌رود که: «شاید انتظار روبه‌رو شدن با شاعرانگیِ تکان‌دهنده و خالص در سطرسطر کتاب‌های شعر شاعران این روزگار، از اساس انتظار گزاف و بی‌جایی‌ست». هرچند از شعرهای کتابی که اینک پیش روی من …

ادامه نوشته »

تفرّجی در طبیعتِ زبان

اوّلین نکته‌ای که از مطالعه‌ی «اقلیماه» اثر سرکار خانم سیّده‌کبری موسوی قهفرّخی به دید می‌آید، تلاش فوق‌العاده‌ی شاعر برای بیرون نرفتن از زبان معیار معاصر فارسی و نزدیک کردن زبان شعر به نثر با حفظ شاعرانگی شعر است: «بیهوده کوشیدم به پنهان کردنت، ای عشق! آن دانه‌ای که کاشتم، از …

ادامه نوشته »

حکایتِ دریا و قوزکِ پا

درباره‌ی این‌که چگونه یک شعر، «غزل» می‌شود، گفته‌اند و بسیار گفته‌اند. هرچه هست امّا غزل را قالب و ترتیب قرار گرفتن ردیف و قافیه «غزل» نمی‌کند. چه بسیار شعرهایی که اصول ظاهری غزل را رعایت کرده‌اند، امّا حال و هوای غزل را ندارند.

ادامه نوشته »

پنج غزلِ برگزیده از «اقلیماهِ» کبری موسوی

  ۱ صدای گرم تو می‌آید از اتاق کناری به احترام صدایت، سکوت کرده قناری بیا شروع کنیم از نگاه‌های نخستین که چای دم بکنم مثل روز خواستگاری و عطر مریم و میخک میان خانه بپیچد شود به شوق تو پاییز شهرکُرد، بهاری همیشه عاشق آن لحظه‌ام که گرم بگویی: …

ادامه نوشته »

آهِ دخترِ حوّا

زنان کلاسیک‌سُرای شعر معاصر فارسی که در غزل و دیگر قوالب کهن، «خوب» شعر می‌نویسند، آن‌قدر کم‌شمارند که به زحمت می‌توان با انگشتان دو دست شمردشان. کبری موسوی بی‌شک یکی از آن‌هاست. خانم موسوی در حدود دو دهه‌ی گذشته توانسته با غزل‌های دل‌کش و وزینش جای‌گاه خود را در فضای شعر جوان ایران تثبیت کند و با کیفیت آثارش دل مخاطبان غزل را به دست بیاورد.

ادامه نوشته »

ازدحام سوم

یکی از پرازدحام‌ترین غرفه‌های نمایشگاه کتاب در چند سال اخیر غرفه‌های ناشران تخصصی شعر بوده است. چند ناشر که در سال‌های اخیر به‌عنوان ناشران تخصصی شعر سربرآوردند و کارنامه‌شان می‌گوید که هرکدام چند صد مجموعه شعر در همین چند سال‌ منتشر کرده‌اند و غرفه‌هایشان در روزهای نمایشگاه محل حضور انبوه شاعران جوانی است که مشغول ارائه کارهای خود هستند.

ادامه نوشته »

«افرادِ» سیاهی‌لشکر

نخستین مواجهه با هر کتابی ـ چه مجموعه‌ی شعر و قصّه باشد و چه کتابی آموزشی و آکادمیک ـ با طرح جلد و عنوان آن آغاز می‌شود و «افراد» مهدی اشرفی که توسّط انتشارات محترم نیماژ روانه‌ی بازار نشر شده است هم از این قاعده‌ی کلّی مستثنی نیست.

ادامه نوشته »

شاعری در محاصره‌ی افراد درونش

زیستن در دنیای مدرن، در کنار انسان‌های معاصر، و در دنیایی که آدم را بر اساس نقش‌هایش تکه‌تکه می‌کند، با انسان چه می‌کند؟؛ با انسانی که در اداره کارمند است، در خیابان عابر، در مغازه مشتری، در سالن تئاتر تماشاچی، برای کسانی فرزند، برای کسانی دوست، برای کسانی معلم، و برای کسانی هم‌کار. به‌راستی انسانِ زیسته در دنیای مدرن، وقتی قلم به‌دست می‌گیرد، چطور می‌تواند تنها یک‌نفر باشد، و دیگر «افراد» درونش را نادیده بگیرد؟

ادامه نوشته »

قصه‌ی ناتمام شعر

قصه‌ی "عفیف باختری" شروع نشده به پایان رسید. حداقل برای من که شعر او را تازه شناخته بودم چنین شد. همین دوسه ماه قبل در پروسه‌ی داوری جشنواره‌ی شعر فجر در بخش افغانستان، با کتاب او آشنا شده بودم. بعضی شعرها برقی دارد که مخاطب را می‌گیرد. اصلا بگذارید جمله‌ام را اصلاح کنم.

ادامه نوشته »

خط قرمز فرم، روی مشق تخیّل

زبان‌زد نانوشته‌ای هست که می‌گوید: «سومین کتاب هر شاعر، محک پختگی اوست و شعر شاعر را تازه می‌توان بر اساس آن قضاوت کرد». درست نمی‌دانم سروکله‌ی چنین متر و معیاری از کجا پیدا شده و بر چه بنیانی. امّا آن را تا به حال از دهان سه چهار شاعر سن‌وسال‌دار ـ از جمله از گل‌رخسار صفی؛ شاعر تاجیک ـ شنیده‌ام.

ادامه نوشته »

روی ریسمان شعر

گمان نمی‌کنم کسی در این اصل تردید داشته باشد که دهه‌ی هفتاد برای غزل، دهه‌ی ویژه‌ای بود؛ دهه‌ای که در آن غزل فارسی پس از مدّتی زخم زبان خوردن، خود را بازیافت و سفر دوباره‌ای به سوی درخشش آغاز کرد. البتّه افتخار این درخشش و اوج گرفتن، به تمامی از آن شاعرانی نیست که در دهه‌ی هفتاد فعّالیت جدّی خود را آغاز کردند؛ بلکه بخش مهمّی از آن مرهون بروز و ظهور آثاری‌ست که در دهه‌های پیش خلق شده و فرصت اظهار نیافته بودند.

ادامه نوشته »