خانه / شعر (صفحه 10)

شعر

پدیدارسازی اشیا و رویدادها

هنر، تکلیفی جز به نمایش گذاشتن اشیا و واقعیت­ها ندارد و پدیدارسازی هنری نه به معنای آفرینش اشیاء و حقایق که به معنای آشکارسازی پدیده­هایی است که یا دیده نشده­اند یا به درستی دیده نشده­اند. تکلیفی که دیگران را هوشمندانه به دوباره­بینی و دوباره­خوانی مصداق و مفهوم اشیاء و رویدادها دعوت می­کند.

ادامه نوشته »

سوگند من به نام شماست

‌خیال محمودی شخصی و غیر کلیشه‌ای است. چندان دورخیال نیست و کشف‌هایش سریع فهمیده می‌شوند. به علت آشنایی‌اش با فرهنگ و دین و ادبیات، ذهنش خوب در این فضاها می‌چرخد و راحت بین آن‌ها پیوند برقرار می‌کند. البته گاهی خیال او در عین آسان‌یاب بودن و قدرت اقناع مخاطب عام، لایه‌های پیچیده و عمیقی نیز دارد که کشفشان دغدغه‌های ادبی و نیز مذهبی مخاطبان سخت‌گیر و حرفه‌ای شعر را اقناع می‌کند.

ادامه نوشته »

سوگند من به نام شماست

‌یادداشت حاضر نقد و تحلیلی است بر کتاب «سوگند من به نام شماست» که مجموعه مدایح و مراثی مذهبی سهیل محمودی است. ابتدا فصول ده‌گانۀ کتاب که شعرهایی با قالب‌ها و فضاهای مختلفند بررسی شده‌اند و بر اساس قراین زبانی، تلاش شده تقدم و تأخر سروده‌ها مشخص شود. سپس شیوۀ استفاده از آرایه‌های بیانی و بدیعی در اشعار مورد بررسی قرار گرفته است.

ادامه نوشته »

شاید به بهانه ادبیات

درست یادم نبود چه سالی بوده (البته روز و ماهش را مطمئن بودم؛ چون آن اتفاق فقط یک بار افتاد؛ به مناسبت سالگرد انتشار روزنامه همشهری. پیشنهاد دادم که یک صفحه از ویژه‌نامه سالگرد را به نظرسنجی از اهالی هنر و ادبیات اختصاص بدهیم و پذیرفته شد.

ادامه نوشته »

تجربه شعر شاعران جوان در عراق

در عراق، شعر دهان به دهان می‌چرخد، از مادرى که براى کودکش لالایی می‌خواند تا پیرمردى که شبانه در کافه‌ها با دوستانش زمزمه می‌کند یا آن جوان ساده که کار می‌کند تا کمک‌حال خانواده‌اش باشد. همه آنها مى‌توانند شعر را بنویسند و شعر را دوست داشته باشند. یک عراقى، یک عاشق ابدی است؛ یک نویسنده که با هر متنی ماجرایی و خاطره‌ای می‌سازد و این مرا یاد کلماتى از شاعر بزرگ فلسطین، محمود درویش، مى‌اندازد که می‌گفت: «اگر می‌خواهى شاعر باشى، عراقى باش»

ادامه نوشته »

پیراهن زنانه­‌ی شعر

ادبیات نهادی مستقل از جامعه­ی زمانی خویش نیست و نمی­توان برای این نهاد اجتماعی، تفردی در نقش و فعلیت آن، خارج از کنش­های ساختاری آن عصر متصور شد و البته حقیقت متکثر در آثار ادبی هم جز با به نمایش گذاشتن این کنش­ها متجلی نمی­گردد. ادبیات در سرزمین ما بنا به روایت آثار بازمانده، آن چنان از هویتی مردانه برخوردار بوده است که در بستر آن نمی­توان نهادی زن محور که فرصت ابراز قابلیت­‌های زنانه را فراهم آورد کشف نمود.

ادامه نوشته »

تصنع در عاشقانگی

همانگونه که در ابتدای نوشته آمد صرافان همه ی گونه های شعر را آزموده است. با وجود مواردی که گفته شد از نظر نگارنده شعرهای مذهبی و حتی ترانه های صرافان که برخی محتوایی مناسب  دارند به طور کلی از شعرهای عاشقانه ی صرافان رستگارترند. زیرا شاعر در این نوع …

ادامه نوشته »

سختیِ سهل‌انگاری

بررسی کارنامه ی ادبی قاسم صرافان نشان می دهد که او تقریبا در همه ی بخش های معمول شعر فعال بوده است. مخاطبان شعر، او را با شعرهای مذهبی اش شناخته اند اما با فاصله ای کم شاهد تلاشهای او در حوزه ی شعر عاشقانه، اجتماعی، طنز و حتی سیاسی نیز بوده اند.

ادامه نوشته »

معدل معجون

در لحظه، از همینجا آغاز می کنم که شعر خوب را نمی توان تعریف کرد اما می توان شعر بد را نمایاند؛ تا در نهایت شعر خوب از آن بازشناسانده شود. قصدم بیان تعریفهای مختلف شعر نیست. می خواهم به نقطه ای برسم که دریچه ای مناسب است برای ورود به این بحث. بدون تردید هر مخاطب شعری با سلیقه ای که دارد ویژگی خاصی را مایه ی آبرو و برتری یک شعر نسبت به شعری دیگر می داند.

ادامه نوشته »

هر که عاشق شده پای تو وسط می‌آید

شاید بارزترین وجه تمایز شعر صرافان از دیگر شاعران مذهبی‌سرا گستردگی و تنوع استفاده از آیات و احادیث در شعر باشد. صرافان از سویی با مضامین و متون دینی به‌خوبی آشناست و از سویی به خوبی می‌تواند وزن عروضی این مأثورات را تشخیص دهد و آنها را در شعر خود درج کند.

ادامه نوشته »

هر که عاشق شده پای تو وسط می‌آید

از میان کتب او، دو مورد نخست، یعنی «از آهو تا کبوتر» و «مولای گندمگون» جایزۀ دورۀ ۱۷ و ۲۰ کتاب فصل را از آن خود کرده‌اند. «حیدرانه» مجموعه شعرهای صرافان در مدح امیرالمؤمنین (ع) است. یکی از وجوه اهمیت این کتاب این است که صورت اصلاح‌شدۀ برخی شعرهای صرافان را در این کتاب می‌توان دید. او در مقدمه نوشته است:«کاستی‌ها همچنان فراوانند؛ ولی «الیوم»، به برکت ساقیِ «اکملت لکم»، کامل‌ترند از قبل و به لطف نگاه پیران راه، پیراسته‌تر و در سایۀ محبت اهل ادب، مؤدب‌تر».

ادامه نوشته »

سفری مدام

ساختاری که در عین برجستگی صوری زبان، با بهره‌بردن از سلامت زبانی، صمیمانه با مخاطب روبه‌رو می‌شود و این صمیمیت را به‌سادگی به مخاطب عرضه می‌کند. با شگفتی باید اذعان کرد که چنین سلامتی در تاریخ شعر نیمایی گوهری کمیاب است و این فقدان یکی از عوامل استقبال‌نشدن آن‌چنانی از این قالب نو شعر فارسی به‌حساب می‌آید.

ادامه نوشته »