خانه / داستان (صفحه 5)

داستان

باشد؛ یک پلان؛ اما تنها وسطِ خیابان*

مشهد اردهال میزبان بزرگداشتی شده بود برای سهراب سپهری. مسئول دولتی گفت که به این بزرگ‌داشت خواهد آمد به شرطی که در ابعاد ملّی باشد. گفتند که هست. نه ملّی که اگر آقای مسئول بخواهد بین‌المللی‌اش هم می‌کنند. گفت: «خیلی خوب. بین‌المللی‌اش کنید و عکس امام و آقا یادتان نرود …

ادامه نوشته »

دخیل ۷+۱

دخیل اول: کتاب «دخیل هفتم» کتاب زیبا و چشم‌نوازی­ست. جلد کتاب دروازه‌ای است به ظاهر چوبی که بر آن قفلی کوچک و واقعی زده‌اند و این قفل کلیدی دارد که با روبانی سبزرنگ، به سان دخیلی متبرک به شیرازه­ی کتاب متصل شده­است. شاید کتاب‌آرایی ویژه­ی کتاب فروشش را بیشتر کند …

ادامه نوشته »

مفقودالاثر

سلام، آقای ساجدی، استاد، امیرخان … راستش نمی‌دانم باید شما را با چه اسمی خطاب کنم، مامان قدیم‌ها که از شما حرف می‌زد، امیرخان صدایتان می‌زد، اما من با این اسم راحت نیستم. راستش ترجیح می‌دهم استاد صدایتان کنم. دکتر صادقی را می‌شناسید؟ ترم پیش توی دانشگاه امیرکبیر به ما …

ادامه نوشته »

سعادت حسن منتو

«سعادت حسن منتو» یک غلام به دنیا آمد. در کشوری که هنوز تحتِ اشغال انگلیس بود؛ یعنی روز ۱۱ مه سال ۱۹۱۲ میلادی که هنوز پاکستان نبود و هند در چنگ خونین اشغالگران انگلیس بود. او از کودکی بسیار می‌ترسید و با ترس بزرگ شد. در خانه از همه می‌ترسید؛ …

ادامه نوشته »

یک بوس کوچولو

سلام، نمی‌دانم نامه‌ای را که الان دارم می‌نویسم، برایت می‌فرستم یا نه؟ تا حالا شاید صد بار برایت نوشته‌ام، اما همه‌اش را فرستاده‌ام توی سطل آشغال و بعد برای اینکه خیالم راحت شود، سطل آشغال را هم خالی کرده‌ام. شاید چون الان خیلی عصبانی هستم، آنقدر عصبانی که می‌ترسم چیزهایی …

ادامه نوشته »

نقد داستان خانه‌ی سرباز

«خانه‌ی سرباز» در واقع یکی از قوی‌ترین داستان‌های همینگوی است. گزارش بازگشت یکی از قهرمانان جنگ است که پس از پشت سر گذاشتن مخاطرات هیجان‌انگیز، به خانه و شهر خود برمی‌گردد. داستان به شرح ناسازگاری نومیدانه، میان قهرمانی که اکنون تغییر کرده و محیط آشنای قدیمی که دیگر جای مناسبی …

ادامه نوشته »

خانه‌ی سرباز  

«کربز» از کالج مذهبی متدیست شهر کانزاس، راهی جنگ شد. عکسی دارد که او را در میان برادران کالج نشان می‌دهد. برادرها همه یقه بلند و یک شکل‌اند. کربز در ۱۹۱۷ در نیروی دریایی نام‌نویسی کرد و پا به امریکا نگذاشت تا تابستان ۱۹۱۹ که لشکر دوم از رود راین …

ادامه نوشته »

فنجان خالی آقای روزبه معین

 بی تردید برای سنجش عیار هر اثر ادبی و یا هنری،  معیارهای نوشته و نانوشته‌ای وجود دارد و هرگاه اثری به این معیارها نزدیک باشد، حتی اگر در زمانه‌ی خود دیده نشود و قدرش شناخته نگردد، روزی نه تنها منتقدان بلکه مخاطبان هوشمند و حرفه‌ای نیز درخشش آن را می‌بینند …

ادامه نوشته »

در جست‌وجوی بهشت گمشده

اشاره: غاده السمان یکی از شاعران و نویسندگان شاخص و مطرح ادبیات عرب است که در ایران بیشتر با اشعارش شناخته و معرفی شده‌است. او را که در دمشق متولدشده، بنیانگذار شعر نو در ادبیات عرب می‌دانند. شاعری با عاشقانه‌های بی‌پروا و محکم که برخی او را با فروغ فرخزاد …

ادامه نوشته »

تهران، کافه ثالث، ساعت ۷ غروب

سلام، چقدر نوشتن با تبلت سخت است ولی لپ‌تاپم شارژ به قدر کافی نداشت، برای همین مجبورم با همین تبلت (تنها چیزی که از تو به جا مانده) این نامه را بنویسم. الان نشسته‌ام توی کافی شاپ ثالث. یادت می‌آید کجا را می‌گویم؟ همان کافی‌شاپ نزدیک پل کالج که یک …

ادامه نوشته »

طرفداری از آگاتا کریستی

شیروانی: به لیست‌هایی که از شما برای مطالعه رمان منتشر شده نگاه می‌کردم و احساس کردم علاقه شما که از تعریف‌تان نشأت می‌گیرد باعث شده به برخی رمان‌ها علاقه نشان دهید و به رمان‌هایی که در ژانرهای مختلف نوشته شده گرایشی نداشته باشید. مثلاً هیچ رمان پلیسی ـ جنائی در …

ادامه نوشته »

پایین افتادن از لانه‌ی خرگوش

چگونه جنگ می تواند نجات بخش باشد؟ جنگی که غیر از جدایی، درد، آوارگی و پریشانی چیز دیگری با خود ندارد. مگر اینکه کسی در شرایطی بدتر از شرایط جنگی زندگی کند که جنگ را نجات بخش بداند. شاید زندگی با مادری که فرزندش را دوست ندارد و او را …

ادامه نوشته »