خانه / داستان (صفحه 5)

داستان

مردی در تبعید ازلی

آشنایی من با نادر ابراهیمی تا چهار‌سال فقط محصور در اسمش بود. اسمی که پشت ویترین کتاب‌فروشی سرکوچه بر روی یک کتابِ آفتاب دیده‌ی رنگ ‌و رو رفته نقش بسته بود. روزهایی که سوار بر دوچرخه به دبیرستان می‌رفتم و نامش بی‌اختیار از امتداد نگاهم می‌گذشت. مردمک چشم‌هایم برای چهارسال …

ادامه نوشته »

چه حیف آقای گرگور!

حلقه نقد «عیار» جمع کوچک و همدلی است که دلبسته هنر و ادبیات است. ما کارمان را با خوانش و نقد رمان‌های ایرانی معاصر آغاز کردیم، اما پس از مدتی دریافتیم که با این آثار نحیف چیز چندانی عایدمان نمی‌شود و گریزی از رجوع به آثار مهم تاریخ ادبیات جهان …

ادامه نوشته »

ساندویچ جهنمی*

در خانواده‌ی ما هم به رسم همه مسلمانان، خوردن گوشت خوک حرام است. بزرگ‌تر‌ها هرگز به آن لب نمی‌زنند و برای کوچک‌ترها هم به شدت ممنوع است. خوردن آن مثل نوشیدن الکل، نوعی هتک حرمت به دستور الهی محسوب می‌شود. البته امروز کمی تغییر کرده و قانون‌های لیبرالی این اجازه …

ادامه نوشته »

درباره تکرار و کارخانه‌ی هنرسازی اندی وارهول

اندی وارهول هنرمند جنجالی، که در زمان خودش مورد تاخت و تاز منتقدان قرار داشت اما میان خریداران آثار هنری و تا حدی مردم عادی از مقبولیت فراوانی  برخوردار بود، می‌خواست مثل یک ماشین عمل کند. می‌گفت در پس آثارش هیچ چیز نیست و هر چه هست همین چیزی‌ست که …

ادامه نوشته »

داستان چطوری کار می‌کند، نوشته‌ی جیمز وود

فقط یک دستور آشپزی وجود دارد: برای آشپزی ارزش بسیار زیادی قائل شوید. هنری جیمز پیش از خوانش این کتاب به پیشنهاد خودم برای سایت الف‌یا ترجمه شد. سردبیر سایت پیشنهاد همکاری داد و من این دغدغه‌ی ذهنی‌ام را برایش مطرح کردم و او هم پذیرفت. این پذیرفتن را براساس …

ادامه نوشته »

پیچیدگی رمان نمی آفریند

مقدمه فیلم‌های بسیاری را دیده‌ام و رمان‌های بسیاری را خوانده‌ام که به‌نحوی بی‌محابا قدم به شهر گذارده‌اند و زندگی آدم‌ها را روایت کرده‌اند: آدم‌هایی که زندگی‌هایشان در متن رمان به‌گونه‌ای ساده و تصادفی با هم مماس می‌شود. در این قسم قصه‌ها مثلاً یک برخورد در فروشگاه، یک تنه در ایستگاه …

ادامه نوشته »

گربه سیاه*

عجیب‌ترین و در عین حال ساده‌ترین داستانی را که هم اکنون می‌خواهم بنویسم، نه توقع دارم و نه تقاضا می‌کنم کسی باور کند. اصلاً باید دیوانه باشم که چنین توقعی داشته باشم در حالی که مشاعر شخص خود من شواهد را رد می‌کنند. اما دیوانه که نیستم و بی‌گمان خواب …

ادامه نوشته »

«باران بمبئی» قصه‌ای گنگ و مبهم

۱. نمی‌دانم پیام یزدانجو یک دهه‌ی گذشته را کدام‌ور جهان بوده و چه می‌کرده. اما می‌دانم قصه‌هایش در باران بمبئی اصلاً برای ایرانی‌ها نوشته نشده. یعنی مدل دیالوگ‌ها ایرانی نیست؛ و اگر کتاب به زبان فارسی و در ایران منتشر نشده بود جمله‌ی قبلی را نمی‌نوشتم. تجربه‌های رویاگونه‌ی یزدانجو در باران …

ادامه نوشته »

بوطیقای هند

پس از سه اثر داستانی، باران بمبئی بی‌شک اولین اثر تامل برانگیز پیام یزدانجو است که می‌طلبد با دقت بیشتری به ظرفیت‌های متن او نگاه کنیم. به نظر من، زمان و برخورد نویسنده با آن در این مجموعه‌ داستان که می‌تواند به عنوان یک نوالای برش/پرش هم در نظر گرفته …

ادامه نوشته »

یک صندلی خالی در شورای شهر

اگر از طرفداران جی.کی.رولینگ و سری داستان‌های «هری پاتر» هستید، کتاب «خلأ موقت» اثر دیگر این نویسنده، به‌هیچ‌وجه به شما توصیه نمی‌شود. قطعاً برای کسانی که مشتاقانه منتظراند تا سرنوشت پسرک جادوگر (هری پاتر) و دشمنان ناجوانمردش را بدانند، باعث تعجب بسیاری‌ست اگر با مضامینی همچون تجاوز جنسی، کودک آزاری، …

ادامه نوشته »

تبلیغات به جای ادبیات!

«ما اینجا داریم می‌میریم» از یک منظر، نمونه ای کامل و تمام عیار است از آثاری که می توان نام شان را «داستان‌هایی برای نخواندن» گذاشت. داستان‌هایی که به جای روایت قصه و خلق تجربه‌ای معین، هرچند کوچک و ساده، می‌کوشند با دست‌اندازی به تمهیدات گوناگون، آگاهانه یا از سر …

ادامه نوشته »

پری‌های رنگی با دست‌های تهی

اگر بپذیریم که جهان امروز، مجموعه‌ای است از تناقض‌ها «ما اینجا داریم می‌میریم» با عنوان هوشمندانه‌اش و با روایت زندگی موازی و تمثیلیِ پریانه‌هایی که در دنیای آدم‌ها و جهان تاریکی‌ها گم شده‌اند، روایت‌گر بخش کوچکی از زندگی تهی و تَنگ آدم‌های بسیاری است که در جهانی گسترده اما سرشار …

ادامه نوشته »