خانه / داستان (صفحه 4)

داستان

داستان چطوری کار می‌کند، نوشته‌ی جیمز وود: قسمت پنجم

  ۳۳٫ فلوبر می‌تواند به‌صورت موازی روایت‌های زمانی‌اش را پیش‌ببرد به‌ این خاطر که قالب افعال فرانسوی این اجازه را به او می‌دهد تا با فعل زمان گذشته هم بتواند واقعه‌ای جدا از بدنه‌ی داستان را بگوید («او داشت خیابان را جارو می‌کرد») و هم واقعه‌ای تکرار شونده را («هر …

ادامه نوشته »

داستان چطوری کار می‌کند، نوشته‌ی جیمز وود: قسمت چهارم

۲۳٫ نویسنده‌ی معاصری همچون «دیوید فاستر دالاس» می‌خواهد این تنش را تا مرز نهایی‌اش ادامه‌دهد. او از دل شخصیت می‌نویسد و درعین‌حال خودش را بالا سر شخصیت قرارمی‌دهد. در همین بین صدای آن‌ها را می‌زداید تا بتواند محوطه‌ی بزرگ‌تر و حتی انتزاعی‌تری از مسائل زبانی را کاوش‌کند. در بخشی از …

ادامه نوشته »

پنج شعر برگزیده از «شاید به جا آوردیِ» وحیده احمدی

۱ گُلی که داده‌ای دستم، شده تاجِ سرم، آقا! به هر جا می‌روم، این خانمی را می‌برم، آقا! نگاهم با نگاهت گرم می‌گیرد؛ نگاهم کن که چک‌چک بشکند قندیل‌های پیکرم، آقا! یخم وا می‌شود نم‌نم، کلامم می‌شود جاری و آن یک جمله را هم بر زبان می‌آورم، آقا! تو را …

ادامه نوشته »

حلقه‌ی ماندگار

کورش اسدی، یکی دیگر از شاگردان پرورش‌یافته‌ی گلشیری درگذشت. او که در سال ۱۳۴۳ در آبادان به دنیاآمد، خیلی زود توانست خود را در حوزه‌ی داستان‌نویسی به اثبات برساند؛ یعنی زمانی که اولین نوشته‌های خود را به هوشنگ گلشیری داد و پیوندی میان آن‌ها شکل‌گرفت. درواقع کورش اسدی در بیست …

ادامه نوشته »

پیراهن دزدی*

سرش را بالا گرفت. همان لحظه سعی‌کرد جلوی فحشی را که می‌خواست از دهانش بیرون‌بپرد، بگیرد؛ عصبانیتش ابرهای سیاهی بود که مثل قطعه‌های پازل جمع و سپس پاره‌شد. می‌دانست باران امشب پایانی ندارد. این یعنی او نخواهد‌خوابید. پس همچنان دست به بیل خواهد‌ماند تا راهی بازکند که آب گل‌آلود را …

ادامه نوشته »

لطفاً اصحاب کهف را از خواب بیدار نکنید!

«قصه‌های بند»، قصه‌های آدم‌های در بندمانده است. قصه‌های پرنده‌هایی که در قفس گرفتار آمده‌اند و مداوم آواز آزادی و رهایی و پیروزی سرمی‌دهند. قصه‌های دردهایی که از نگاه داستان‌نویس دور نمانده‌است، حتی در جزئیات، با نگاهی وسواس‌گونه ثبت و ضبط شده‌است. علی‌اشرف درویشیان در این مجموعه، خاطراتی را به زبان …

ادامه نوشته »

داستان چطوری کار می‌کند، نوشته‌ی جیمز وود: قسمت سوم

  ۱۷٫ اگرچه مثال کِنر کمی دشوار است ولی باید گفت که مثال تازه‌ای نیست. اشعار هجو قهرمانی قرن هیجدهم، خنده‌شان را با استفاده از زبان آثار حماسی یا کتاب مقدس و تقلیل آن‌ها به موضوعات ساده‌ی انسانی می‌گرفتند. در شعر «به چنگ آوردن گیس» نوشته‌ی آلکساندر پوپ، تاثیر آرایش …

ادامه نوشته »

درخت تناور تجربه شخصی

برای کسانی که سال‌هاست با رمان سروکار داردند و قوت غالب‌شان ادبیات داستانی است، خواندن کتابی با تم خاطره‌نگاری بسی دشوار است؛ چه اینکه خاطره امری است عینی، اتفاق افتاده و بیرون از مخاطب، فارغ از تخیل و از جنس ادبیات شفاهی. مضاف بر آنکه آن کتاب، متعلق به فردی …

ادامه نوشته »

عربی*

  خیابان ریچموند شمالی چون کور بود همیشه خلوت بود، جز ساعتی که « مدرسه برادران مسیحی»  پسرها را آزاد می‌کرد. یک خانه دو طبقه خالی در انتهای کور خیابان بود که زمین چارگوش دُورش آن را از همسایه‌ها جدا می‌کرد . خانه‌های دیگر خیابان که می‌دانستند چه مردمان شریفی …

ادامه نوشته »

داستان چطوری کار می‌کند، نوشته‌ی جیمز وود: قسمت دوم

۷ الف. به همسرش نگاه کرد. با خودش فکر کرد «چقدر ناراحت است، تقریباً مریض می‌زند». مانده بود چه بگوید. این گفته‌ی مستقیم یا آورده شده در گیومه (با خودش فکر کرد «چقدر ناراحت است») با گزارش یا سخن غیرمستقیم شخصیت ترکیب می‌شود. (مانده بود چه بگوید) تصور قدیمی ما …

ادامه نوشته »

«ابری که باران نمی زند»

فریبا، شیرین و ستاره سه زن جوان هم سن و سال‌اند که همسایه و همبازی بوده‌اند و در سفری زنانه به سمت شمال، همسفر می‌شوند. شیرین فوق لیسانس مامایی است، فریبا دکتری دارد و در دانشگاه درس می‌دهد و ستاره نویسنده‌ی است با آثاری چاپ شده یا توقیف شده. این …

ادامه نوشته »

رگناروک*

کولریج نوشت: نقوش و تصاویر در رویاها، تاثیرات و برداشت‌هایی را تجسم می‌بخشند که عقل ما آنها را علت می‌نامد؛ ما احساس ترس نمی‌کنیم چون یک ابولهول (اسفنکس) دائماً در ذهن‌مان ظاهر می‌شود، بلکه یک ابولهول را در عالم خیال و رویا می‌بینیم تا آن ترسی را که احساس می‌کنیم، …

ادامه نوشته »