خانه / داستان (صفحه 2)

داستان

آخ اگه بارون بزنه …

«ره‌ش» رضا امیرخانی نقدی بر شیوه‌ی مدیریت و توسعه‌ی شهری در زمان پسا انقلاب است و این نقدها از زبان معمارِ زنی است که فرزندش سِل کودکان دارد و باید از او مراقبت کند. به همین خاطر «لیا» بیرون از منزل کار نمی‌کند. این زن در یک‌سری فشار همه‌جانبه‌ افتاده …

ادامه نوشته »

درویش‌ها برای نجات می‌آیند، با پاراگلایدر!

از گوشه سمت راست بالای صفحه می‌آید و قرار است همه چیز را زیبا کند. حداقل ایلیا را از تنگی نفس نجات بدهد یا این فکر را به لیا، راوی رمان و مادر ایلیا  القا کند که خوب است فرزندش مردی غیر از پدرش علا که شهرستانی است و نگران …

ادامه نوشته »

از فرمش ببُرانید به محتوایش بخورانید

آخرین اثر امیرخانی از نظر فرم در حد اولین تمرین‌های کارگاه‌ داستان‌نویسی است؛ با این تفاوت که هنرجویان، عناصر داستانی را نمی‌شناسند و آن‌ها را سهواً به کار نمی‌گیرند اما امیرخانی، نویسنده‌ی کاربلدی است و عمداً فرم‌سازی و ظاهر پردازی داستان را رها کرده. وگرنه مگر ممکن است فردی مثل …

ادامه نوشته »

شهر عرصه نوستالژی نیست

  رهش یک کوشش نمادین است برای مشروعیت بخشیدن به معنایی خاص در ظرفی به اسم تهران. سعی امیرخانی در رمان رهش به طراحی کردن شهر است. تعریف طراحی شهری هم همین است: کوششی نمادین در جهت اصالت دادن به معانی مشخصی در ریخت‌های مشخص شهری. درواقع امیرخانی در رمان …

ادامه نوشته »

شکنجه به جای سرگرمی

«گوشی را که قطع می‌کنم، زن دوباره می‌آید داخل و این بار قدم‌هایش را تند برمی‌دارد. جلوی میز که می‌رسد، سنگ را از توی کیفش درمی‌آورد. می‌گوید می‌خواهد سنگ را پس بدهد و به جای آن یک قابلمۀ مسی بردارد. بعد دست می‌برد توی کیف و آرام می‌خواهد سنگ را …

ادامه نوشته »

سایۀ سایه

تقویم گوشی تلفن همراهِ خود را که باز می‌کنم چنین می‌نویسد: امروز ششم اسفندماه هزار و سیصد و نود و شش، هوشنگِ ابتهاج، زادۀ ششم اسفندماه هزار و سیصد و شش، نود ساله شد. به محضِ چک کردن کانال تلگرامی موسوم به دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی که توسط شاگردانِ کلاسِ …

ادامه نوشته »

نقش و تأثیر جهان‌بینی فلسفی بر داستان‌نویسی

جهان‌بینی بدین معناست که ذهن ما دنیای پیرامون را چطور ارزیابی می‌کند و چگونه شناختی نسبت به آن دارد. همۀ ما جهان‌بینی‌‌ای داریم و تقریبا انسان بدون جهان‌بینی معنا ندارد؛ لیکن برای به‌وجود آوردن یک متن، به‌ویژه یک متن داستانی، لازم است جهان‌بینی مشخص و تعریف‌شده‌ای داشته باشیم. داستان‌نویس ناچار …

ادامه نوشته »

یک آدم سیاه؛ یک آدم خاکستری

کارون داستان «کوچه ابرهای گمشده»، همان‌قدر قابلیت ارجاع به جهان خارج داستانی را دارد که ممشاد؛ و البته این نه به معنای حضور ملموس و قابل‌درک کاراکترها است؛بلکه به مفهوم خلق متنی است که جهان‌بینی و نگرش نویسندۀ امروزی را به مصداقی‌ترین شیوۀ ممکن در معرض قضاوت قرار می‌دهد. ازآنجایی‌که …

ادامه نوشته »

درباره‌ی سعید و مریم

کتاب «قصۀ سعید و مریم» اولین رمان آرش سالاری است که نشر چشمه (چرخ) در بهار ۹۶ منتشر کرده است. این نویسندۀ جوان، دو مجموعۀ داستان کوتاه به نام «نوزده» و «بیست‌وسه» را نیز در کارنامۀ ادبی خود دارد که هر دو در دهۀ نود منتشر شده‌اند و نشان از …

ادامه نوشته »

هوای روایت جنگ، مرارت زنان

 محمد کشاورز، محمد حنیف و مصطفی جمشیدی، داوران بخش داستان کوتاه دهمین دوره جایزه‌ی ادبی جلال با اعلام پنج اثر راه یافته به مرحله داوری در این بخش نشان دادند ظاهرا در این دوره به نقش مجموعه شخصیت‌های ساخته و پرداخته شده در داستان‌ها توجه زیادی داشته‌اند. در کنار اسم …

ادامه نوشته »

خط به خط با تاریخ

از بین پنج رمان و داستان بلند راه‌یافته به مرحله‌ی نیمه نهایی بخش رمان دهمین دوره‌ی جایزه جلال، سه رمان با محوریت و فضای تاریخی مورد پسند هیئت داوران بوده‌اند. «بی‌کتابی» و «وقت معلوم» هردو از انتشارات شهرستان ادب به مرحله‌ی نیمه‌نهایی جایزه راه پیدا کرده‌اند. شهرستان ادبی‌ها این خبر …

ادامه نوشته »

داستان‌های باورنکردنیِ اسفندیار، پری و مهران

چند سال پیش در تلویزیون برنامه‌ای پخش می‌شد با عنوان داستان‌های باورنکردنی. در این برنامه، سه داستان تعریف می‌کردند و از مخاطب می‌خواستند حدس بزند که کدام داستان واقعی و کدام داستان دروغ است. محمد طلوعی هم در رمانِ آناتومی افسردگی سه داستان برای ما تعریف می‌کند. داستان اول، داستان …

ادامه نوشته »