خانه / داستان

داستان

بازگویی خام

عینک سالوادور، نوشتهٔ مهدی شادکار داستانی است در ۱۶۰ صفحه در قطع جیبی. چاپ اول کتاب را انتشارات روزنه در سال ۱۳۹۶ منتشر کرد. عینک سالوادور نخستین داستان مهدی شادکار است. عینک سالوادور، بازگوییِ زندگی سیاسی سالوادور آلنده است. سالوادور آلنده (۱۹۰۸-۱۹۷۳) سیاستمدار شیلیایی بود که از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ …

ادامه نوشته »

جوزف هلر: یک اعجوبه

جوزف هلر کارش را با متریالی که روی دستش مانده بود در قالب یک نمایش و بعد تر یک فیلم‌نامه آغاز کرد. سال ۱۹۵۳ بود و فقط طرح شاهکارش «تبصره‌ی ۲۲» نزدیک به سی‌صد صفحه قطر داشت؛ اما مدت زیادی نگذشت که کار دراماتیزه کردن این طرح راه به جایی …

ادامه نوشته »

فیل ایده‌ئولوژیک

منطق هم‌ارزی داستان پلیسی که ظهور آن به قرن نوزدهم بازمی‌گردد، اساساً وابسته به بافت رئالیسم اجتماعی و شهری است و این بافت را در قالب نوعی رئالیسم ادبی بازنمایی می‌کند. و داستان پلیسی رئالیستی عمدتاً از جانب یک نظم اجتماعی مشخص حمایت می‌شود و جهان‌بینی خاصی را ترویج می‌کند. …

ادامه نوشته »

ناتمامیِ «کیف انگلیسی»

        مرور مختصر قصه دومین کتاب مهدی کفاش که به همت نشر «شهرستان ادب» منتشر شده اثر قابل تامل و کم و بیش زیبایی است. قصه وقت معلوم که صد و شصت صفحه را در برگرفته، داستان روحانی جوانی است که ربوده می‌شود و حالا بناست تا …

ادامه نوشته »

خیال کردن مرد مرده

نوآر رو می‌شه تو یه کلمه خلاصه کرد: صفر. برای همین، هرکسی خواننده‌ی این ژانر نیست. اگه بود، نوآر نبود، یه چیز دیگه بود، که نیست. سالار عبده تن سنگین مرد مرده باید تکان بخورد، جا به جا شود، فکر کند تا بفهمد دقیقا این سقوط جرقه‌اش از کجا زده …

ادامه نوشته »

دوئل نابرابر

آن‌چه به هنگام خواندن رمان «کارآگاهان خونسرد» نوشته‌ی دانیال حقیقی (نشر چشمه، ۱۳۹۶)، نظرم را بیش از هر چیز به خود جلب می‌کرد، حضور گاه به گاهِ یک راوی ناشناخته در دل روایت بود. و شاید آن‌چه مرا تا پایان رمان همراه خود برد، نه صرفاً ماجراهای خواندنی و جذاب …

ادامه نوشته »

به دنبال هلن

این داستان عاشقانه با یک شروع طلایی آغاز می‌شود: درست میانه دیوار پذیرایی خانه خاله صبورا، یک میخ طویله توی دیوار هست که هر جور و از هر زاویه که به سالن نگاه کنی از چشمت پنهان نمی‌ماند. صاف توی نگاه هر بیینده‌ای فرو می‌رود و نه تنها با هیچ …

ادامه نوشته »

رهشِ مومنی که در چهارچوب نمی‌گنجید

بعضی از مخاطبین حزب‌اللهی امیرخانی او را کنار حاتمی‌کیا می‌گذارند تا خیالشان راحت باشد که جبهه فرهنگی انفلاب اسلامی نیرو دارد. جای صحبت از ابراهیم حاتمی کیا و کارنامه‌اش اینجا نیست اما کاش امیرخانی لااقل اندازه او قدر می‌شناخت که زحماتی که برایش کشیده شده را دیده و خودش را …

ادامه نوشته »

سقوط آزاد

رهش وارونۀ شهر نیست. رهیدن است. رهیدن لیا و ارمیا و ایلیا هم نیست. رهیدن خود امیرخانی است. حتی رهیدن از تهران هم نیست. رهیدن از شوهر تهران است. شوهری که یک ترک با سیبیل‌های از بناگوش دررفته نیست که معشوقه‌اش دراز بکشد لب آب و عشق کند. یا عرب …

ادامه نوشته »

خیانت می‌کنم، پس هستم: نفرین زمین، نون والقلم، ره‌ش

در سراسر متن رمان ره‌ش نوشته‌ی رضا امیرخانی چند بار به جلال آل‌احمد و داستان‌های او اشاراتی گذرا شده است، از جمله داستان کوتاه «جشن فرخنده»: آن‌جا که زن راوی داستان از وضعیت میهمانی‌های مدیران دولتی انتقاد می‌کند که به مکان و فرصتی تبدیل شده است برای «بررسی واقعی تدین» …

ادامه نوشته »

کمپیرِ وقیحِ هفت‌کرده

قالیباف رهش درباره‌ی قالیباف است. درباره‌ی مدیریتِ شهریِ جغرافیایی به نامِ تهران؛ در تاریخی که قالیباف طولانی‌ترین شهرداری را در تهران تجربه کرده است. البته شهردار نمادِ همه‌ی مدیرانی است که تعابیری چون “اُلگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت”، “مدیریت جهادی” و “عملگرایی” از دهان‌شان نمی‌افتد. مدیریتِ ترازِ جمهوری اسلامی. کتاب هجوِ قالیباف …

ادامه نوشته »

آخ اگه بارون بزنه …

«ره‌ش» رضا امیرخانی نقدی بر شیوه‌ی مدیریت و توسعه‌ی شهری در زمان پسا انقلاب است و این نقدها از زبان معمارِ زنی است که فرزندش سِل کودکان دارد و باید از او مراقبت کند. به همین خاطر «لیا» بیرون از منزل کار نمی‌کند. این زن در یک‌سری فشار همه‌جانبه‌ افتاده …

ادامه نوشته »