خانه / حرف‌هایی دربارۀ هوشنگ گلشیری

حرف‌هایی دربارۀ هوشنگ گلشیری

بیایید حرف بزنیم

ادبیات به اسطوره‌سازی و قدسی سازی و قدیس پروری نیاز ندارد. از نیازِ نداشته هم که بگذریم چنین سودای ناسخته و رؤیای خامی تحقق‌پذیر نیست. سودازدگان یکی دو قرن دیر به نخ تاریخ کوک خورده‌اند. آنان که ردای آسمان را قرن‌ها به دوش داشتند سال‌هاست که روی خاک زمین آکادمی‌ها …

ادامه نوشته »

شازده احتجاب و برخی نقدها

عظمت نوشتار هوشنگ گلشیری ـ و واژه‌ی عظمت در این‌جا تعبیر به‌حقی است ـ امروز دیگر این نام را، این مولف را، به یکی از رازآمیزترین نویسندگان ادبیات داستانی معاصر فارسی تبدیل کرده است. البته این مقام، این رازآمیزی و گاهی بهتر است بگویم رازآلودگی، بیشتر از هرکس در ادبیات …

ادامه نوشته »

من شاد نیستم

«اگر در آبی خُرد نهنگی پیدا شود، راه چاره‌اش گویا این است که آب را گل‌آلود کند تا نبینند که نهنگ است. من البته اگر نهنگ این آب خُرد داستان‌نویسی ایران باشم، این‌طورها زیسته‌ام…»[۱] این عبارات  شاید گویاترین جملات برای بیان تصور هوشنگ گلشیری از خودش است. گلشیری خودش را …

ادامه نوشته »

سایه‌ی سنگین شازده

هوشنگ گلشیری یکی از چهره‌های مطرح ادبیات داستانی ایران است. عده‌ای او را آغازگر داستان مدرن می‌دانند و گروهی دیگر، بعضی از آثارش را پسامدرن تلقی می‌کنند. بنابر بعضی تحلیل‌ها گلشیری جریان داستان‌نویسی را به سمت و سویی جدید هدایت نمود و با تلفیق سنت و مدرنیته، شیوه‌های نوین روایت …

ادامه نوشته »

جوان‌مرگی در نثر معاصر فارسی: چهل‌ویک سال بعد

تذکر: این متن یک سخنرانی است برای خوانده شدن در میان عده‌ای علاقه‌مند به ادبیات به مناسبت هیجدهمین سالمرگ هوشنگ گلشیری. امروز می‌خواهم گزارشی را بازخوانی بکنم؛ گزارشی چهل‌ساله، گزارشی که باید یک بار دیگر با امروز هم‌خوان شود. هم خودِ گزارش، هم گزارش دهندهٔ اصلی، هم بررسی اجمالی چهل‌ویک‌ساله‌ای …

ادامه نوشته »

پیام، دقیق به او رسیده بود؟

«سلام آقای گلشیری عزیز اگر آن‌جایی که هستید، وقت و ساعت از معنا تهی نشده، وقت‌تان به خیر. بالای نامه که می‌خواستم بنویسم سلام آقای گلشیری، دوباره بغضم گرفت. وقتی شماره‌ی ۱۲ ماهنامه‌ی شریف کارنامه منتشر شد، زیر عنوان مجله همین عبارت سلام آقای گلشیری بود که نقش بسته بود. …

ادامه نوشته »

کتاب‌‌‌‌شناسی مهم‌‌‌‌ترین آثار هوشنگ گلشیری

«اگر در آبی خُرد نهنگی پیدا شود، راه چاره‌اش گویا این است که آب را گل‌‌‌‌آلود کند تا نبینند که نهنگ است. من، البته اگر نهنگ این آب خُرد داستان‌نویسی ایران باشم، این طورها زیسته‌ام: گاهی سر به دیواره‌ها کوبیده‌ام، چه با کار سیاسی، چه با شرکت در همه‌‌‌‌ی‌ جلسات …

ادامه نوشته »

مشهور، اما نه برای مردم

در نیمه‌‌‌ی اول سال ۱۳۷۹، دو تن از قله‌های ادبیات فارسی درگذشتند؛ یکی از آن‌‌‌ها هوشنگ گلشیری بود که هنوز در میانه‌‌‌ی راه بود. با این حال او از داستان‌نویسان شاخص نسل دوم ایران است که با جسارت از امکانات روایی قصه‌گویی در ادبیات فارسی قدیم بهره می‌گرفت؛ به عنوان …

ادامه نوشته »

مخاطرات هوشنگ گلشیری

سال ۱۳۲۱، سالِ لشگرکشی روسیه به شمال کشور، سالِ قحطی و بلوای نان است. هوشنگ گلشیری در همین سال، وقتی پنج ساله بوده به همراه خانواده به آبادان می‌رود. پدرش از جمله پیمانکاران جزءِ شرکت نفت بود که در ساخت استحکامات و تجهیز پالایش‌گاه‌های نفتی همکاری می‌کرد. در آن زمان …

ادامه نوشته »

میراث داستانی گلشیری در سازه‌ها و شگردهای رواییِ داستان کوتاه

هیچ موضوعی در داستان فارسی، بخصوص داستان کوتاه دهه‌ی هفتاد و هشتاد، بیش از میراث داستانی گلشیری در داستانِ پس از خودش، محل بحث نبوده است. باری بحث معمولاً بیش از اینکه بر سر مختصات فنی داستان گلشیری باشد، بر سر تاثیر او در محفل‌های ادبی و رابطه‌ی مرید و …

ادامه نوشته »

«جن» در داستان فارسی به مثابه‌ی فقر اندیشه

به نظر می‌‌رسد «جوزف نای» در کتاب معروفش «قدرت نرم»، فریب پیش‌‌بینی‌‌های اقتصاد جهانی در حوالی ۲۰۵۰ را نخورده است. به زعم او حتا اگر چین و امریکا و هند، در سی و اندی سالی که در پیش روست قدرت برتر اقتصادی جهان باشند، اروپا همچنان خاستگاهِ قدرت نرم است. …

ادامه نوشته »

زوالِ گلشیری

هوشنگ گلشیری در زندگی نه چندان طولانی خود چنان بر ادبیات ایران تاثیر گذاشته است که نمی‌‌‌‌‌توان داستان‌‌‌‌‌نویسی ایران را بی نام او فرض کرد. این تاثیر را می‌‌‌‌‌توان هم از لحاظ فرم و هم نگاه به مباحث مختلف در داستان‌‌‌‌‌های او دید. مهم‌‌‌‌‌ترین اثر او، «شازده احتجاب» را شاید …

ادامه نوشته »