خانه / گفت‌وگو (صفحه 2)

گفت‌وگو

دراز کشیده بودم و می‌مردم

«گوربه‌گور» فاکنر آدم را خسته می‌کند. کتاب را می‌خوانی؛ درحالی‌که گرمت است و عرق کرده‌ای و تشنه‌ای. درست مانند کسی که در صحرای حیرت در مقابل پرسش «من کیستم» و «اینجا چه می‌کنم» ایستاده است. راجع به همین حیرت و چرایی‌اش و چگونگی‌اش با امین بزرگیان به صحبت نشستیم و …

ادامه نوشته »

جهان انسانی آشوب‌ناک است

گفت‌وگو با خشایار دیهیمی قرار بود زودتر از این‌ها در الف‌یا منتشر شود. میانه‌های پاییز. اگر مرگ اهل گفت‌وگو بود همین اتفاق می‌افتاد. نبود و نشد. داغ نازنین دیهیمی بازبینی این گفتگو توسط پدر را از پاییز تا آخرین روزهای زمستان به تأخیر انداخت. چند روز پیش از مرگ نازنین …

ادامه نوشته »

شعر بچه یتیم وزارتخانه است

اسماعیل امینی جمع آب و آتش است. آرامش آب را در چهره‌اش و داغی پنهان آتش را در اندیشه‌اش می‌توان حس کرد. این جمع اضداد بهترین مجال را برای گفتگویی صریح و سازنده با او فراهم می‌سازد. او درست در لحظه‌ای که همه‌چیز برای متهم کردنش به محافظه‌کاری فراهم است …

ادامه نوشته »

تاریخ متوقف شده است

این روزها بر خلاف چند سال پیش که چهره‌های ادبی و هنری حضور موثری در فضا داشتند روزهای انزوا است. در نبود مطبوعات جدی و پرتعداد و کم رمق شدن روزنامه‌نگاری ادبی بیش از پیش اندیشه‌های مهم‌ترین چهره‌های ادبی‌ را از دست رفته‌اند و کمتر سراغی از آن‌ها گرفته می‌شود. …

ادامه نوشته »

این‌ها بلای جان فرهنگ‌اند

«محمدعلی بهمنی» عزیز معتقد است شاعر شنیدنی است . او معتقد است صورت شاعر به صورت شعرش شبیه نیست. علیرضا قزوه اما همان‌قدر که شنیدنی‌است دیدنی هم هست. از میان شاعران انقلاب هرکس را که بشود نادیده گرفت او را نمی‌شود ندید. در دعواها و بحث‌ها و حاشیه‌های شعر معاصر …

ادامه نوشته »

علیه مراقبت فرهنگی

هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر به دبیری عبدالجبار کاکایی یک مجموعه کامل از همه‌ی اتفاقات و حاشیه‌های داغی است که یک جشنواره شعر می‌تواند داشته باشد. کاکایی در اولین سال دولت روحانی و متأثر از اتفاقات متأثر از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ با رؤیاهایی شاعرانه پا به عرصه‌ای …

ادامه نوشته »

ما همه در غارت فرهنگی دست داریم

با شعر آغاز کرد و به داستان رسید. محمّدرضا شرفی خبوشان پس از سه مجموعه شعر و دو رمانِ نوجوان، عاشقی به سبک ونگوک را نوشت که نامزد جایزه‌ی ادبی جلال هم شده بود سال ۹۴٫ امّا بهانه‌ی گفت‌و‌گوی ما با او آخرین اثرِ داستانی‌اش بی‌کتابی است. خبوشان در بی‌کتابی …

ادامه نوشته »

از آدم بی‌‌‌اصول می‌‌‌ترسم

احمد غلامی را برخی به واسطه‌ی کتاب‌هایش «این وصله‌ها به من می‌چسبد» و «آدم‌ها» می‌شناسند و برخی دیگر با سردبیری روزنامه‌ی شرق او را به خاطر می‌آورند. هم داستان‌نویس و هم روزنامه‌نگار. نویسنده‌ای که با روایت‌های داستانی‌اش هم برگزیده‌ی جایزه‌ی گلشیری شده و هم عنوانِ کتابِ سالِ شهید غنی‌پور را …

ادامه نوشته »

قصه‌‌‌‌گوی خوبی‌‌‌‌ام

شما از یزدی‌‌‌‌هایی هستید که دسته‌‌‌‌جمعی به مشهد آمدند؟ یزدی هستم و سال ۱۳۴۶ کنکور دادم و در دانشگاه مشهد قبول شدم. آن زمان در یزد، دانشگاه نبود. سال ۴۶ در تمام کشور ۶ -۷ دانشگاه در ۵ شهر بود؛ تهران، مشهد، تبریز، اصفهان و شیراز. دانشکده‌‌‌‌های مختصری هم از …

ادامه نوشته »

ادبیات ایتالیا در تاریکی فرو نرفته

محیا بیات متولد، سال ۱۳۶۶ است. در دانشگاه، رشته‌ی برق خوانده‌‌ و مدتی را هم در ایتالیا به کار و تحصیل گذرانده. سه سالی می‌‌شود که ترجمه می‌کند. اولین ترجمه‌‌اش کتاب «من و تو» بود اثر نیکولوی آمانیتی که نشر چشمه منتشرش کرد. نشر روزنه هم ترجمه‌‌ی دیگری از این …

ادامه نوشته »

کشف هویت پنهان

واژه‌ی معلولیت در فرهنگ و باور و گفتمان رایج ما با علم روانشناسی گره خورده‌است. گو اینکه جواز سخن گفتن از آن تنها به دست همین علم بوده و صرفا باید راهکارهایی درباره‌ی چگونگی برخورد با معلولین به ما ارائه بدهد. در جنبش‌های اجتماعی سده‌های جدید، معلولیت بار سیاسی و …

ادامه نوشته »

لبخند ایران را دوست ندارند

گفت‌وگو با «معمر کودریچ» در یک عصر تابستانی در «بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان» شکل گرفت. چند روز پیش از سفر جمعی از نویسندگان و شاعران ایرانی به بوسنی و هرزگوین به منظور شرکت در راه‌پیمایی یادبود نسل‌کشی سربرنیتسا. کارنامه‌ی معمر در حوزه‌ی ترجمه‌ی آثار قدیم و جدید ادبیات …

ادامه نوشته »