خانه / میثم امیری

میثم امیری

میثم امیری

آتاتورک، استانبول، مسجد

دوباره آتاتورک و نمایشگاه عکسی درباره او. همین را می‌توان برای امام خمینی کپی‌پیست کرد در نمایشگاه کتاب ما. دست کم چیزی است که می‌شود آموخت از این حرکت. توضیح برخی از عکس‌ها با رسم‌الخط فارسی است که طبعا برای ترک‌ها آشنا نیست و آن را عربی می‌دانند. نوشته است …

ادامه نوشته »

هویّت ترکی

امروز رفتم نمایشگاه کتاب خودمان؛ وسط صحنِ مصلّی، بستنی با اسمارتیس و ساندویچ هات‌داگ و آب‌پرتقال می‌فروختند و گاهی داد هم می‌زدند و به قول شاعر هیچ قومی چنین فجیعی به کشتنِ «خود» و هر آن‌چه که به این خود می‌توانست هویت ببخشد، اقدام نکرده است… به ترکیه بازگردم و …

ادامه نوشته »

سیّد عبّاس‌شان

و امّا دیده‌هایی دیگری از نمایشگاه کتاب استانبول؛ شاید به کار مسئولی آید. دمِ در نمایشگاه از ملّت پول می‌گیرند؛ ورودی؛ نفری ۵ لیره. به همین راحتی. اگر کسی می‌خواهد چرخ‌چرخ بزند باید برای ورود به مجموعه سرپوشیده نمایشگاه این ۵ لیره را بدهد. ساختمان جوری است که اگر از …

ادامه نوشته »

نمایشگاه کتاب استانبول کجاست؟

کمی از استانبول برای‌تان بگویم. سرزمین برّوبحر است. هواپیما همه استانبول را از روی آب می‌پیماید تا به بخش اروپایی‌اش برسد؛ شهرْ آب و خشکی وهم‌انگیز و درهمی دارد از بالا. کسی می‌گوید از بالا زیباست. همه شهرها از بالا زیبای‌ند. هواپیما مثل شترمرغ روی باند می‌دود؛ روی باندِ شهری …

ادامه نوشته »

بساطِ کتابِ تهران

من نمایشگاه کتاب استانبول را دیده‌ام و استانبول را؛ ۸ روز آن‌جا بوده‌ام و بیش از آن که درباره استانبول فکر کنم به تهران و به نمایشگاه کتابش و به ایرانی که کارگزارانِ فرهنگی‌اش ماییم فکر کرده‌ام. اگر می‌خواهید پذیرای سخن «این برادر»تان باشید و شمّه‌ای از کار فرهنگی ما …

ادامه نوشته »

پیامبرِ دروغین

درباره فیلمِ آخرِ مجیدی- جدای از حواشی کاذب و به شدّت قابل نقد- اساساً در دو بخش می توان سخن گفت: کلیّات و جزئیّات. بخشِ یک؛ کلیّات خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «بگو که من بشری چون شمایم.[۱]» مرحوم علامه طباطبایی در توضیح این …

ادامه نوشته »

ایران در شاملوی برکلی

درباره‌ی شاملو چه موضعی باید داشت؟ آیا باید صدای غریب و شعرهای در خاطر مانده‌اش را ستود یا او را به خاطر مخالفت -و دشمنی‌اش- با انقلاب اسلامی شماتت کرد؟ آن‌چه در این نوشته به آن خواهم پرداخت موضع این روشنفکر همیشه در صحنه درباره‌ی وطن و ایران در جلسه‌ی …

ادامه نوشته »

بی‌صفتی با کارتْ‌بلانشِ سپاه‌ و‌ سیما

به این نپردازیم که طبق اصول آقایانْ رقصی را که پول رِنگش را سپاه در میدان هنر داده باشد حلال است؛ قدرتش را دارد؛ می‌تواند. به این‌ نپردازیم که سپاهی‌های هنر و شبکه‌افق -مروّج ایده محدود کردنِ انقلاب اسلامی- فکر می‌کنند نباید تار لطفی و سنتور مشکاتیان را نشان داد …

ادامه نوشته »

حکم‌ْ لازم جایزه جلال برای شهریار

از روزی که وزیر ارشاد برای شهریار عباسی حکم زده است تا امروز دو یادداشت سیاسی و چند یادداشت پرت نوشته شده است. مقایسه دو یادداشت سایت ضدِّ انقلاب و ستونِ روزنامه کیهانِ خودمان درباره شهریار در شباهت نثر و نگاه دیدنی است؛ نفی شهریار عباسی در یک حرکت گاز …

ادامه نوشته »

مناطق محروم زلزله‌زده صحنه‌ی نمایش نشود یک وقت

پیش‌نوشت: نوشته‌ی کوتاهِ زیر به ظرافتِ استادی مدیون است که خود از مجرّبان امدادرسانی در رخ‌دادهای سهمناک طبیعی است؛ جنگ و انقلاب که به جای خود. دیگر این که این مطلب هم‌یاریِ بسیار کوچکِ نویسنده است در کاستن درد مردم و تسریع در عملیات کمک‌رسانی. دیده شده است که در …

ادامه نوشته »

فرم و فراستی و ما

پیش‌نوشت: منظور از برخی از دوستان در این نوشته محسن باقری، سجاد نوروزی و فردین آریش با رضایت خودشان است و دیگر این که روشنفکری درون گیومه نیست، کنایه نیست. مجلّه‌ی روشنفکری فرم و نقد، تعیّن یافته‌ی مسعود فراستی است؛ مانند مستأجری که پس از سال‌ها خانه‌دار شده است و …

ادامه نوشته »

محمّد نبودی ببینی

پیش‌نوشت: عبارت‌های داخل گیومه از کتاب است با همان رسم‌الخط. زمینِ سوخته، نوشتۀ احمد محمود در تقدیم‌نامه شروع می‌شود: «به یاد برادرم محمّد که شهید شد.» این اذنِ ورود به روایتی ملّی است که در دل فردیّت راوی، دفاع «جانانۀ» ایرانیان را تبیین می‌کند؛ راوی، این بینندۀ صادق و هوشیار، …

ادامه نوشته »