خانه / میثم امیری

میثم امیری

میثم امیری

یادِ میرزاخانی؛ ناوردا تحتِ مرگ

پیش‌نوشت: با کمی آسان‌گیری، ناوردایی ویژگی است که تحت یک تبدیل تغییر نکند؛ تردیدی نیست که نام خانم دکتر مریم میرزاخانی (۱۳۵۶-۲۴ تیر ۱۳۹۶) نیز چنین است؛ یادش با تأثیر مرگ از میان نمی‌رود و تغییر نمی‌کند. میرزاخانی موفّق‌ترین الگوی زن ایرانیِ دانشمند بود و هست که بی‌هیاهو و جایزه‌بازی …

ادامه نوشته »

روایتی از صِرب، سُرب، سربرنیتسا

سفر دو سال قبل «مسعود دیانی» به بوسنی، مهم‌ترین عامل سفر پارسال «مهدی قزلی»، «علی اکبر شیروانی» و من به بوسنی بود؛ البته این سفر -با این که طاعنان بی‌کار نبودند- هیچ ربطی به بنیاد و وزارت ارشاد نداشت. رابط ما با بوسنی و آقای «زارعان» و «امجد جاودان» در …

ادامه نوشته »

چه باشد آتش به اختیار؟

ادبیات زهر دارد و هر نوشته زهرآلودی به ادبیات طعنه می‌زند و شبیه‌اش است؛ خودش است. چیزی که زهر نداشته باشد؛ نمی‌ماند و به تاریخ سپرده نمی‌شود. چنین است شمشیری که پسر ملجم ۴۰ روز صیقل داد و زهر خوراند و از اعتماد به خویشتن و آن خطای عظیم، حسن …

ادامه نوشته »

نامداری؛ انکیدوی ما

غروبی داشتم گیل‌گمش می‌خواندم که نامداری پر کشید؛ روح‌الله، انکیدوی من و فردین و محمد و از همه مهم‌تر، روح‌الله، انکیدوی همه کسانی بود که عدالت برای‌شان حکم قوّادی شبِ رأی‌گیری را نداشت که پوستر بشود و روزنامه و صد پااندازی دیگر. روح‌الله، برای عدالت دق کرد و رفت و …

ادامه نوشته »

وعده برای بعد ۱۳؛ سیلی زدن/ فردا با روایت روز عقد کار کافه واله تمام می‌شود

کافه واله. در راه برگشت از اسالم به سمت ساری، در متل‌قو -به قول نجف‌آبادی‌ها- تاپیدیم به گل. ناهار را مهمان بابای قزلی بودیم در رودسر و بعد از ناهار بود که در ترافیک نوار ساحلی به سمت ساری گیر افتادیم.

ادامه نوشته »

بازیگوشی‌‌ها

کافه واله. ساعت ۸ از یِرِوان راه افتادیم، ساعت یک نیمه‌شب رسیدیم اسالم و باورمان نبود ۹۰۰ کیلومتر راه کوهستانی را یک‌روزه بکوبیم تا خلیف‌آباد اسالمِ هشت‌پر که محل مرگ جلال بود و اسکان ما. نیمه شب رسیدیم به خانه کامی در خانقاه که سلام خزر به گوش‌مان می‌رسید و …

ادامه نوشته »

در راه ارمنستانیم

کافه واله. در راه ارمنستانیم و تازه رسیده‌ایم جلفا. دو روز است توی راهیم و تمام بلوارهای آیت‌الله خامنه‌ای که در مسیر جابه‌جا –مظهری از امور شگفتِ حکومت «مدرن» اسلامی- دیده‌ایم، نرسیده در جلفا به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ختم شده است.

ادامه نوشته »

دعای اسموث حاجی بابا

کافه واله. غروب روز دوم آمد؛‌ تیله‌های کوچک رنگی، پشت عدسی‌های کلفت مهربان‌ترش کرده بود. حاجی بابا صدایش می‌کنیم هرچند پسرعموی بابابزرگ باشد، ولی برای ما حاجی‌بابا است؛ از سال ۲۰ هر چه اتفاق در سوادکوه افتاده پیش چشمش است؛ از بودن روس‌ها تا پیام‌های شیخ عبدالله نظری تا قربانی …

ادامه نوشته »