خانه / alefyaa (صفحه 2)

alefyaa

آنک پاریس: هنر را شکرپاره

به روایت میرجلال الدین کزازی آنک پاریس، تصویری از پاریس به نگاه و قلم مردی است که چنین خلق و خویی دارد: «هنگامی که روزنامه‌ای را بر دکّه‌ی روزنامه فروشی می‌نگرم، واپسین سرنام‌هایی که می‌بینم درشت‌ترین آنهاست. این رفتار که شاید نابهنجار نیز می‌تواند نمود، از آنجاست که درشت‌ترین سرنام‌ها آنهاست …

ادامه نوشته »

سفر دیدار؛ حضور بر مزار ناصر خسرو

به روایت محمدرضا توکلی صابری «ضریح چوبین ناصرخسرو. اولین سخنم این بود «ناصرجان، دیدی آمدم»… لختی سرم را بر نرده آهنی گذاشتم و با او سخنها گفتم. تنها هدیه‌ای که داشتم آب دیدگان بود که بی دریغ بر تربتش فرو ریختم؛ بزرگمردی است این ناصر. (ص ۱۱۷-۱۱۶)» این نگاشته ای …

ادامه نوشته »

اتاق شماره ۲۴؛ روایتی از زندگی مهاجرین جنگ تحمیلی

خودنگاشت صبریه فلاح حسینی پوست خشک انار برای رفع عطش در کوه و کمر او را یاد انارهای درشت و قرمز ترک خورده با برگهای ریز و سبز پیچیده در کاغذهای سفید می‌اندازد که بابا جعبه جعبه کنار حیاط می‌چید. و نفس زدنهای پر دلهره در کناره الوند، خاطرات روزهایی …

ادامه نوشته »

تهران گردی؛ محله دروازه غار

به روایت احمد مسجد جامعی «یکی از فرزندان امام موسی کاظم (ع) که در ری تحت تعقیب قرار گرفته بود در گریز از مأموران دولتی به سمت شمال ری ‌رفت و درست پیش از آنکه دستگیر شود، در محلی به نام جال کولی وارد غاری شد و به نحوی عجیب …

ادامه نوشته »

خط به خط با تاریخ

از بین پنج رمان و داستان بلند راه‌یافته به مرحله‌ی نیمه نهایی بخش رمان دهمین دوره‌ی جایزه جلال، سه رمان با محوریت و فضای تاریخی مورد پسند هیئت داوران بوده‌اند. «بی‌کتابی» و «وقت معلوم» هردو از انتشارات شهرستان ادب به مرحله‌ی نیمه‌نهایی جایزه راه پیدا کرده‌اند. شهرستان ادبی‌ها این خبر …

ادامه نوشته »

مهلتی برای بازخوانی یک ماجرا

شخصیت اصلی داستان «وقت معلوم» روحانی‌ای است به نام «فواد فریمان» که مشغول به تحصیل در سطوح عالی حوزه علمیه است. در ابتدای رمان «وقت معلوم» او در اتاقی با دیوارهای سپید و چراغ‌‌های همیشه روشن و سفیدفام به هوش می‌آید. دریچه پایین  اتاق با سر و صدای سایش قطعه‌های …

ادامه نوشته »

در جهت خلاف خیابان

رمان «این خیابان سرعتگیر ندارد» در بیست و نه فصل روایت می‌شود و نویسنده با فشردگی و ایجاز و ضربآهنگ مناسب سعی کرده است خواننده را همراه با شخصیت‌های کتاب و خرده روایت‌هایش کتاب کند. «این خیابان سرعتگیر ندارد» بر مبنای خرده روایت‌ها و در جغرافیای کرمانشاه شکل گرفته است. …

ادامه نوشته »

فلاش بکی به تاریخ

تپۀ خرگوش ماجرای یک خانواده است در سه برهۀ زمانی حساس تاریخ معاصر ایران. کتاب اول در بیمارستان شروع می‌شود در جست و جوی خونی کمیاب برای نجات زائو. خونی که در آن شرایط خارج از بیمارستان، بر زمین ریخته می‌شود. گروه خونی سهیلا کمیاب است، در آن شرایط کمیاب‌تر. …

ادامه نوشته »

آینه‌ای رو به تاریخ

میرزا یعقوب، خاصه فروش و آنیتکه فروش و دلال، شخصیت اصلی رمان بی‌کتابی است، نه از خواص است و نه از عوام. میرزا  علاقه زیادی به نسخ خطی و چاپ سنگی کتاب دارد و برای دستیابی به کتاب‌ها حاضر است هزینه‌های بسیاری کند. میرزا یعقوب کتاب‌بازی خاص است، به حروف …

ادامه نوشته »

از اسطوره‌های کهن تا شخصیت‌های امروزی

«الفبای مردگان» رمانی است با چهار عنصر، چهار فصل، با نام «خرداد خاک»، «آبان آب»، «آذر آتش» و «بهمن باد».  راوی عنصر اول، که «خرداد خاک» نام گرفته ناصر است. ناصر برای رسیدن به آرزوهایش دست به هر کاری می‌زند. ناصر با زنش، آتوسا اختلاف دارد، آدم خلافکاری است که …

ادامه نوشته »

کی نیروی کیه؟

در پی انتشار سخنرانی حسین دهباشی در کارگاه روایت نویسی الف‌یا، بعضی از خوانندگان خواستار انتشار متن پرسش و پاسخ آن جلسه بودند. متن زیر خلاصه‌ای از گفتگوی روایت نویسان کارگاه اسالم با حسین دهباشی در انتهای سخنرانی اوست. اصل سخنرانی چالش‌برانگیز او را اینجا بخوانید. +وقتی جنگ می‌شود افراد …

ادامه نوشته »

نامه‌ی دبیر جایزه‌ی احمد محمود به مدیر عامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان

جناب آقای قزلی مدیر عامل بنیاد ادبیات داستانی با سلام در چند روز گذشته، سلسله مطالبی در سایت «الف‌یا» منتشر شده است که به نقد و بررسی جایزه‌های خصوصی و به طور مشخص جایزه‌ی احمد محمود می‌پردازند. در این مطالب و به طور مشخص در نخستین یادداشت این سلسله یادداشت‌ها …

ادامه نوشته »