خانه / مریم جهانی

مریم جهانی

پرندۀ شنی

سیمرغ زندگی من از شاهنامه نیامده بود. هیچ پری هم نداشت که بسوزانی‌اش تا به دادت برسد؛ چون اصولا او نه تنها به داد کسی نمی‌رسید، بلکه حساب بچۀ دروغ‌گویی مثل من را هم می‌رسید. پرندۀ بزرگی بود با بال‌هایی که وقتی باز می‌شدند پهنۀ آسمان را سیاه می‌کردند. فقط …

ادامه نوشته »

یک آدم سیاه؛ یک آدم خاکستری

کارون داستان «کوچه ابرهای گمشده»، همان‌قدر قابلیت ارجاع به جهان خارج داستانی را دارد که ممشاد؛ و البته این نه به معنای حضور ملموس و قابل‌درک کاراکترها است؛بلکه به مفهوم خلق متنی است که جهان‌بینی و نگرش نویسندۀ امروزی را به مصداقی‌ترین شیوۀ ممکن در معرض قضاوت قرار می‌دهد. ازآنجایی‌که …

ادامه نوشته »

از شیپوری‌ها

ننه‌جیران؛ گمان نکنم کسی او را بشناسد؛ یا لااقل اگر در کودکی‌های همۀ ما ننه‌جیرانی بوده، فقط من او را به خاطر می‌آورم. پیرزن هشتادسالۀ خمیده‌ای بود که عصا داشت؛ و یک قوز به بزرگی بالش رو شانه‌هاش و دماغی پخ که وقتی نفس می‌کشید، انگار کسی داشت جایی را …

ادامه نوشته »