خانه / مجتبی گلستانی

مجتبی گلستانی

فیل ایده‌ئولوژیک

منطق هم‌ارزی داستان پلیسی که ظهور آن به قرن نوزدهم بازمی‌گردد، اساساً وابسته به بافت رئالیسم اجتماعی و شهری است و این بافت را در قالب نوعی رئالیسم ادبی بازنمایی می‌کند. و داستان پلیسی رئالیستی عمدتاً از جانب یک نظم اجتماعی مشخص حمایت می‌شود و جهان‌بینی خاصی را ترویج می‌کند. …

ادامه نوشته »

از رئالیسم تا مدرنیسم (۵)

  چنان‌که گفتیم، توجه به سبک و فرم به‌عنوان یک عنصر تغییردهنده و پویا برای گذار از سیطره‌ی نگرش سلب و ایستای رئالیستی، ویژگی مشترک رمان‌های تمامی داستان‌نویسانی بود که از آنان به‌عنوان مدرنیست نام برده شد. در این میان، مدرنیست‌هایی مانند ویرجینیا وولف برخی جزیی‌نگری‌های رئالیست‌ها را می‌ستودند، اما …

ادامه نوشته »

از رئالیسم تا مدرنیسم (۴)

یکی از مولفه‌های مدرنیسم، رمان‌نویسی و نظریه‌پردازی درباره‌ی رمان مدرن بوده است و هنری جیمز به بهترین نحو از این ویژگی برخوردار بود. به زعم او، رمان‌نویس باید ضرورت شناخت نظری رمان را دریابد، کاری که فلوبر و زولا در میان فرانسوی‌زبان پیش‌تر پیشه‌ی خود کرده بودند و رمان‌نویسان انگلیسی …

ادامه نوشته »

دوئل نابرابر

آن‌چه به هنگام خواندن رمان «کارآگاهان خونسرد» نوشته‌ی دانیال حقیقی (نشر چشمه، ۱۳۹۶)، نظرم را بیش از هر چیز به خود جلب می‌کرد، حضور گاه به گاهِ یک راوی ناشناخته در دل روایت بود. و شاید آن‌چه مرا تا پایان رمان همراه خود برد، نه صرفاً ماجراهای خواندنی و جذاب …

ادامه نوشته »

مرثیه‌ای بهاری برای فیلسوف

ناراحت نیستم از مرگ داریوش شایگان. و چرا اصلاً باید ناراحت بود!؟ روزی باید رفت و شایگان هم رفت. یکی در همان دمِ زاده شدن و یکی هم مثل فیلسوف ما در هشتاد و چند سالگی. همه می‌روند، همه می‌رویم. و من هنگامی که به زندگی (و همچنین مرگ) شایگان …

ادامه نوشته »

خیانت می‌کنم، پس هستم: نفرین زمین، نون والقلم، ره‌ش

در سراسر متن رمان ره‌ش نوشته‌ی رضا امیرخانی چند بار به جلال آل‌احمد و داستان‌های او اشاراتی گذرا شده است، از جمله داستان کوتاه «جشن فرخنده»: آن‌جا که زن راوی داستان از وضعیت میهمانی‌های مدیران دولتی انتقاد می‌کند که به مکان و فرصتی تبدیل شده است برای «بررسی واقعی تدین» …

ادامه نوشته »

از رئالیسم تا مدرنیسم (۳)

نخستین نشانه‌های اصلاح سبک و فرم رئالیستی در رمان‌های نویسندگانی همچون گوستاو فلوبر، فئودور داستایوفسکی، امیل زولا، هنری جیمز ظاهر ‌شد. می‌توان هم‌صدا با رولان بارت، این نشانه‌ها را کشمکش مؤلفان برای مقاومت در برابر جذب و هضم شدن در ادبیات، یعنی آثار ادبی بورژوازی دانست. اول، سبک و به …

ادامه نوشته »

از رئالیسم تا مدرنیسم (۲)

نباید فراموش کرد که در تحولات تاریخ و نظریۀ هنر، میان محاکات و بازنمایی تمایز چندانی وجود نداشته است. نظریۀ تقلیدی هنر به‌عنوان کهن‌ترین نظریه دربارۀ هنر، از آرای افلاطون و ارسطو سر بر آورده است. از آن‌جا که این دو فیلسوف به نمایش توجه فراوانی داشتند، تقلید یا محاکاتِ …

ادامه نوشته »

از رئالیسم تا مدرنیسم (۱): ریشه‌های فلسفی رئالیسم

مدرنیسم را که همزمان با شکل‌گیری سمبولیسم در جهان فرانسوی‌زبان، در بریتانیا و آمریکا ظهور کرد، واکنشی در برابر رئالیسم در ادبیات دانسته‌اند. اصیل دانستن واقعیت و دغدغۀ محاکات که از «بوطیقا»ی ارسطو همواره به اشکال گوناگون در قلمرو فلسفه و زیباشناسی سیطره داشته است، از نیمۀ قرن نوزدهم میلادی …

ادامه نوشته »

ادبیات، مخمصه، رهایی

ویتگنشتاین گفته بود که وظیفۀ فلسفه، نشان دادن راه خروج (بخوانید رهایی) به مگس گرفتار در بطری است. حالا فلسفه را برداریم و بنویسم‌ ادبیات یا داستان یا رمان؛ یا نه، بنویسیم هنر، نقاشی، سینما و حتی بنویسیم دوستی یا حتی آشپزی، قدم زدن در خیابانی پردرخت، پک زدن به …

ادامه نوشته »

خانه سیاه‌تر شده است

شخصیت شهاب در (باز)روایت فیلم «پل خواب»، اولین نویدبخشی اکتای براهنی در مقام فیلم‌ساز، از شخصیت راسکولنیکفِ «جنایت و مکافاتِ» داستایوفسکی یک انسان مثله‌شده است که بی‌پناه و بدون هیچ اصل یا قاعده‌ای در کشاکش زمانه‌ای بی‌رحم و بی‌پروا دست به کنش می‌زند، زمانه‌ای که برای او هیچ‌گونه فضیلتی یا …

ادامه نوشته »

همه گرگ هم شده‌ایم، نه!؟

چند روز پیش در ایسنتاگرامم نوشته بودم که «سهم‌مان سوختن است، اما حق‌مان، سرشت و سرنوشت‌مان، سوختن نیست» و با همه‌ی پوست و گوشتم به این جمله باور دارم، و باور دارم که سهم انسان این نیست، هرچند در جهانی زندگی کند که به تعبیر سوزان‌ترِ کافکا، در آن خرمن‌ها …

ادامه نوشته »