خانه / فاطمه‌سادات حسینی

فاطمه‌سادات حسینی

پای صحبت‌های کازوئو ایشی‌گورو

برنده‌ی نوبل ادبیات سال ۲۰۱۷، در دانشگاه «کنت» شهر «کانتربری» تحصیل کرده و بعد از آن در دانشگاه «آنگلیای شرقی» دوره‌ای را تحت نظر «مالکوم برادبوری» و «آنجلا کارتر» گذرانده است. «زمانی‌ که دیدم هرکاری می‌کنم نمی‌توانم یک موسیقی‌دان موفق شوم، یک روز اتفاقی به آگهی یک دوره‌ی نویسندگی خلاق‌ …

ادامه نوشته »

از دفتر خاطرات یک گزارشگر(۳): مرگ، یاس و ویرانی

«حزب‌الله» شش ساله دست مادربزرگش «شیریلوک» را محکم گرفته‌است. تی‌شرت سفید کثیفی تنش هست و شلوار ندارد. گیج و متحیر بنظر می‌رسد. چشم‌هایش در ازدحام جمعیت به دنبال چهره‌ای آشنا می‌گردد. چشم‌هایش سراسر حیرت و سرگشتگی است. روح حزب‌الله گنجایش این را ندارد که بفهمد دقیقا چرا اینجاست. نزدیکش که …

ادامه نوشته »

از دفتر خاطرات یک گزارشگر(۲): یک لحظه، آزادی

در آشیانه‌ی امن بین رشته کوه های سبز و سواحل شنی، «بازار کاکس» سرزمینی است که آبستن زندگی، حیات و نوید همیشگی نعمت، فراوانی و مهمان‌نوازی است. هتل‌های پنج‌ ستاره‌ی پرجلوه و رستوران‌هایی که بهترین وعده‌های غذایی را برای مشتریان خود دارند نقطه‌های همیشه روشن این آشیانه‌اند. کناره‌ی امنی از …

ادامه نوشته »

از دفتر خاطرات یک گزارشگر: هرروز، قتل‌عام

به سمت «شاهپوریر دوئیپ» که می‌رفتم، ردیف رشته‌کوه‌های سبز و سرزنده به استقبالم می‌آمدند. یک آن فراموش کردم که قصدم از این سفر چیست. داشتم با شگفتی به ابرهایی که مثل لحظه‌ی به هم رسیدن دو عاشق با ظرافت به کوه‌ها متصل شده بودند نگاه می‌کردم که فهمیدم همه‌ی این …

ادامه نوشته »

رنج

پاییزی که گذشت دانشگاهی به یک نشست ادبی برای سخنرانی دعوتم کرد، تا از کتابم بگویم و از وبلاگ. برای دانشجوها از روایت گفتم. از بیرون کشیدن هزار هزار قصه‌ی تاریک و روشن از اعماق‌ قلبم، هزارتوی وجودم و تمام وجودم. برایشان از معنایی که آیه‌ی «من همراه قلب‌های شکسته‌ام» …

ادامه نوشته »