خانه / فاطمه‌سادات علمدار

فاطمه‌سادات علمدار

ویزای ورود به کشور جدید

۱٫ به گمانم هفت هشت سالی می‌شود که نمایشگاه نرفته‌ام. این را وقتی یادم آمد که سردبیر گفت چه چیزهایی را می‌خواهد از نمایشگاه برایش دربیاورم. چه قدر عادی بود برایم نمایشگاه نرفتن. چه شد که نمایشگاه نرفتن برایم عادی شد؟ پرسیدم: «نمایشگاه کی شروع می‌شه؟» ۲٫ سرِ انجام‌دادن یک‌ …

ادامه نوشته »

«مسألۀ مرگ» و روایت هنری

مالون می‌میرد و تا بمیرد جان ما را هم می‌گیرد با افکار مغشوش و در هم ریخته و خسته‌اش. مانند بقیه آثار ساموئل بکت که آدم را در تلخی‌اش گیج می‌کند و درست همان وقت که خسته شده‌ای یکهو یک اتفاق، شرمنده‌ات می‌کند به خاطر کم‌صبری‌ات و فکر رها کردن …

ادامه نوشته »

تنهایی‌ات را بپذیر!

دوباتن «سیر عشق» را نوشت تا بگوید عشق چه چیزی نیست و برای گفتن این مطلب زندگی یک فرد را از اولین احساسات عاشقانه در اوان نوجوانی تا میانسالی به تصویر کشید و به بی‌پرواترین وجه ممکن گفت: «مهم نیست شریک زندگی‌ات کیست و چقدر خوشبختی! تو تنها هستی و …

ادامه نوشته »

معصومیت محکوم به تباهی

«عشق» پدیده‌ای است که ما را عمیقا درگیر می‌کند؛ شادی بی‌حد نثارمان می‌کند و هم‌زمان با رنجی طاقت‌فرسا، امانمان را می‌برد! انسان‌های در حسرت عشق، انسان‌های عاشق در طول دوران عاشقی، انسان‌های پس از پشت سر گذاشتن رنج‌های عشق و به دوش‌کشیدن خاطرات تلخ و شیرین آن، بارها و بارها …

ادامه نوشته »

دراز کشیده بودم و می‌مردم

«گوربه‌گور» فاکنر آدم را خسته می‌کند. کتاب را می‌خوانی؛ درحالی‌که گرمت است و عرق کرده‌ای و تشنه‌ای. درست مانند کسی که در صحرای حیرت در مقابل پرسش «من کیستم» و «اینجا چه می‌کنم» ایستاده است. راجع به همین حیرت و چرایی‌اش و چگونگی‌اش با امین بزرگیان به صحبت نشستیم و …

ادامه نوشته »

هراس ابدیت

بسیاری از فلسفه‌نخوانده‌‌های تحصیل‌کرده در ایران، مسائل اگزیستانسیال را با «یالوم» و کتابش، روان‌درمانی اگزیستانسیال، شناختند و به آن علاقه‌مند شدند و بنابراین رنگ تفکر یالوم و نوع مواجهه‌ی او با  مسائل اگزیستانسیال بر ذهنیت ایشان از این دست مسائل نشسته است. در مجموعه گفتگوهای «دغدغه‌های وجودی ما» قصد داریم …

ادامه نوشته »

«من بَدَم»

«کآشوب» قرار بود تکثر روایت‌ها از رابطه با امام حسین و تجربه عزاداری برای امام حسین را بازنمایی کند. جدا از ویژگی‌های مثبت تلاش برای کنار هم قرار دادن روایت‌های مختلف از پدیده‌های اجتماعی متنوع که کوچکترین آن افزایش همدلی و تحمل دیگری است، ذکر نکاتی در خصوص جوانب و …

ادامه نوشته »

خطر در پناهگاه

  می­‌گفت: «آدم روی سرمایه نباید بنشیند.» خانه نداشتند. پول‎هایشان در جریان بود. می‎آمد و می‎رفت. حتی حساب بانکی هم نداشتند. حتی اسم طلبکارها و بدهکارها را هم ثبت نمی‎کرد. پول می‎آمد و می‎رفت. تا روزی که هواپیما سقوط کرد. یکهو طلبکارها آمدند با رسیدهایشان و کارخانه رفت. کارگاه‎ها رفت. پول …

ادامه نوشته »