خانه / سردبیر الفیا

سردبیر الفیا

از «روایت» که حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

روایت طیف گسترده‌ای از نوشته‌ها را در برمی‌گیرد: حرف زدن از هرچیزی به هرشکلی گونه ای از روایت است. دو تقسیم بندی کلی برای روایت وجود دارد: داستان و ناداستان. ما در بخش روایت الفیا تمرکز خود را بر ناداستان و شاخه‌های آن گذاشته‌ایم: یادداشت، خاطره‌نویسی، تک‌نگاری، مستندنگاری و سفرنامه …

ادامه نوشته »

عدل

اسب درشکه‌ای در جوی پهنی افتاده بود و قلم دست و کاسه­‌ی زانویش خرد شده بود. آشکارا دیده می‌شد که استخوان قلم یک دستش از زیر پوست حنایی‌اش جابجا شده و از آن خون آمده بود. کاسه­‌ی زانوی دست دیگرش به کلی از بند جدا شده بود و به چند …

ادامه نوشته »

پیرمرد بر سر پل

پیرمرد با عینکی که قابی ‌فلزی داشت و با لباسی خاک‌آلود، کنار جاده نشسته بود. روی رودخانه پلی چوبی کشیده بودند و گاری‌ها، کامیون‌ها، مردها، زن‌ها و بچه‌ها از روی آن می‌گذشتند. گاری‌ها که با قاطر کشیده می‌شدند، به سنگینی از سربالایی ساحل بالا می‌رفتند، سربازها پره‌ی چرخ‌ها را می‌گرفتند …

ادامه نوشته »

نقد داستان خانه‌ی سرباز

«خانه‌ی سرباز» در واقع یکی از قوی‌ترین داستان‌های همینگوی است. گزارش بازگشت یکی از قهرمانان جنگ است که پس از پشت سر گذاشتن مخاطرات هیجان‌انگیز، به خانه و شهر خود برمی‌گردد. داستان به شرح ناسازگاری نومیدانه، میان قهرمانی که اکنون تغییر کرده و محیط آشنای قدیمی که دیگر جای مناسبی …

ادامه نوشته »

خانه‌ی سرباز  

«کربز» از کالج مذهبی متدیست شهر کانزاس، راهی جنگ شد. عکسی دارد که او را در میان برادران کالج نشان می‌دهد. برادرها همه یقه بلند و یک شکل‌اند. کربز در ۱۹۱۷ در نیروی دریایی نام‌نویسی کرد و پا به امریکا نگذاشت تا تابستان ۱۹۱۹ که لشکر دوم از رود راین …

ادامه نوشته »

پایان کابوس

امروز بیست‌و‌هفت تیرماه است. روز اعلام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در جنگ تحمیلی. همان ایام، مجله تایم-لایف، نظر محمود دولت آبادی را از «جنگ و صلح» اخیر جویا می‌شود. دولت آبادی روایتی می‌نویسد و به تایم-لایف می‌دهد؛ و البته همزمان، همان روایت را در اختیار مجله «دنیای سخن»(۱۳۶۵-۱۳۸۰) قرار می‌دهد. بخش‌هایی …

ادامه نوشته »

آقای سردبیر به خدا هم فکر کنید

بعد از انتشار مطلب «داستانم را چاپ کنید آقای سردبیر» به قلم «سیدیاسر هشترودی» در مجله سوره در دی ماه ۷۱، انتقاداتی به سردبیر مجله، یعنی مرتضی آوینی شد. این مقاله در  روزنامه ی جمهوری اسلامی با عنوان «آقای سردبیر به خدا هم فکر کنید» با نام  «وحید عرفانی» اما …

ادامه نوشته »

نقدی بر داستان «گل سرخی برای امیلی»

گل سرخی برای امیلی داستان ترسناکی است. داستان خانه ای در آستانه فرو ریختن که در آن آدم داستان، بریده از جهان، چون قارچی که در تاریکی بر دیواری رشد کند از انسان‌های پیرامون خود می‌برد و به صورت هیولا در می‌آید. «میس امیلی گریرسن» دور از هیاهو و گرد …

ادامه نوشته »

یک گل سرخ برای امیلی

وقتی که «میس امیلی گریرسن» مرد، همه‌ی اهل شهرِ ما به تشییع جنازه‌اش رفتند. مردها از روی تاثر احترام‌آمیزی که گویی از فروریختن یک بنای یادبود قدیمی در خود حس می‌کردند و زن‌ها بیشتر از روی کنجکاوی برای تماشای داخل خانه‌ی او که جز یک نوکر پیر –که معجونی از …

ادامه نوشته »

بوی استقلال

بدتر از همه چیز تصاویر هستند، آن‌ها از بین نمی‌روند، می‌چسبند به ذهنت و یک دفعه نصف شب، خیس عرق وفریادزنان از خواب می‌پری. عجیب اینکه وقتی هرروز این تصاویر را می‌بینی، جنگ به تو یاد می‌دهد که به دیدن خون عادت کنی، مجبور می‌شوی با آن کنار بیایی. از …

ادامه نوشته »

کشور فراموش‌شدگان

می‌خوای بدونی من توی دلم چه تصویری از کشورم دارم؟ دلت می‌خواد بدونی؟ کشور من تصویر یه سرباز مست حیران رو داره که خنجرش رو روی پاچهی شلوار ارتشیش تمیز می‌کنه و توی غلافش می‌ذاره. بعدش روی جسد مردی که خرخره‌ش رو بریده تف می‌کنه. کشور من تصویر یه پیرمردی …

ادامه نوشته »

آن روی دیگر جنگ

همین یک سال ونیم پیش بود که در آپارتمانم در زاگرب نشسته‌بودم و داشتم گزارش‌های سی‌ان‌ان را از بغداد تماشا می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «خدایا، این آدما چطور می‌تونن اونجا زندگی کنن؟» سال‌های سال در مورد بیروت هم همین سوال را از خودم می‌پرسیدم. حالا همان‌جا نشسته‌ام و دارم …

ادامه نوشته »