خانه / اعظم ایزدیار

اعظم ایزدیار

صدا ها و دماغ ها

« دکتر، یه زن وقتی میشکنه که بفهمه یه مرد اونو به خاطر قیافه اش کنار گذاشته! حتی اگه از اون مرده متنفر باشه » اینها را صدای یک خانم داشت از توی تلویزیون می گفت. وسط مهمانی شلوغ پلوغ خانه ی دختر عمه نجمی، درست موقعی که فقط چند ثانیه انگار حرف همه ته کشیده بود. همه یعنی فامیلی شصت نفره که سال تا سال هم را نمی بینند. وحالا دیگر حتی خود تلویزیون هم ساکت شده بود.

ادامه نوشته »

فرار از رهایی

آمدنم به اندیمشک خیلی هول هولکی شد و حالا رفتنم به تهران . دوازده اسفند روز تولدم از تهران راه افتادیم. توی اتوبوس با کسی که از زندگی ام هنوز حذف نشده بود نشستیم روی دوتا صندلی کنار هم و تا صبح حرف زدیم تا برسیم اندیمشک. من یک جایزه …

ادامه نوشته »