خانه / غلامرضا طریقی (صفحه 3)

غلامرضا طریقی

غلامرضا طریقی

حیران در هماگ

بیشترین زمان حضور ما در بندرعباس به دید و بازدید می گذرد. وقتی هر چند ماه یکبار به شهری که تقریبا همه ی اقوام همسرم در آن هستند می آییم و زمان زیادی هم نداریم چاره ای جز این هم نیست. همه توقع دیدار دارند و گپی و گفتی. اما …

ادامه نوشته »

شوون بندر

عید در بندرعباس شکل دیگری دارد. اصلا مفهوم دیگری دارد. آنچنان که شب و روز اینجا رنگ و بوی دیگری دارد.مردم  بندرعباس تعریفی از شب و روز دارند که با تعریف ما چندان نمی خواند. وقتی ساعت سه بامداد من به شوخی گفتم برویم بستنی بخوریم و حسین و آیدا …

ادامه نوشته »

اعترافات یک ذهن اسفناک

پشت سر هم تلفن و موبایل است که زنگ می خورد. همه با حاج خانم و حاج آقا کار دارند. می خواهند عید را تبریک بگویند. پدر و مادر فاطمه، بزرگترهای فامیلند و این تلفنها و عید دیدنی های نفس گیر بخشی از آداب هر ساله ی این خانه است. …

ادامه نوشته »

اسب را بگیر

صدایش را که بالا می برد تن فرزندانش می لرزید. سینا و سوفیا که هیچ، اگر نیم نگاهی به دیگران می انداختی می دیدی که آنها هم بفهمی نفهمی دچار خوف شده اند. وقتی عصبی می شد سبیلش می لرزید، گونه هایش سرخ می شد و چشمهایش دو دو می …

ادامه نوشته »

پس کلوچه چه؟

گفت شش هزار تومان. راستش فکر کردم پیش کسانی که کنارم ایستاده اند ضایع می شوم اگر اعتراض کنم، والا حتما خریدم را برمی گرداندم. خرید که چه عرض کنم. در ترمینال یک فرودگاه مهرآباد تهران با خانم رفتیم آب بخوریم. گفتند آب سرد کن نیست برداشته اند. رفتم فروشگاه …

ادامه نوشته »

راهی در راه نیست

دارم تتمه ی وسایلم را جمع می کنم که برویم فرودگاه. فاطمه همه چیز را آماده کرده. چمدانها را در طول چند روز به تدریج بسته. من باید وسایل خودم را جمع کنم. کتابی و دفتری و شارژری…. این طور چیزها را خودم جمع می کنم. از یک ماه قبل …

ادامه نوشته »

شرمنده نداریم!

می‌خواهم درباره‌ی «غزل پس از نیما» کاری تحقیقی انجام بدهم. علاوه بر دانسته‌های پیشین، چند روزی در پی منابع موجود می‌گردم و هر چه بیش‌تر می‌جویم، بیش‌تر شگفت‌زده می‌شوم. غزل قالب غالب شعر ماست؛ اگر درباره‌ی چنین موضوعی با چنین فقری مواجه باشیم، درباره‌ی دیگر شکل‌های شعر چه توقعی باید داشته باشیم؟

ادامه نوشته »

نگاهی به پریخوانی

پری‌خوانی نام کتابی است که نشر قطره منتشر کرده. در این کتاب، که مقدمه‌ای از بهاءالدین خرمشاهی را بر پیشانی دارد، غزل‌های دکتر امیرحسین اللهیاری، شاعر جوان هم‌روزگار ما، آمده است.آنچه در اولین نظر توجه مخاطب این کتاب را جلب می‌کند تعداد غزل‌هایی است که در آن منتشر شده است.

ادامه نوشته »

عمرتان دراز باد جناب موحد!

اقتضای زندگی شهری ما را آپارتمان‌نشین کرده است، به دلایل متعدد. مهم‌ترینش کمبود زمین قابل‌ساخت‌وساز برای جمعیتی است که رو به افزایش است. تن‌دادن به این اقتضا فی‌نفسه نه ممدوح است و نه مذموم. مشکل از جای دیگری است. مشکل وقتی ایجاد می‌شود که ما به‌مرور به آپارتمان خو می‌گیریم. …

ادامه نوشته »

جادوی شعر

هنوز کودک بودم که جادوی شعر تسخیرم کرد.جادویی که هیچ گاه نتوانستم از آن بگریزم.آشنایی با حسین منزوی اما مهم ترین اتفاقی بود که مصمم کرد علاوه بر خواندن شعر می خواهم تا پایان عمر شاعری کنم.”غزل” که جان شعر فارسی ست، شد جان من.از وفاداری به این شکل گاهی …

ادامه نوشته »