نگاهی به پریخوانی

نگاهی به مجموعه شعر پریخوانی، غزل‌های دکتر امیرحسین اللهیاری

متولد سال ۱۳۵۶ زنجان/کارشناس زبان و ادبیات فارسی/شاعر، نویسنده

تالیف ها:

-آنقدر پرم از تو که کم مانده ببارم، نشر نیل

-هر لبت یک کبوتر سرخ است، سوره مهر

-جهان غزلی عاشقانه است، نیماژ

-با یاد شانه های تو، نیماژ

-به جهنم، فصل پنجم

- ایمان بیاورید به تمدید فصل سرد، نیماژ ||... پست الکترونیک

نوشته ۲۲ دی ۱۳۹۵ ذیل شعر
نظر بدهید |

پریخوانی نام کتابی است که نشر قطره منتشر کرده. در این کتاب، که مقدمه‌ای از بهاءالدین خرمشاهی را بر پیشانی دارد، غزل‌های دکتر امیرحسین اللهیاری، شاعر جوان هم‌روزگار ما، آمده است.

آنچه در اولین نظر توجه مخاطب این کتاب را جلب می‌کند تعداد غزل‌هایی است که در آن منتشر شده است. در سال‌هایی که تقریباً ناشران شعر مجموعه‌شعرهایی با میانگین سی تا چهل شعر منتشر می‌کنند، انتشار کتابی چهارصدصفحه‌ای که ۳۵۰ غزل، دو قصیده و سه مثنوی را در خود جای داده است غیرمعمول به‌نظر می‌رسد.

البته، این غیرمعمول‌بودن شاید از حُسن امیرحسین اللهیاری باشد؛ زیرا وقتی پریخوانی منتشر شده، او ۳۱ساله بوده است و کسی که در این دوره‌ی سنی پانصد غزل نوشته و از میان آن‌ها ۳۵۰ غزل را انتخاب کرده باشد شاعری جدی و تمام‌وقت است و نمی‌توان از کنار تجربه‌هایش گذشت. تأخیر در انتشار همین کتاب نیز نشان می‌دهد که او قصد کتاب‌سازی نداشته؛ زیرا با همین تعداد شعر می‌توانسته دست‌کم هفت مجموعه‌ی غزل منتشر کند و از سال‌ها پیش در میان مدعیان غزل عرض اندام کند.

همین ویژگی‌ها که عرض کردم، در کنار این‌که شاعر در شهرستان زندگی می‌کند و هیاهویی در عرصه‌ی ادبیات راه نینداخته است، وقتی در کنار پزشک‌بودن او قرار می‌گیرد، کنجکاوی هر مخاطب پیگیری را برمی‌انگیزد، کنجکاوی اولیه‌ای که با مطالعه‌ی کتاب از وجود آن پشیمان نمی‌شویم.

به طور کلی، می‌توان گفت آنچه درباره‌ی پریخوانی و امیرحسین اللهیاری باید نوشت در همین سطرهای مقدماتی نهفته است؛ زیرا ویژگی‌های او و شعرش نیز حاکی از تمایزی است که از شاعران هم‌نسل خود دارد و من، به اقتضای مجال، به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم.

نخستین ویژگی اللهیاری و شعرش استواربودن زبان است. پس از مطالعه‌ی پریخوانی، اولین نکته‌ای که توجه مخاطب را جلب می‌کند این است که شاعر به نسبت سن‌وسال خود، به‌ویژه هنگام سرودن این غزل‌ها، به زبان مسلط بوده است، چنان‌که از این نظر کم‌تر ایرادی می‌توان به آثار او گرفت.

این ویژگی وقتی برای او به مزیت تبدیل می‌شود که بدانیم نقطه‌ی اوج کار او پاشنه‌ی آشیل کار اغلب هم‌نسلانش به‌حساب می‌آید. شعر امروز به طور اعم و غزل جوان امروز به طور اخص چنان دچار شلختگی در زبان شده است که مخاطب جدی شعر را به نومیدی می‌کشاند.

آنچه به بهانه‌ی مضمون‌گرایی در دهه‌ی اخیر اتفاق افتاده، هم‌زمان با پیشرفت مخاطب‌گرایی مجازی، کار شعر را به‌جایی رسانده است که در کتاب‌های اغلب شاعران جوان گاهی بیش از تعداد بیت‌ها حتی می‌توان مشکل زبان و متأسفانه غلط دستوری پیدا کرد. اللهیاری هم دستور زبان فارسی را به‌خوبی می‌شناسد و هم در زبان‌آوری دستی دارد و استواری زبان شعر او در میان این همه شلختگی، بدون تردید، او را از هم‌نسلانش متمایز می‌کند.

دومین ویژگی شعر او، که بی‌تردید در مطالعه و آگاهی او به شعر گذشته ریشه دارد، بهره‌گیری از جلوه‌های شعر کهن فارسی است. این بهره‌گیری به شکل تلمیح و گاهی در شکل‌هایی دیگر چون تضمین خود را نشان می‌دهد. کم‌تر شعری می‌توان از اللهیاری خواند و ارجاعی به شعر، اسطوره یا ماجرایی در آن نیافت. این نکته نیز بدون تردید شعر اللهیاری را در مقایسه با هم‌نسلانش متمایز می‌کند، آن هم در دوره‌ای که مخاطبان دنیای مجازی روزبه‌روز شاعران را به سوی ساده و یکسویه‌نویسی سوق می‌دهند.

از دیگر ویژگی‌های شعر اللهیاری می‌توان به توجه وی به وزن‌های متعدد و گاهی غیرمعمول اشاره کرد. این ویژگی نیز در مقایسه با شاعران جوان این روزگار جالب توجه است؛ زیرا آن‌گونه که به‌راحتی می‌توان دریافت، تقریباً نود درصد غزل جوان این دهه در یکی ـ دو وزن خاص نوشته شده است. اگر تنوعی نیز بوده، گاهی حاصل توفیق غزلی خاص و تقلید از آن بوده که اغلب نیز به نتیجه‌ی موفقیت‌آمیزی نرسیده است.
توجه به بوطیقای غزل و بهره‌گیری از همه‌ی ظرفیت‌های آن نیز یکی دیگر از ویژگی‌های امیرحسین اللهیاری و شعر اوست. مثلاً، جایگاه ردیف و قافیه در غزل او چنان است که گویی در مرکز دایره قرار گرفته و دیگر اجزای غزل را در شعاع خود جمع کرده است. توجه به شکل غزل و اهمیت موسیقی کناری به‌ویژه در غزل‌های ردیف‌دار به مخاطب گوشزد می‌کند که شاعر این مجموعه به‌خوبی با بوطیقای غزل و کهن‌الگوهای آن آشناست. از همین جمله است توجه امیرحسین اللهیاری به مطلع و مقطع غزل‌ها، چنان‌که تقریباً در اغلب غزل‌ها با مطلعی جلب‌کننده و توجه‌برانگیز مواجه می‌شویم. اگر به طور اتفاقی هم صفحاتی از کتاب را ورق بزنم و مطلع برخی غزل‌ها را بنویسم، متوجه این نکته خواهید شد:

شاید چو پری با مه و دود آمده باشی

شاید شبی از ماه فرود آمده باشی

*

به اهل غار بگو یار غار از این‌جا رفت

به رودخانه بگو آبروی دریا رفت

*

مرا که خواب و خمارم خمار خواب مکن

به عشوه خانه‌ی عمر مرا خراب مکن

*

نهاده ماه چو مجنون بر آستان تو سر

که شب ز عشق تو سرمی‌رود به جان تو سر

این‌ها نمونه‌هایی بود که به طور اتفاقی نوشتم. شما با مطالعه‌ی دقیق‌تر، بی‌تردید، به مطلع‌های زیباتر و محکم‌تری نیز برخواهید خورد.

مقطع غزل‌ها نیز چنین است، اما من برای پیشگیری از اطناب، از ذکر مثال خودداری می‌کنم و از شما دعوت می‌کنم که به ضیافت غزل‌های اللهیاری در کتاب پریخوانی بروید و بدون هیچ تردیدی عرض می‌کنم که پشیمان برنخواهید گشت.

اگر بخواهم به اللهیاری توصیه‌ای کنم، او را به تجربه‌ی فضاهای نوتر نیز فرامی‌خوانم، البته نوگرایی‌ای که با حفظ همه‌ی ویژگی‌های اصلی شعرش اتفاق بیفتد، چنان‌که اگر مخاطب بدون شناخت شخصی غزل‌های اللهیاری را بخواند، متوجه شود که او دقیقاً در روزگار پس از سایه و منزوی و بهمنی و شاعران جوان‌تر دیگری می‌زیسته است که در دهه‌ی هفتاد دست به تحول در غزل زدند.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


حقوق مادی و معنوی مطالب این وب‌گاه برای الف‌یا محفوظ است. © 2017
ساخت نیمروز