بعد از یلدا

مستندنگاری شب یلدا در کافه‌کتاب ناشران

زهره عارفی:کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی، نویسنده، منتقد ادبی، داورجشنواره کتاب سال و دیگر جشنواره‌ های داستانی، نویسنده مجموعه داستان «روی موج 14» و رمان «فرمان یازدهم».

Zohreharefi03@gmail.com

نوشته ۱۶ دی ۱۳۹۵ ذیل مستندنگاری
نظر بدهید |

هر که مجموع نباشد به تماشا نرود

یار با یار سفرکرده به تنها نرود

باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

(سعدی)

 

دو ـ سه روز مانده به یلدا، با دوستان گروه داستان جمعه صحبت می‌کردم که شب یلدا چه خواهند کرد. یکی‌ گفت: «ما که غریب این شهریم و خودمانیم و…» هنوز حرفش تمام نشده بود که دیگری گفت: «چرا یک یلدای گروهی برگزار نکنیم؟» گفتم: «چرا که نه؟!»

این شد که با مدیریت مجتمع صحبت کردم و بعد مدیر انتشارات ارمغان طوبی. هرچند ته ذهنم صدایی می‌گفت: «قم، شهر علم و اجتهاد، و این کارها؟!» باز هم به خودم جواب دادم: «چرا که نه؟! مگر پیامبر با نوروز ایرانی‌ها همراهی نکرد؟!»

حتی یک نفر نه در کار نیاورد و قرار شد ۲۹ آذر در کافه‌کتاب ناشران مجموع شویم و به استقبال یلدا برویم. یک‌دفعه به یاد حال‌وهوای شب‌های یلدایی افتادم که با خانم و آقاجان در گذشته‌های دور داشتیم، و هوس کردم که باز کاسه‌ی بلور بارفتن دورتادور اتاق پنج‌دری بچرخد و هر کس انگشتری، سکه‌ای یا نشانی از خود در کاسه بیندازد و فال اول را خانم باز کند و بدهد آقاجان تا روی آن صندلی لهستانی‌اش کمی تکان‌تکان بخورد و با صدای رسایش بگوید: «خواجه حافظ می‌فرماید…»

باید همه چیز را مثل آن شب یلدای آخرِ دور کرسی بازسازی می‌کردم. حتی به فکرم رسید گردسوزی باشد و فانوسی که از خانم به‌ارث گرفته‌ام ــ همه چیز به سبک قدیم. امانت‌گرفتن کرسی آبجی‌خانم هم سخت نبود، که پای حافظ و فردوسی در میان بود و قصه‌های هزارویک شب. با یار شفیق، میرابوطالبی، راه افتادم و از سر ذوق، حتی صندلی‌های کافه‌کتاب را خودمان چیدیم و بعد نوبت ترمه‌ها و گلیم‌ و گردسوز و همان میوه‌خوری بارفتن و تُنگ‌‌های آبی شد و میرابوطالبی گفت: «بی انار و سیب، یلدا نشود…» آن را هم خرید و آورد و چید و بعد رفتیم سراغ آقای قوامیان و انتشارات کومه و آن قرآن آینه‌کاری و حافظ‌ها و شاهنامه‌های نفیسش که دل می‌برد از هر صاحب‌دلی، و جابه‌جا روی میز و توی قفسه‌ها چیدیمشان تا فضا ادبی شود و آن طرف کرسی با لحاف مخمل قرمزش کنار شیشه‌های مشرف به حرم حضرت معصومه پهن شود و سنت و ادب به‌هم بیامیزد.

اذان مغرب باید می‌گذشت تا دوستان مجموع شوند که شدند، اما سخنرانان طبق عادت مرسوم شهر، نه. برنامه را با دکلمه‌ی دو غزل از لسان‌العرفا آغاز کردیم تا اولین سخنران، استاد حسن اعرابی، به جمع پیوست و در مورد دیوان حافظی که به اهتمام خودش به‌چاپ رسیده بود، توضیح داد که این حافظ با توجه به نسخه‌ی مورد نظر هوشنگ ابتهاج (حافظ به سعی سایه) و با قلم نستعلیق تحریر شده و نظریاتی که حضرت سایه در پاورقی آورده وی در متن اعمال کرده. از نظر ایشان، نکته‌ی حائز اهمیت این نسخه آن است که شیوه‌ی املای فارسی کنونی در آن رعایت و کلمات به صورت منفصل نوشته شده‌اند و خاصیت این کار در آن است که خواننده‌ی امروز با رسم‌الخط فارسی آن آشناست و در خواندن غزل‌ها به مشکل برنمی‌خورد (اگرچه این نسل در املانویسی شهره‌اند!) و این روش به آسان‌خوانی او کمک می‌کند. (زیر لب گفتم: «امیدوارم!») نکته‌ی دیگر هم این بود که در این نسخه ترکیب هر غزل، بنا به وزن عروضی غزل، کوتاه یا بلند شده است.

یادم آمد که یک نسخه‌ از این دیوان استاد، در یکی از گردهمایی‌های انجمن شعر و داستان قم، به بنده اهدا شده بود و اولین بار انتشارات رواق اندیشه در سال ۸۱ آن را چاپ کرده بود و اعرابی هم افزود که بعد انتشارات ولی‌عصر و سپس انتشارات انوار الزهرا آن را بارها و بارها چاپ کرده‌اند. برایم جای تعجب داشت که استاد گفت: «در مجموع، حدود یکصدهزار نسخه از این دیوان در سراسر کشور منتشر شده».

کلام‌ که به این‌جا رسید، خواستم تا به دیوان لسان‌الغیبی که با همت خود نوشته‌اند تفألی به نیت همه‌ی حضار بزنند. گرچه کاسه‌ی بارفتن پر از سیب بود و استفاده از آن ممکن نبود، حالا می‌گویم ای کاش در عوض هر سیبی، کسی نشانی از خود در کاسه می‌انداخت و بعد از هر فال، نیاز فال‌گیرنده در آن می‌افتاد، ولی افسوس!

بحمدالله سخنران دوم میان فال حافظ رسیده بود.

استاد محمد قاضی نیز از کتابش، خدا از زبان فردوسی، برایمان صحبت کرد و گفت: «این کتاب کم‌حجم پژوهشی است در مورد خداباوری ابوالقاسم فردوسی در مثنوی طولانی شاهنامه؛ چراکه وی شخصیت موحدانه‌ای داشته و شاید از همین روی است که وی هیچ گاه چون شاعران همعصر خود سر بر درگاه شاهان فرود نیاورده». از این رو، ایشان سعی کرده تا با انعکاس اشعاری از شاهنامه که در وصف خداوند و توحید حق‌تعالی است، به شایعه و شبهه‌‌‌ای که در مورد شاهنامه و خالق آن مطرح شده است، پاسخ دهد و دیدگاه‌ این شاعر توانمند کهن را در مورد خداوند متعال و ویژگی‌های او به‌تصویر بکشد. این استاد شاهنامه گفت: «بر خلاف برخی از افکار رایج از جانب مخالفان فردوسی، از اشعار شاهنامه می‌توان اثبات کرد که این شاعر حماسه‌پرداز به مبدأ و معاد معتقد بوده و اشعار وی پیوند عمیقی با خداپرستی و آخرت‌شناسی دارد». قاضی گفت که در این تحقیق، تقریباً تا پایان داستان رستم و سهراب، در هر جا و هر شعری که نامی از خدا، روزگار و ستاره آمده را یادداشت، معنا و آکسان‌گذاری کرده و همه را در این کتاب، که به صورت جیبی است، در۱۲۰ صفحه گرد آورده است.

استاد قاضی، که کتاب لغات و کنایات قم او را اولین بار در آموزش‌وپرورش دیده بودم، در مورد شکل‌گیری و سرودن شاهنامه گفت: «فردوسی زمانی شاهنامه را سرود که زبان پارسی دچار آشفتگی بود و تمام واژه‌هایی که فردوسی برای سرودن شاهنامه به‌کار گرفت بیش‌تر پارسی سره است و شمار واژگان عربی در شاهنامه اندک و همین امر ماندگاری زبان فارسی را تضمین کرد». نکته‌ی جالبی که استاد گفت این بود که یکی از منابع فردوسی برای سرودن شاهنامه داستان‌هایی به زبان پهلوی بوده است که در زمان وی موجود بوده و بن‌مایه‌ی شاهنامه شاهنامه‌ای منثور معروف به شاهنامه‌ی ابومنصوری است.

به حاضران در جلسه گفتم: «تا جایی که یاد دارم، یلدا فقط شب حافظ و فردوسی نیست، شب قصه‌های ننه‌سرما هم هست» و دعوت کردم تا زینب علیزاده داستانی به نام دوست‌داشتنی‌ترین پرنده‌ی جنگل را، که بازآفرینی‌شده‌ی‌ یکی از داستان‌های کلیله و دمنه‌ است، برایمان بخواند. در ادامه، باز هم به سراغ استاد قاضی رفتم که پژوهش‌هایی در متون کهن دارد و علاوه بر آن استاد فن بیان است تا ما را به شاهنامه‌خوانی‌اش مهمان کند. ایشان ابتدا داستان «فریدون و ضحاک» را تعریف کرد و سپس اشعار فردوسی را در پیروزی فریدون بر ضحاک برای حاضران قرائت کرد.

اما یلدای ما، به لطف همه‌ی دوستان، به این‌جا ختم نشد و باز با صدای رسای استاد اعرابی به سراغ لسان‌الغیب رفتیم و سپس شعرخوانی رقیه ندیری حال‌وهوای جلسه را با برف‌ریزه‌هایی که از پشت شیشه‌ها آهسته پایین می‌آمد عوض کرد تا نوبت به من برسد و به سراغ یکی از قصه‌های هزارویک شب بروم و قصه‌ای بخوانم و تا یلدایی دیگر آن مجموعْ هزار قصه بخوانند.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


حقوق مادی و معنوی مطالب این وب‌گاه برای الف‌یا محفوظ است. © 2017
ساخت نیمروز