روایت بهار

تعطیلات محرمانه

”محسن باقری“

تعطیلات محرمانه، مستندنگاری وقایع اتفاقیه عید امسالم است که دارند کم کم شکل می گیرند و بعد تعطیلات بازنویسی شان خواهم کرد. بندبازی من است روی خط قرمزهایی که اگر خبطی کنم و ناشی بازی درآورم هر لحظه ممکن است پرت شوم پایین. چاره ای نیست ، به قول یک "رفیق" خارج نشین یا رومی رومی، یا زنگی زنگی، یا حد وسط. پی نوشت: خطوط قرمز زیادند و همه شان هم لزوما قرمز نیستند؛ از جمله خط چشم و خط لب و خط تیزی روی صورت لات محله مان و قس علی هذا.

میان ما و رسیدن...

مریم فردی

کسی مرا می خواند / هر صبحگاه و هر شامگاه / از دوری دور

کسی هست که / مرا به نام کوچکم می خواند / به آن نام که / حتی مادرم نمی داند...

حشرات رحیم

مجتبی بیات

در سکوت دهان نیمه باز اسفند، ملاحتی از طبایع منحوس، شعری چون شعر محصص را در خون رگ هایم چرخاند. گمانم سگی که در دور عوعو می کرد و ماهی که چون لیوانی شیر خنک بالای سرم بود حال من را داشتند؛ حالی محول .

حیوان در زندگی می میرد./ انسان در مرگ زندگی می کند./ حیوانی که در من است برایم عزیز است.

"بهمن محصص"

من با او

سعید کیایی

من عمری با خودم بودم، و "من با خودم" را می‌نوشتم. تصاویری را از جهانِ خودم می‌گرفتم. حال که مدتی‌ است جهانِ "ما"‌شدگی را می‌بینم، از نگاه مشترکی خواهم‌گفت که هرلحظه شگفتانه‌یی دارد.

رنج سفر می‌کشیم ما

علی اکبر شیروانی

سالها همه مي‎دويديم بدون اينكه كتابي بخريم با عنوان «از دو كه حرف می‎زنم از چه حرف می‎زنم؟». حالا برای همه‎چيز كتابی هست و براي هرچيز فلسفه و دستورالعمل و راهنما و غيره و غيره. پارسال وسط ناكجاآبادي در بوسني دوربينم از كار افتاد. بی‌هيچ اضطرابي در گوگل سرچ و مشكل دوربين را حل كردم. بدون شك بدون دانش و تكنولوژي نمي‎توانيم زندگي كنيم اما گاهي از خودم مي‎پرسم خواندن درباره‎ی دويدن جای دويدن را مي‎گيرد؟ خواندن درباره‎ی چيزهای ديگر چه؟ به بهانه‎ی سفر هيجان‎انگيز و مهيجي كه در پيش دارم چند روزی درباره‎ی سفر و سفرنامه‎نويسی می‌نويسم و بعد از چند روز در اينجا سفرنامه خواهم نوشت.

در جستجوی زمان از دست رفته

احسان حسینی نسب

براستی که ما انسان را در رنج آفریدیم . سوره نود، آیه چهار

کافه واله

میثم امیری

او چهارمی بود. مورد اول را نه من می‌خواستم نه طرف من را می‌خواست. در مورد دوم من می‌خواستم، طرف نمی‌خواست. در مورد سوم طرف می‌خواست و من نمی‌خواستم. طبعا در این نسب اربع، بد بود که چهارمی تکرار آن سه تای قبلی باشد؛ بیشتر به آن خاطر که هیچ وقت دوست ندارم مسیری را که در زندگی‌ام جلو رفته برگردم یا حتی تکرارش کنم. این شد که چهارمی از فرم خارج نشد؛ هم من می‌خواستم، هم او می‌خواست. نامش میم بود و سه هفته بعد از آشنایی، زنم شد.

لیلی نویسی

فاطمه علویان

لیلی نویسی از اولین تجربیات نخستین سالِ با هم بودنمان نوشتن است، اما خاطره گویی نیست. تجربه ی هر روز زندگیِ مشترک در نخستین بهار، که فصلهای بیشماری در پِی خواهد داشت.

کوتاه بیا راه

غلامرضا طریقی

گر چه هنگام سفر جاده ها جانکاه اند / روی نقشه همه ی فاصله ها کوتاه اند / فاصله بين من و شهر شما يک وجب است / نقشه ها وقتی ا ز اين فاصله ها می کاهند / من که از خود خبرم نيست چه قيدی دارم ؟ / «جمله های خبری» قيد مکان می خواهند / راهی شهر شما می شوم از راه خيال / بی خيالان چه بخواهند چه نه، گمراهند /

کد ۹۹

زهرا ساجدی

روبروی‌ما پزشک‌ها که می‌نشینند، نگران برملا شدن رازهای‌شان نیستند. دل‌شان می‌خواهد به سوال‌های علمی‌ما طوری پاسخ بدهند که نقبی زده باشند به داستان‌شان و ما هم بگوییم خب بقیه‌اش را تعریف کن. اما ما هیچ‌وقت این را نمی‌گوییم و این حرف‌های نگفته که توی دلشان تلنبار می‌شود زودتر از هر بیماری دیگری از پا درشان می‌آورد .

داستان

برجی که از آن علی است

یادداشتی بر رمان برج ۱۱۰، نوشته‌ی فیروز زنوزی جلالی

رمان برج ۱۱۰ نوشته‌ی نویسنده‌ی توان‌مند و صاحب‌سبک , فیروز زنوزی جلالی است که به تازگی توسط انتشارات علمی فرهنگی و به همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و ۶۶۶ صفحه راهی بازار کتاب شده است. این اثر حسب‌حال چوپانی است که در فضایی تمثیلی و نمادین سفر خود را آغاز می‌کند و با افرادی...

{ نوشته ۸ اسفند ۱۳۹۵ | معرفی کتاب، نقد کتاب}

حرف‌‌زدن از اسطوره‌ها وظیفه‌ی من است

گفتگو با مجید قیصری به بهانه‌ی انتشار جشن همگانی؛ جدیدترین مجموعه داستان او

جشن همگانی جدیدترین مجموعه‌داستان مجید قیصری است که به‌تازگی نشر افق منتشر کرده است، مجموعه‌ای که سرشار است از ایده‌های داستانی تازه و بکر برای خلق داستان‌کوتاه. به همین مناسبت، با وی درباره‌ی این کتاب و تجربه‌ی نگارش داستان‌های کوتاه آن به صحبت نشستیم، صحبتی که در آن قیصری به نوع تأثیرپذیری خود از اسطوره‌ها برای نگارش داستان پرداخته است.

{ نوشته ۱ اسفند ۱۳۹۵ | گفتگو}

گُردان قاطرچی‌ها، گردانی با مایه‌ی طنز

نشست نقد و بررسی کتاب گردان قاطرچی‌ها

رمان نوجوان گردان قاطرچی‌ها با حضور داوود امیریان نویسنده‌ی کتاب، مهدی کرد فیروزجایی نویسنده و منتقد و یزدان سلحشور، منتقد، نقد و بررسی شد. این کتاب، که چاپ اول تا سوم آن را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده، در حال حاضر در انتشارات نیستان به چاپ هفتم رسیده است. این اثر طنز بارها در جشنواره‌های ادبی مورد...

{ نوشته ۱ اسفند ۱۳۹۵ | میزگرد}

شعر

سفری مدام

نقدي بر مجموعه‌ی شعر آهسته‌خواني* سروده‌ی سيدعلي ميرافضلي

ساختاری که در عین برجستگی صوری زبان، با بهره‌بردن از سلامت زبانی، صمیمانه با مخاطب روبه‌رو می‌شود و این صمیمیت را به‌سادگی به مخاطب عرضه می‌کند. با شگفتی باید اذعان کرد که چنین سلامتی در تاریخ شعر نیمایی گوهری کمیاب است و این فقدان یکی از عوامل استقبال‌نشدن آن‌چنانی از این قالب نو شعر فارسی به‌حساب می‌آید.

{ نوشته ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ | معرفی کتاب، نقد کتاب}

نگاه من به جهانْ طنزآلود است

گفت‌وگو با علیرضا لبش درباره‌ی جدیدترین اثرش، آخرین زلزله‌ی تهران

علیرضا لبش اول مهرماه سال ۱۳۶۰ در قم متولد شد. او، که فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته‌ی جامعه‌شناسی است، شاعری است طنزپرداز، نوپرداز و سپیدسرا که قرار است یک مجموعه‌داستان هم به‌زودی از او منتشر شود. خنده در مراسم تدفین، نسکافه‌های بعدازظهر، مرثیه‌ای برای گم‌گشتگی، کافه خنده، کافه عشقه، بی‌سروته، لاف تو شک، شکرپاش و کبریت کم‌خطر از کتاب‌های منتشرشده‌ی اوست.

{ نوشته ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ | گفتگو}

بیابانکی: شعر ما، از قرن چهارم به بعد، یک شعر توصیف‌گراست نه تبیین‌گرا

نشست نقد و بررسی مجموعه‌ی شعر جامه‌دران

میزگرد درباره‌ی مجموعه‌ی شعر جامه‌دران با حضور یزدان سلحشور، غلامرضا طریقی، ابراهیم اکبری دیزگاه و سعید بیابانکی (شاعر) در دفتر مجله‌ی الفیا برگزار شد. بیابانکی شاعری را از سال ۱۳۶۲ در پانزده‌سالگی، به تشویق اصغر حاج‌حیدری، شاعر سدهی که مستخدم مدرسه بود، آغاز کرد و به‌تدریج با ورود به انجمن ادبی سروش و انجمن ادبی صائب اصفهان در محضر استادانی...

{ نوشته ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ | میزگرد}

روایت

آناتومی مسافر

رنج سفر می‌کشیم ما 6

  گفتم عید دارم می‌روم سفر. با مِن‌مِن گفتم دارم می‌روم سفر و سفرم هم راه دور است. مادرم با نگاه آمیخته […]

{ نوشته ۶ فروردین ۱۳۹۶ | روایت}

شیرینی سالِ نو

لیلی نویسی ٧

قنادی ها را روزهای عید بیشتر از هر وقت دیگر دوست دارم، حال و هوایشان طور دیگریست، خیلی ها خانوادگی می آیند […]

{ نوشته ۴ فروردین ۱۳۹۶ | روایت}

قالب‌ها

داستانروایتشعرطنزگزارشگفتگومعرفی کتابمیزگردنقد کتابیادداشت

حقوق مادی و معنوی مطالب این وب‌گاه برای الف‌یا محفوظ است. © 2017
ساخت نیمروز